تبليغاتX
ققنوس
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
شکاف در بین حامیان عربی اسراییل
سعد الله زارعی در گفتگوی اختصاصی با شبکه ایران:
 
 تاثیرفوری مقاومت مردم غزه را می‌توان شکاف بین صفوف منسجم کشورهای عربی مرتبط با آمریکا دانست که موجب محدودیت اسراییل ها درعملیات علیه مردم غزه وفلسطین درمنطقه شده است. اسراییلی ها به این نتیجه رسیده اند که نمی‌توان چندان به همراهی بعضی ازدولتهای عربی منطقه تکیه کرد.

به گزارش شبکه ایران، سعدالله زارعی کارشناس مسائل خاورمیانه در مصاحبه با خبرنگار شبکه ایران در پاسخ به این سوال که آیا رژیم صهیونیستی توانسته است منابع حیاتی دولت حماس رادرغزه ازبین ببرد گفت:"حملات هوایی ر‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژیم صهیونیستی طی شش روز گذشته متوجه مراکز اداری واقتصادی منطقه محروم غزه بوده است واگر به حماس به عنوان یک دولت نگریسته شود، باید بگوییم که رژیم صهیونیستی ضربات سنگینی به تاسیسات اداری واقتصادی تحت حاکمیت دولت آقای هنینه واردکرده است. اسراییلیها بنابرآنچه که تا دیروزسایت رسمی وزارت خارجه این رژیم اعلام کرد 400نقطه هدف را در منطقه غزه مورد حمله هوایی قرارداده است.

 اما اگرچنانچه ما به حماس ومنطقه غزه بعنوان مقاومت ومنطقه مقاومت نگاه کنیم، بنابراعترافی که خود صهیونیستها کرده اند و بنا به شواهد وقراین فراوانی که وجود دارد، رژیم صهیونیستی نتوانسته علی رغم حجم وسیع بمباران ها آسیبی به امکانات وموقعیت ها و نیروهای مقاومت درمنطقه غزه وارد کند.

به همین دلیل هم اسراییلی ها اعلام کرده اند که نیازمند حملات زمینی بوده و درکابینه رژیم صیهونیستی اعزام   2500نیروی ذخیره جدید به مرزهای شمالی غزه را موردتصویب قرارداده وشمار نیروهای اعزام شده را به 9000 نفررسانده اند.

 

ازطرف دیگرشلیک موشک ها ازسوی حماس  درطول روزگذشته نه تنها روندی نزولی پیدانکرده بلکه هرروزشاهد افزایش موشکهای مقاومت غزه به سمت اهداف صیهونیستی درعمق 50 کیلومتری این رژیم بوده‌ایم .امروزحجم موشکها نسبت به روزهای گذشته تاظهرکه خبرها از سوی رسانه ها اعلام شد نسبت به نیم روز روزهای گذشته افزایش داشته و برمیزان برد موشکها افزوده شده است. بنابراین مجموع این خبرها یعنی ازیکسو نیازی که اسراییلی ها برای اعزام نیروی بیشتر به منطقه غزه اعلام کرده اند و همینطور افزایش شلیک موشک و برد آنها توسط مقاومت  به خوبی بیان کننده این است که اسراییل به اهداف خودنرسیده ونتوانسته مقاومت را دراین منطقه تضعیف کند.
وی در ادامه گفت: "رژیم صیهونیستی چون رسما"اعلام کرده که جنگ زمینی خواهد داشت و تانکها را درپشت مرزهای منطقه بسته غزه آرایش داده، طبعا نمی‌تواند هیچ نوع اقدام زمینی نداشته باشد. امادرعین حال این نکته قابل توجه است که رژیم صیهونیستی ازحمله زمینی وحشت بسیارزیادی دارد، چرا که تجربه جنگ زمینی با حماس درسالهای  2002 تا 2005  برای اسراییلیها یک تجربه توام با شکست بوده وهمچنین تجربه رژیم صیهونیستی درعملیات زمینی جنگ 33  روزه هم بیانگرشکست این رژیم درمواجهه زمینی باچریکها بوده است.

به همین دلیل بایدبگوییم که جنگ زمینی اصولا برای چریک یک جنگ مطلوب به حساب می‌آید درحالیکه درعملیات هوایی چریکها به دلیل اینکه ازامکانات لازم هوایی ازقبیل هواپیما و امکانات پیشرفته برای ساقط کردن هواپیماهایی که درحدود 30هزارپایی مستقرونقاطی را مورد بمباران قرارمی‌دهند، ندارند؛  همواره منتظر آغازعملیات زمینی هستند.

در عملیات زمینی چریکها با استفاده ازتاکتیکهای چریکی خودشان که برای اسراییلیها یک تاکتیکهای ناشناخته وغیرمجرب به حساب می‌آید و‌‌ازتوان متقابل برخوردار نیست، ازیک موقعیت ویک وضعیت مطلوب برخوردار می‌شود.

حماس ازمدتها پیش منتظر آغاز جنگ زمینی بوده تا اینکه با استفاده از روشهای خاص خود نظامیان اسراییلی را به دام بیاندازد و روزانه دهها نفر از نیروها را هر چند در جان پناهای به ظاهر تسخیر ناپذیر تانک مرکاوا باشند، مورد هدف قرار داه و از بین ببرد.

بنابر این بنظر می‌رسد اسراییلها یک عملیات محدود در زمین نه به منظور پیشروی در خاک غزه بلکه به معنی استفاده از امکانات زمینی نظیر تانکها برای یورش به مناطق مسکونی استفاده خواهند کرد.

