تبليغاتX
ققنوس
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ترديدهاي خاتمي و تكرار راه طي شده!!

شبكه ايران_ وحيد شاكري:سيد محمد خاتمي روز گذشته پس از ماهها كش و قوس با حضور در پايگاه حزبي خود، مجمع روحانيون مبارز، براي حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوري ابراز آمادگي نمود.
وي كه پس از پايان دوران رياست جمهوري‌‌‌اش با ترك صحنه سياسي كشور گفته بود، عرصه ديپلماسي عمومي را به حضور در كرسي هاي قدرت ترجيح مي‌دهد،‌ ‌در ميان ترديدهاي فراوان خود و بسياري از حاميانش، كانديداتوري خود را اعلام نمود.
سيد محمد خاتمي و حاميانش در حالي پاي در ميدان انتخابات مي‌گذارند كه با چالشهاي گسترده و متنوعي دست به گريبان هستند.

چالش اول حضور مهدي كروبي و حزب متبوعش و قاطعيت آنها بر حضور در صحنه تا آخرين گام است.مهدي كروبي كه علت شكست خود در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري را عدم همراهي احزاب اصلاح‌طلب از وي مي‌داند، با تشكيل حزب اعتماد ملي راه خود را از آنها جدا نموده و معتقد است كه كنار كشيدن از انتخابات به نفع كانديدايي ديگر توهين به طرفداران و مغاير رفتار حزبي است.
در چارچوب همين ديدگاه است كه مي‌توان حملات متقابل لفظي اعضاي حزب اعتماد ملي و حاميان خاتمي را تحليل نمود. مانند آنچه در حمله محسن آرمين به كروبي رخ داد و وي كروبي را نمونه دست دوم از ميرحسين موسوي دانست.

چالش دوم معماي ميرحسين موسوي است. نخست وزير دوران دفاع مقدس با سكوت طولاني مدت خود در برابر تغييرات گفتماني سالهاي سازندگي و اصلاحات بر ابهام در انديشه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي‌اش افزوده است. وي با عدم ورود به  بازي گل يا پوچ يا من يا ميرحسين، خاتمي  نشانه هايي از اسقلال رفتارهاي سياسي خود نشان داده است.نامه گلايه آميز ميرحسين موسوي پس از اعلام كانديداتوري خاتمي در راستاي همين چالش قابل بررسي است.

چالش سوم اما نگراني از شكست تاريخي اصلاح طلبان است. زمزمه‌اي كه اينك به فرياد برخي از اصلاح‌طلبان تبديل شده است. گرچه حضور خاتمي در انتخابات مي‌تواند برخي از اعضاي بدنه اجتماعي اصلاح طلبان را از انزوا و نااميدي خارج نمايد؛ اما در صورت شكست وي در برابر اصولگرايان، بنابه گفته بهزاد نبوي، آنها تا ابد به سرنوشت گروهكهايي مانند نهضت آزادي و جبهه ملي مرتد دچار خواهند شد.
چالش چهارم عدم حمايت طيف عظيمي از نيروهاي مومن ومتعهد به آرمانهاي انقلاب اسلامي است. خاتمي و حاميانش به خوبي مي دانند برخلاف تحليل رسانه هاي بيگانه، طيف وسيعي از مردم به سبب سيادت، پوشيدن لباس پيامبر، القاء نزديكي با ميرحسين موسوي و پوسترهاي درود بر سه سيد فاطمي- خميني، خامنه اي و خاتمي  در دوم خرداد76 به وي راي داده‌اند و با هشت سال حريم شكني از مقدسات ديني و عبور از آرمانهاي انقلاب اسلامي و منافع ملي بسيار بعيد به نظر ميرسد كه آنها باز هم به وي راي دهند.

چالش پنجم مسئله تيم همكاران خاتمي در صورت امكان پيروزي است. سيد محمد خاتمي زماني به قدرت دست يافت كه اجماعي از طيف هاي گوناگون احزاب كشور، از كارگزاران تا مجمع روحانيون مبارز از وي حمايت كرده و او را در اداره كشور همراهي نموده بودند. اما هم اكنون نه تنها طيف هاي وسيعي از جريانات اصلاح طلب از رقيبان وي در انتخابات حمايت مي‌كنند، بلكه با اعتراض و حمله به وي مانع فعاليتهاي وي مي‌شوند. مصاحبه هاي محمد هاشمي و كرباسچي و عمادالدين باقي، حضور محمد قوچاني در تيم رسانه اي كروبي و نشست هاي پنهان و آشكار افرادي همچون عباس عبدي ، رهامي ، جميله كديور با حزب اعتماد ملي را مي‌توان در اين چهارچوب ارزيابي نمود.

چالش ششم  بي شك تفاوت ماهيت مبارزه انتخاباتي در دو مقطع خرداد76 و خرداد88 مي‌باشد. سيد محمد خاتمي در كارزار انتخابات 76 با حريفي مواجه بود كه مردم آنرا نماد و ادامه دولت سازندگي دانسته ومسبب بسياري از مشكلات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ميپنداشتند. شكاف عميقي كه مردم  ميان خود و سياستهاي ليبرالي كارگزاران آن احساس مينمودند باعث گسست جامعه از كساني بود كه ميخواستند به ادامه راه گذشتگان ادامه دهند. اما در انتخابات 88 اين خاتمي است كه با گفتماني مكرر و مكدر با حمايت كانونهاي قدرت در دولت سازندگي به ميدان احمدي نژاد تنها و توده هاي طرفدارش مي‌رود.

چالش هفتم تقابل نهادهاي نظام جمهوري اسلامي با وي و همراهانش است. به سبب رفتارهاي خارج از قانون وي و بسياري از همراهانش در دوران اصلاحات، نهادهاي قانوني نظام ديگر تسامح گذشته را با وي نخواهد داشت. مجلس اصولگرا هشتم اصولا تفاوت ماهوي با مجلس پنجم دارد به طوريكه حتي رييس جمهور و دولت برخاسته از گفتمان خود را نيز از نقد صريح و تند بي نصيب نگذاشته است پس چگونه ميتوان عبور كابينه خاتمي را از دانال مجلس بي خطر دانست.
 حال بايد پرسيد علي رغم اين چالشها و ترديدهايي كه خاتمي و حاميانش از آن مطلع بوده و براي آنها قابل تحليل است، دلايل ورود او در اين ميدان چيست. تحليگران براي اين كنش دلايلي را مطرح كرده اند كه در موارد زير قابل دسته بندي است:
اول:خاتمي معتقد است كه علي رغم همه مشكلات مي‌تواند در انتخابات پيروز شود و كشتي به گل نشسته اصلاح طلبان را به حركت درآورد.
دوم: خاتمي با علم به شكست خود در برابر اصولگرايان براي آنكه عدم حضور وي منجر به حذف كامل اصلاح طلبان همراه وي در صحنه سياسي كشور نشود خود را قرباني حاميانش  مي‌كند. كنشگران سياسي  مي‌دانند كه شكست با آراي هرچند محدود بهتر از ترك صحنه خواهد بود.
سوم: حضور خاتمي در چهارچوب آسيب نديدن گزينه اصلي طرفداران طرح دولت وحدت ملي است. بطوريكه با نقد رسانه ها و افكار عمومي از دوران اصلاحات كانديداي نهايي از گزند مصون بماند.
با آنكه تا شفافيت فضاي