 این موقعیت به چریکها اجازه می‌دهد وارد هر منطقه ای که نیروهای زرهای و زمینی و اسراییل حضور دارند شده و به رویارویی مستقیم بپردازند.
 
وی در پاسخ به این سوال که تاثیر تحولات غزه را در کشورهای عربی منطقه که با آمریکا و اسراییل در این جنایت همکاری پیوسته ای را داشته اند چگونه می‌بینید گفت:" اقدامات اسراییل علیه منطقه بسته و محروم غزه به سرعت یک جو غلیظ عاطفی را در منطقه خاورمیانه مخصوصا در بخش عربی خاورمیانه ایجاد کرده است. چراکه حمله یک ارتش مجهزبه یک منطقه محروم که ماهها درمحاصره شدید دشمنان ازدریافت هرنوع کمک دارویی وغذایی محروم بوده احساسات تنفرانگیزی را علیه جریان مهاجم بوجود می‌آورد. "

دقیقا به همین دلیل عملیات رژیم صیهونیستی علیه حماس ومردم غزه که با همراهی وحمایت بعضی ازدولتهای عربی منطقه در برابر دیدگان ملتهای عرب انجام شد، سبب جدایی صفوف ازهم و انزوای سریع آن دسته از دولتهایی که با اسراییلها دراین ماجرا هماهنگ بودند، گردید.

مصری ها وسعودی ها که دو هم پیمان اسراییل دراین عملیات بوده اند، ازسوی افکارعمومی ومردم ساکن این کشورها مورد آماج انتقاد قرارگرفته اند. این شرایط باعث گردید که مصری ها علی رغم موضع سختی که درباره عدم بازگشایی دروازه جنوبی غزه یعنی منطقه رفح داشتند، درظهر روز دوشنبه 48 ساعت پس ازآغاز عملیات اسراییل بطور محدود دروازه رفح را بگشایند و اجازه ورود کمکهای دارویی وغذایی کشورهای مختلف و انتقال مجروحان حوادث غزه را صادر نماید.

در همین چند روز مصری هایی که موضع بسیار سختی علیه حماس گرفته بودند به مجموعه مذهبی الازهر که یک مجموعه وابسته به دولت هست فشار آورده  که در روزپنجم جنگ باصدور بیانیه ای اقدامات صیهونیستها را محکوم بکند وحق دفاع مردم غزه را به رسمیت بشناسد. همینطوررژیم عربستان سعودی که کمکهای مالی وتامین عملیات اسراییل برعهده گرفته بود ناچارشدکه دراواخر روز یکشنبه به بعضی از مفتی های درباری دستوربدهد که آنها باصدوربیانیه‌هایی حملات اسراییل علیه غزه رامحکوم کند.

عملیات اسراییل علیه مردم غزه و مقاومت مردم و حماس سبب شکاف و انشقاق درسطح کشورهای عربی مرتبط  بااسراییل شده است. اردن از ابتدای آغاز درگیری علیه اقدام اسراییل بیانیه صادر کرد. درمجلس اردن پرچم رژیم اسراییل به آتش کشیده شد و اجازه تظاهرات سراسری به مردم داده شد تا بدینوسیله صف خود را از حامیان جنگ جدا نماید . دولت لیبی، الجزایِرو یمن مواضع خوبی رابه نفع مردم غزه گرفتند که باید به این صف دولت سودان، قطر و بعضی دولتهای دیگر منطقه را نیزاضافه کرد.

بنابراین تاثیرفوری مقاومت مردم غزه را می‌توان شکاف بین صفوف منسجم کشورهای عربی مرتبط با آمریکا دانست که موجب محدودیت  اسراییلها درعملیات علیه مردم غزه وفلسطین درمنطقه شده است. اسراییلیها آرام آرام به این نتیجه رسیده انذ که نمی‌توان چندان به همراهی بعضی ازدولتهای عربی منطقه تکیه کرد.

س: با توجه به انتخاباتی که درفلسطین اشغالی (کنست اسراییل) و انتخاباتی که درفلسطین برگزارخواهد شد، تحولات اخیرچه نقشی رامی‌تواند درشرایط سیاسی پس ازانتخابات برجای گذارد؟

براساس تقویم سیاسی دو انتخابات دربیش است. یک انتخابات مربوط به تشکیلات خودگردان فلسطین مربوط می‌شود که زمان آن طبق تقویم روزبیستم دی ماه خواهد بود. یعنی پایان دوره مسولیت آقای محمود عباس به عنوان رییس تشکیلات خودگردان فلسطین وانتخابات دیگربرای تعیین نمایندگان جدید پارلمان اسراییل وتعیین دولت جدید این رژیم درتاریخ 21دی ماه می‌باشد.

اما قراین وشواهدی بیان کننده این است که انتخابات رییس تشکیلات خودگردان فلسطین در موعد مقرر برگزار نخواهد شد. اتحادیه عرب تلاش می‌کند که با استفاده از روشهای غیرقانونی دوره ریاست آقای محمودعباس رایکسال افزایش بدهد؛ درحالیکه تجدید دوره ریاست جمهوری وی درصلاحیت اتحادیه عرب نبوده ومجلس ومردم فلسطین می‌توانند دراین خصوص اظهارنظرنمایند.

البته پرواضح است که هم مردم فلسطین ومجلس فعلی فلسطین با انتخاب مجدد یا تمدید دوره ریاست جمهوری آقای محمودعباس یا کسانی که مرتبط باجریان سازشکارفتح هستند مخالف هستند. بنابراین به نظر نمی‌رسد که انتخابات اول برگذار شود.انتخابات دوم هم درموعد مقرر قطعا برگذارنخواهد شد، چرا که شواهد فعلی رژیم صیهونیستی شرایط برگزاری انتخابات نیست وبه همین دلیل هم مقامات فعلی تل آویو طرحی را  به پارلمان این رژیم ارایه داده‌اند که براساس آن سه ماه برگزاری انتخابات مجلس رژیم صهیونیستی به تعویق بیفتد. از این رویداد نتیجه میگیریم که مقاومت درغزه توانسته  برای اولین باریک وضع اضطراری را برای رژیم صهیونیستی بوجود آورد. بطوریکه این رژیم نتواند درتاریخ مقرر برنامه سیاسی خود را به اجرا بگذارد. البته معلوم نیست که پس ازدوره سه ماهه هم اسراییلیها بتوانند انتخابات را برگزار نمایند و به شرایطی که پیش رو خواهد بود ووضعیتی که درمجموع به وجود می‌آید، بستگی دارد

زارعی در پاسخ به این سوال که آیا نبرد آینده مقاومت با آمریکا و دنباله های اسراییلی وداخلی آن یک نبرد سرد و سنگین سیاسی  مشابه آنچه پس ازجنگ سی وسه روزه درلبنان شاهد آن بودیم، خواهد بود، گفت:"شاید نتوانیم مدلسازی کنیم. یعنی آنچه راکه درلبنان اتفاق افتاده را به فلسطین تسری بدهیم. چراکه شرایط این دوکشوربرابر نیستند. درعین حال ممکن است مشابهتهایی بین شرایط لبنان وفلسطین وجودداشته باشد. من می‌خواهم بگویم آنچه درفلسطین ولبنان اهمیت اولویت دارد مسئله مقاومت است. بایداین سوال رامطرح کرد.
آیا امکان اجرای عملیات سیاسی علیه مقاومت وجود دارد؟ پاسخ حتما آری هست. بله امکان اجرای عملیات وجوددارد. همانطورکه درلبنان اجراشد. کما اینکه علیه حماس هم این اتفاق افتاد. حماس سه سال پیش شعاردولت ائتلافی را می‌داد و ازآقای محمودعباس وجریان فتح درخواست کرده بود که دردولت ائتلافی شرکت کنند. اما آقای محمودعباس وفتح بطورکلی این درخواست را ردکردند. وحماس را وادارکردند که یک دولت در واقع مرتبط با حماس راتشکیل بدهند. بعدهم آنها درمقابل این دولت کارشکنی کردند وحتی با اسراییلها همدست شدند و درجهت تضعیف دولت مقاومت حرکت کردند. اما اگر سوال بشود که آیا امکان یک عملیات موفق علیه مقاومت وجود داردیاخیر؟ باید بگوییم به احتمال زیاد امکان اجرای عملیات موفق وجود نخواهد داشت.همانطورکه درخصوص حزب الله لبنان هم شاهد بودیم که آنها بعد از پایان جنگ 33 روزه عملیات سیاسی راه به قصد بد نام کردن حزب الله و منزوی کردن این جریان قوی لبنانی انجام دادند اما در نهایت هیچ دستاوردی نداشتند و بعد از نزدیک به دو سال از آغاز عملیات سیاسی علیه حزب الله ناچار شدند آنچه که در متن اعلامیه دوحه که در اردیبهشت ماه سال جاری آمده بود را بپذیرند که آن به رسمیت شناخته شدن قدرت حزب الله ، به رسمیت شناختن برتری حزب الله و پذیرش آنچه را که حزب الله لبنان در بیانیه های سیاسی خودش در جریان اعتصام تاریخی که در آبان سال 1385 اعلام کرده بود تن بدهد و ما امروز شاهد هستیم که حزب الله لبنان تمام اهداف خود سیاسی خودش را محقق کرده است و به عنوان یک جریان مقندر شناخته شده و فعالیت های خودش را در لبنان بدون کاستی انجام می دهد.

من معتقدم در مورد حماس هم این مسئله وجود خواهد داشت یعنی بعد از پایان جنگ فعلی علیه حماس ما شاهد گسترش قدرت، محبوبیت و مقبولیت حماس در داخل فلسطین و در منطقه عربی خواهیم بود کما اینکه رسانه های رژیم صهیونیستی هم از جمله روزنامه جرزلم پست که نزدیک ترین روزنامه اسرائیلی به دولت فعلی رژیم صهیونیستی است رسماً اعلام کرد که بعد از عملیات اسرائیل علیه غزه محبوبیت حماس و جریان های آن در منطقه که مراد آن ها ایران و سوریه بود در پایان جنگ تقویت خواهد شد.

بنابراین در پایان جنگ حماس در یک وضعیت بهتر و مخالفان فلسطینی حماس در سرایط ضعیفتری قرار خواهند گرفت و خود این توفیق اجرای عملیات سیاسی علیه حماس را از بین می برد بنابراین می شود گفت که شرایط آینده شرایط تقویت کننده برای حماس است و حماس را از بسیاری از محدودیت های فعلی آزاد می کند یعنی حماس بعد از جنگ فعلی به هیچ وجه با همه آن محدودیت هایی که قبل از جنگ و در حین جنگ دست به گریبان آن بود نخواهد بود.

سوال: برخی معتقدند که آمریکایی ها و اسرائیلیها پیش از آغاز درگیری نیز می دانستند حماس با آن پشتوانه مردمی اش قابل از بین بردن نیست بلکه هدف آنها از آغاز جنگ و هزینه سرشاری که بابت آن انجام می دهند وادار کردن حماس برای ورود به معادلات سیاسی منطقه است. نظر شما چیست؟
حماس اساساً وارد معادله سیاسی شده بود در عرصه داخلی علیرغم مخالفت های پی در پی که با مشارکت در انتخابات شهرداری ها در سال 2002 داشت، پذیرفت که در سل 2005 در انتخابات مجلس شرکت بکند و جنبش مقاومت از حضور در مجلس و دولت هم بهره مند شود. بنابراین حماس فرایند سیاسی داخلی را توام با فرایند مقاومت آغاز کرده بود که از این جهت مشابهت هایی میان حماس و حزب الله وجود دارد و در عرصه بین المللی هم حماس رایزنی های زیادی را آغاز کرده بود .

با همین مصری هایی که امروز با اسرائیل علیه دولت آقای اسماعیل هنیه همپیمان شدند چندین دوره مذاکره داشت، آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس مرتب با محافل عربی رفت و آمد و مذاکره داشت و حماس حتی حاضر شد که یک قرارداد آتش بس شش ماهه با رژیم صهیونیستی امضا کند، قرار داد شش ماهه ای که از اول تابستان سال جاری آغاز شد و تا پایان پاییز ادامه داشت و البته بارها از سوی رژیم صهیونیستی نقض شد.

بنابراین حماس از فرایند های سیاسی رویگردان نیست ولی اگر منظور از فرایند های سیاسی این است که حماس از شکل یک جریان مقاومت تبدیل بشود به یک جریان رسمی دولتی و بعد در معادلات منطقه ای حل و هضم بشود این به هیچ وجه در درستور کار حماس نبوده و در دستور کار حماس هم نیست.

حماس اگر قدرت دارد، قدرتش به خاطر مقاومتش است نه به دلیل مذاکرات سیاسی ؛ قدرت حماس در مقاومت حماس خلاصه می شود کمااینکه قدرت حزب الله لبنان هم در مقاومت حزب الله لبنان خلاصه می شود و نه در اینکه چند نماینده در مجلس دارد یا چند وزیر در کابینه آقای فواد سینیوره دارد بنابراین حماس رمز قدرت خود را می داند و از این رمز فاصله نمی گیرد.

همین امروز که حماس درگیر یک جنگ ظالمانه و کاملاً نابرابر و غیر انسانی هست در زیر بمباران های پی در پی صراحتاً اعلام می کند که ما فلسطین را فقط در مناطق 1967 نمی بینیم بلکه فلسطین کل فلسطین هست اعم از سرزمین های 1948 و 1967 یعنی کل مجموعه حدود 2700 کیلومتر مربعی که امروز رژیم صهیونیستی نام اسرائیل بر روی آن گذاشته است.

کل این را ما فلسطین می دانیم و تا آزادی وجب به وجب آن به مقاومت ادامه می دهیم؛ این چیزی است که حماس در زیر موشک ها دارد اعلام می کند بنابراین پرواضح است که وقتی از این جنگ پیروز بیرون بیاید بر این شعارها تاکید خواهد کرد نه اینکه از این شعارها فاصله بگیرد.

بنابراین تصور اینکه حماس در معادلات منطقه ای هضم می شود، یک تصور نادرستی است. البته بعید می دانم اسرائیلی ها و بعضی از کشورهای عربی این موضوع را درک نکنند چراکه جریان مقاومت در منطقه اساساً به مذاکرات و گفتگوها و ملاطفات سران دولت های عربی نشسته است.

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 18:50 | 
جنگ غزه معادلات جدید را در جهان به ‌وجود می‌آورد
دکتر ابراهیم فیاض در گفتگو با شبکه ایران؛
 
 قصه انتفاضه فلسطین که در آن خردسال و پیر، زن و مرد و کودک شیرخوار با جان دادنشان، مبارزه می‌کنند، ریشه در نهضت امام حسین(ع) دارد.

دکتر ابراهیم فیاض در گفتگوی اختصاصی با شبکه ایران گفت: تحولات غزه ساختارهای سکولاریستی و انگلوساکسونی جهان را تغییر خواهد داد.

وی با بیان اینکه خاورمیانه قرن بیستم و پس از جنگ جهانی با نظم انگلیسی شکل گرفت، اظهار داشت: اگر امپراطوری عثمانی تجزیه نمی شد و هویت‌های نوخواسته‌ای مثل اردن، عراق وعربستان که رابطه خانوادگی و خانزادی با انگلستان و آمریکا دارند، پدید نمی آمد؛ آنها نمی توانستند اسرائیل را در کنار کشور های عربی به‌وجود بیاورند.

ایشان با اشاره به تاسیس اتحادیه عرب توسط انگلیسی‌ها که به منظور حفظ ساختار و تعادل بین کشورهای متکثر جدید بود، گفت: درگیری هایی که در این سالها بین اعراب و اسرائیل روی داده یک دعوای درون خانواده و ساختار بوده است که همواره بزرگان ساختاری بعد از جنگ جهانی دوم مانند آمریکا میانجی و واسطه ترک مخاصمه بوده اند.

ساختارهای دینی خاورمیانه در حال دگرگونی است
این جامعه شناس برجسته گفت: جنگ های غزه و لبنان که آقایی و میانجیگری آمریکا در آن تاثیری ندارد، ساختار انگلوساکسونی خاورمیانه را تغییر داده و معادلات جدید را در جهان به‌وجود می‌آورد.

وی پیرامون تاثیر نبرد غزه بر کشورهای عربی گفت: با برهم خوردن ساختار آمریکایی خاورمیانه حتی اگر دولت‌های عربی بمانند مشروعیتشان زیر سوال می رود، به همین دلیل دولت های عربی همه وحشت زده اند و نمی توانند روابط داخلی و بین‌المللی خودشان را تنظیم کنند.

به هر میزان که آمریکا تضعیف بشود، کشورهای عربی هم تضعیف خواهند شد. این پادشاهی‌هایی که کدخدای آمریکا هستند، اگر در سیر این تحولات باقی بمانند، باز هم به علت خود آگاهی مردم و از بین رفتن ساختارها به شدت به سمت ایران خواهند آمد.

فیاض گفت: الان در عربستان خیلی از اهل تسنن، ایران را قبول دارند و وهابیت در حال افول است.

وی افزود: با فروپاشی ساختارها، تصویرهای یهودی قرن نوزدهمی خاورمیانه که توسط انگلیسی ها شکل گرفته و وهابیت در اهل سنت و بهابیت در تشیع را به وجود آورده‌اند؛ فرو خواهد پاشید.

نظام تک قطبی انگلوساکسون‌ها رفتنی است

فیاض تصریح کرد: نزدیکی بین شیعه و سنی در جهان و تظاهرات گسترده ای که توسط مردم در جهان برقرار می‌شود، نشان دهنده پدید آمدن یک هویت جدید در ملت‌های جهان است. وی افزود: با بهم خوردن ساختارهای خاورمیانه، ساختاری به وجود خواهد آمد که نمی تواند وضعیت ناهنجار موجود را تحمل کند و نظام تک قطبی انگلوساکسونها از بین خواهد رفت.

پیوستگی معادلات جهانی و تحولات خاورمیانه

آمریکا نظرش این است که ساختار جهانی با وجود خود، ژاندارمری خود و ساختار حقوقی خود را اجرا کند. به همین دلیل شورای امنیت امروز به شورای حکومتی آمریکا تبدیل شده است و دیگر نمی تواند از جنایات و کشتار مردم جلوگیری کند.

این استاد دانشگاه گفت: این سازمان‌های بین المللی که پس از جنگ جهانی دوم پدید آمده‌اند، دیگر فاقد توانایی اجرای  نرم افزارهای خود است، بنابراین کل مشروعیت آن نظام را از بین برده‌اند.

وی افزود: اگر امواج تحولات خاورمیانه یک جای این ساختار را دچار ریزش کند،‌ همه این ساختار دچار ریزش و دگرگونی خواهد شد.

نهضت امام حسین (ع) هم یک جنگ خانوادگی بود
یک خود آگاهی مردمی در مقابل ساختارهای مصلوب بعد از جنگ جهانی به محوریت آمریکا در حال شکل گیری است که ریشه در وقوع انقلاب اسلامی دارد. ما وارد دوره ای شده ایم که مردم نقش تعیین کننده ای در تحولات دارند و انقلابی درونی شروع شده است.

 

 وی گفت: جنگ در غزه و پیش از آن در لبنان یک جنگ خانوادگی است، یعنی مردم نیروهای نظامی هستند نه یک عده نیروی چریکی منقطع از ملت. قصه انتفاضه فلسطین که در آن پیر ‌و ‌جوان، خانواده ها و مردم، بچه شیرخواره هم به یک معنا با جان دادنشان، دارند می‌جنگند؛ ریشه در همان نهضت امام حسین دارد. نهضت امام حسین"ع" برعکس کسانی که با آنها می‌جنگیدند یک جنگ خانوادگی بود.این نوع مبارزه جنگ جدیدی است که همه در آن مشارکت دارند و به همین علت شکست ناپذیر است.

دکتر فیاض افزود: دشمن برای مقابله چاره ای جز خشونت بیشتر، کشتارهای جمعی و کشتن کودکان، کهنسالان و توده های مردم نخواهد شد.

وی در ادامه اذعان داشت: با ملتی که مادر آن پنج فرزندش شهید شده و در میدان حاضر است، دیگر نمی‌شود جنگید و اینجاست که آنها روز به روز به سوی نابودی در حال حرکتند.

 

خروج از انفعال، درک استراتژیک از تحولات

دولت ایران اگر این انقلاب ساختاری را بفهمد قاعدتا باید روی دو موضوع تمرکز کند. اول اینکه با استفاده از تمام ابزارهای دیپلماتیک و رسانه‌ای عدم مشروعیت نهادهای بین المللی را در فضای دیپلماسی جهانی نهادینه کند. دوم هم این است که با توجه به جنایات وحشتناکی که در حال روی دادن است و عدم کارآیی حقوق بشر سکولاریستی را پیگیری و بر نهادینه شدن حقوق مردم تاکید کند.

 

این استاد دانشگاه با بیان اینکه اتحادیه بین المجالس آسیایی پتانسیل خوبی است که می‌تواند مقدمات تغییرات را در مجمع عمومی سازمان ملل فراهم کند، گفت: مجلس شورای اسلامی وزارت امور خارجه و همه با کمک یکدیگر باید شروع کنند تا زمینه دگرگونی در ساختارهای سیاسی بین المللی فراهم آید.

 ایشان با انتقاد از انفعال اندیشمندان و مسئولان در موضوع حقوق بشر افزود: وقتی عنوان حقوق بشر اسلامی به کار می‌بریم یعنی انفعال و پذیرش استیلای غرب، در حالیکه ما باید مفاهیم حقوق مردم و حقوق بین الملل اسلامی را مطرح و با غربی ها به مباحثه بنشینیم. وی گفت: تا زمانی که در این حوزه به جای مطالعه به مونتاژ می‌پردازیم همانند صنعت اتومبیل سازی در حاشیه قرار خواهیم گرفت.

پایان مطلب/

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 18:5 | 
نبرد بعدی بیش از آنکه نظامی باشد یک نبرد سیاسی خواهد بود
دکتر مهدی مطهرنیا در گفتگو با شبکه ایران؛
آنها می خواهند با ثبات نسبی در آینده یعنی نیمه میانی قرن بیستم زمینه تاثیر در آسیای جنوب شرقی و پیشروی برای هماوردی با چین فراهم آورند.

آینده تحولات غزه را با توجه به اهداف اسراییل و آمریکا چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 در ارتباط با آینده تحولات غزه باید به نکات چندی توجه داشته باشیم پرسش اساسی این است که اهداف رژیم اسراییل از حملات غزه چیست؟ با عنایت به تحرکات رژیم اسراییل باید به این نکته تاکید کنم که این اهداف را می توانیم به کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم کنیم. در مرحله نخست رژیم اسراییل اعلام می‌کند که ما به دنبال ایجاد فضایی هستیم تا در آن اساسا نتواند با موشکهای خود اهدافی را در اسراییل مورد اصابت قرار دهد.

این هدف مقدماتی و اعلامی اسراییلیها در این جهت است ، هدفی که در جنگ سی و سه روزه هم دنبال می‌کردند تا حزب الله را از مرزهای نزدیک اسراییل دور کنند. در این چارچوب می توان به طور مثال نیروهای سازمان ملل در این مناطق قرار بگیرند.

به نظر می‌رسد در ارتباط با مسئله غزه از منظر اسراییلیها مسئله مرزهای امن نظامی و به دنبال آن مرزهای امن امنیتی مطرح است که سالها پیش در دهه 1970 آبه آآن وزیر امور خارجه اسبق اسراییل به آن اشاره کرده بود، اما اهداف بلند مدت اسراییل معطوف به سرکوب حماس است تا حماس از یک پیروزی مسلح خارج شود و به طور کامل وارد معادلات سیاسی شود.

من معتقد هستم که آمریکاییها به خوبی می‌دانند که حماس از بین رفتنی نیست و نهضت مقاومت فلسطین را مانند مقاومت لبنان نمی‌توان از کنارش گذشت در واقع آن را از بین برد بلکه تلاش می‌کنند، حماس را از جنبه نظامی به جنبه سیاسی بکشانند . آینده معادلات غزه در عرصه تئوری پردازی ایالات متحده آمریکا به این سمت و سو خواهد رفت که همان معادله لبنان در غزه و فلسطین تکرار شود؛ که بی تردید نبرد بعدی بیش از آنکه نظامی باشد یک نبرد سیاسی خواهد بود.

با توجه به انتخاباتی که در فلسطین و اسراییل در پیش روست این نبرد برای اسراییلی ها از این جهت هم دارای اهدافی خواهد بود. تندروهای اسراییلی با توجه به خواست افکار عمومی آنها به دنبال روی کار آمدن یک دولت تند رو هستند که فضای سرکوب فلسطینیان را احیا کند.

ولی من معتقد هستم نئومحافظه کاران آمریکا در یک عملیات هماهنگ در چارچوب قدرت هوشمند به اعمال قدرت سخت در مسیر برخورد با فلسطینی ها پرداخته اند که در این چارچوب می توانیم بگوییم قدرت نرم را اوباما به آن اضافه خواهد کرد یعنی با روی کار آمدن اوباما ادبیات مدبرانه خواهد شد.

گرچه اوباما تحرکات اسرائیلی ها را مورد تایید قرار خواهد داد و آن را یک ضد حمله علیه حملات حماس بر خواهد شمرد تا بتواند توجیه گر جنایات اسرائیل باشد ولی تلاش می کند رویکرد آمریکا در این مسئله  را رویکردی اثباتی کند و دو طرف را به سمت میز مذاکره فرا بخواند تا بتواند با تخریب انجام شده حماس در آستانه انتخابات به سمت و سوی یک معادله سیاسی بکشد.

فراموش نکنیم که آمریکایی ها حماس را در دو وجه می بینند؛ یک وجه آن تند رو است که آنرا متمایل به مقاومت منطقه بر می‌شمرند و بخش دیگر میانه رو است که آن را متمایل به اعراب در دولت های میانه رو و غربی می شناسند. در همین راستا غالباً از افراد میانه رو به عنوان یک عنصر حمایت می نمایند.

 

نقش نخبگان کشورهای اسلامی و عربی را در توقف جنایات غزه چگونه ارزیابی می کنید. به نظر شما تحرکات مردمی چه نقشی را در این تحولات می تواند ایفا کند؟

اینها در سطح گفتار می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد و تاثیرات آن را در سطح گفتار نمی توان نادیده گرفت ما باید توجه داشته باشیم که اگرچه دانایی ملت ها در برابر قدرت دولت ها افزایش یافته وباید دانست آینده در پی افزایش قدرت جبهه دانایی در برابر قدرت دولت ها خواهد بود و لی در آغاز یک راه بسیار طولانی در این جهت قرار گرفته‌ایم . لذا به عقیده آیزنهاور افکار عمومی پیروز جنگ را مشخص می کند.

اما آنچه که فعلاً مشخص است این است که در این زمینه راه خیلی طولانی پیموده شده و راه بسیار طولانی تر هنوز پیش روی جامعه بین الملل است . اینها می تواند تاثیر خود را در این حد بر جای بگذارد. ولی در حوزه گفتمان باید توجه داشته باشیم معادله نهایی را قدرت تعیین می کند و نبرد قدرت بی شک از جنبه های سخت افزاری و نرم افزاری فعلا توامان در دست دولت ها قرار دارد و دولت های عربی در چارچوب نشست هایی مانند آناپلیس ادیان در مکه و غیره امروز نوعی وحدت پنهان و آشکار را با ایالت متحده آمریکا و اسرائیل به نمایش می گذارد و تا حدودی باید بپذیریم که برنامه ریزی طرح ها متوجه سیاست برد_ برد در منطقه خاورمیانه به نفع آمریکا و قدرت های همسو با آن در ایجاد یک نوع دیوار سخت در اطراف ایران و دیوار آهنین در اطراف چین و روسیه در پاکستان و افغانستان است .

دلایل همراهی کشورهای عربی با اسرائیل چیست؟

آمریکایی ها تلاش دارند با توجه به تحرکات لازم اسرائیل در ایاالات متحده آمریکا، ایران را به عنوان دشمن اصلی اعراب نشان داده و در این راستا می دانیم ودر این راستا زمینه ساز نوعی همکاری جدی در منطقه بر علیه جمهوری اسلامی ایران و مقاومت شود.لذا دیدیم بعد از جریان ترور رفیق حریری کشورهای فوق سوریه و لبنان را از یکدیگر جدا کردند.

فشارهایی که به سوریه وارد آمد و حتی جنگ 33 روزه در لبنان همگی نشان دهنده یک حرکت تنظیم شده است که اگرچه چالش های بسیار جدی در منطقه رو در روی آن است اما بر اساس عنصر سناریو نویسی در ایالت متحده آمریکا و ترمیم عملیات‌ها بر اساس داده‌های بروزی که از منطقه عملیاتی دارند همواره سعی کرده است  و با این چالش ها واقع گرایانه برخورد کند. در عراق هم آمریکایی ها پذیرفتند دولت نوری المالکی به عنوان یک دولت شیعه سرکار بیاید تا بتوانند در مرحله گذار از این دولت استفاده بهینه خود را داشته باشند.

من اعتقاد دارم که آمریکایی ها در پی نابودی کامل حماس بر نخواهند آمد بلکه تلاش می کنند حماس را در چارچوبی هدایت کنند که بتوانند تحرکات سیاسی با توجه به گرایش مردمی که با آنهاست در مرحله گذار به انجام برسانند.

اینها مسائلی است که باید از منظر استراتژیک از نظر دور نداشت هرچند که تحرکات کنونی اسرائیل برایش بسیار هزینه آور است و موجب خواهد شد که مقاومت علیه اسرائیل از جهتی شدیدتر بشود و حتی حرکت های رادیکال در میان مسلمانان تقویت بشود اما آمریکا و اسرائیل پذیرفته اند که هزینه های لازم را در راه رسیدن به اهداف استراتژیک شان بپردازند تا بتوانند به ثبات در آینده میانی دست پیدا کنند.

آنها می خواهند با ثبات نسبی در آینده یعنی نیمه میانی قرن بیستم زمینه تاثیر در آسیای جنوب شرقی و پیشروی برای هماوردی با چین را فراهم آورند.

پایان مطلب/

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 18:3 | 
اوپک گازی نشان افتخار دیپلماسی فعال دولت نهم
هشتم بهمن ماه هشتاد و پنج در حالی که کشاکش ایران وغرب در موضوع هسته‌ای به دوران اوج خود رسیده بود، ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت روسیه با پیامی از سوی پوتین راهی تهران می‌شود.

 تهران که این روزها به سبب موضعگیریهای دو پهلوی روسیه در مناقشه هسته ای، نگاه تردید آمیزی به بازیگران عرصه بین الملل روسیه دارد، معتقد است پیام پوتین همکاریهای استراتژیکی برای دو کشور در پی نخواهد داشت.

 ایوانف که به دیدار رهبری انقلاب آمده با پیشنهادی مواجه می‌شود که مبدا همکاریهای جدیدی در آینده بود. ایشان با اشاره به روند یکجانبه گرایی آمریکا و شرایط کشورهای خاورمیانه خواستار پایه گذاری سازمانی مشابه اوپک پیرامون همکاری‌های گازی می شود.

واکنشها تعیین کننده روند آینده


 اعلام این پیشنهاد که می‌توانست بنیانگذار تغییرات استراتژیک و تاثیرگذاری در تحولات بین المللی در حوزه انرژی باشد به سرعت با واکنش قدرت‌های جهانی و تولید کنندگان گاز روبرو می‌شود. تولید کنندگان عمده گاز با استقبال از این ایده بر سرعت بخشیدن در سازماندهی و آماده سازی اساسنامه سازمان کشورهای صادر کننده گاز تاکید کردند.

 

تروئیکای گازی اولین نشست خود را با حضور نمایندگان ایران، قطر و روسیه، سه کشوری که 60 درصد منابع گاز جهان را در اختیار دارند در تهران تشکیل داد و این در حالی بود که 14 کشور تولید کننده گاز مانند الجزایر، لیبی، نیجریه و ونزئلا نیز پشتوانه مناسبی برای آغاز این طرح به حساب می آمدند.

 

با اینکه وزیران نفت این کشورها هدف این سازمان را همکاری بین کشورهای عضو اعلام می‌کردند اما کشورهای مصرف کننده و قدرتهای غربی از احتمال مدیریت عرضه گاز طبیعی در بازار جهانی در سالهای آینده نگران بودند، زیرا برخلاف اوپک که کمتر از 45 درصد عرضه نفت را در اختیار دارد، کشورهای صادر کننده  گاز با  حضور ایران، روسیه، قطر و الجزایر به کنترل کننده بیشترین گاز مصرفی جهان مبدل می‌شد.

از نشست سالانه تا مجمع فراگیر

در ابتدا کشورهای صادر کننده گاز تصور می‌کردند با نشستهای سالیانه می‌توان به نتایج دلخواه در بازار انرژی دست یافت، اما پس از چندی ضرورت ایجاد  یک تشکیلات منسجم در میان این کشورها به خوبی حس می‌شد. با سفر ولادیمیر پوتین ریاست جمهوری وقت روسیه  به تهران و دیدار با مقام معظم رهبری،  ایجاد سازمانی منسجم تاکیدی دوباره یافت و بدین ترتیب نشست کارشناسان و وزیران کشورهای عضو با سرعت بیشتری پیگیری شد تا پس از برگزاری 9 جلسه کارشناسی و 7 جلسه وزیران اساسنامه مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو به تصویب برسد.

 

روسیه که در ابتدا با تردید به این پیشنهاد نگاه می‌کرد وزیران انرژی 11 کشور گازی از جمله ایران، قطر و ونزوئلا به عنوان اعضا ی اصلی و نروژ و قزاقستان به عنوان عضو ناظر یک باشگاه انرژی غیررسمی جدید تحت عنوان مجمع کشورهای صادرکننده گاز به مسکو فرا خواند تا برای تصویب اساسنامه این مجمع که توسط ایران تهیه و در نشست کارشناسان بررسی شده بود به تصمیم بنشینند.


"سرگئی اشماتکو" وزیر انرژی روسیه در پایان این نشست با حضور در جمع حبرنگاران نتایج این نشست را اینچنین اعلام می کند " یک سازمان جدید امروز متولد شد، اساسنامه این سازمان مورد توافق همه کشورهای شرکت کننده قرار گرفت و مرکزیت آن در قطر خواهد بود."


ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه نیز در نطقی خطاب به وزرای نفت و گاز کشورهای صادرکننده گاز در نشست مجمع کشورهای صادرکننده گاز(GECF) گفت : با بالا رفتن هزینه های توسعه میادین گازی باوجود تداوم بحران مالی و کاهش قیمت انرژی در جهان دوره انرژی ارزان و گاز ارزان در حال پایان است.

خداحافظی با گاز ارزان

 سخنان ولادیمیر پوتین که اینک به عنوان نخست وزیر روسیه و رییس نشست سحنرانی می‌کرد بازتابهای فراوانی را دربین اعضا و کشورهای بزرگ مصرف کننده گاز در پی داشت. از یک سو در داخل مجمع  انتظارات از تشکیلات نوپای کشورهای صادر کننده گاز را افزایش داده و از سوی دیگر کشورهای صنعتی خصوصا اروپاییها را دچار بهت و نگرانی کرد. اما براستی چه تحولاتی در انتظار بازار گاز خواهد بود.

 

گر چه اهداف، نحوه انتخاب دبیرکل، نحوه عملکرد دبیرخانه، نحوه عملکرد هیات اجرایی مجمع و تعیین مقر آن مورد تصویب اعضا قرار گرفته است اما بدیهی است این تشکیلات برای رسیدن به اهداف خود نیازمند زمان است تا با اجرایی کردن آیین نامه های خود در یک بستر مناسب مراحل تکامل خود را طی نماید؛ اما دستیابی به یک تشکیلات مقتدر و تعیین کننده اصلی در بازار گاز با وجود 70درصد منابع گاز جهان در این کشورها دور از دسترس نخواهد بود زیرا همگرایی در بین کشورهای صادر کننده گاز  برای افزایش منافع خود بسیار راحتتر از سایر مجامع اقتصادی مشابه مانند اوپک خواهد بود .


اروپای نگران

 اروپاییها نگرانند و این نگرانی بی مورد نیست چرا که در طی سالهای گذشته رویکرد استفاده از گاز در اروپا افزایش یافته است . دولتهای اروپایی به سبب مساحت کم خود و وجود کشورهای متعدد صنعتی در قاره سبز قادر به استفاده از سوختهای فسیلی که آلودگی بیشتری را برای محیط زیست پدید می‌آورند، نیستند و به همین دلیل مصرف سوختهای فسیلی خود را کاهش و بر مصرف گاز افزوده اند.

 

هر چند که اروپاییها تلاش خود را برای تنوع بخشیدن به منابع تامین گاز کشورهایشان آغاز کرده اند اما هنوز هم روسیه به عنوان تامین کننده اصلی گاز اروپا محسوب می‌شود روسیه ای که نشان داده از همه ابزارها برای تامین خواسته هایش استفاده می‌کند. در آن سوی میدان سایر تولید کنندگان گاز قرار دارند که دیگر حاضر نیستند بر سر بدست آوردن بازارهای جدید منابع ارزشمند خود را به ارزانی در اختیار مصرفکنندگان قرار دهند.

 

تولید کنندگان گاز معتقدند اگر تضمین تامین گاز تعهد بین المللی آنهاست  اما ارزش واقعی گاز با توجه به مقبولیت آن فراتر از بهایی است که هم اکنون کشورهای صنعتی و مصرف کنندگان عمده پرداخت می‌کنند.

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 15:7 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar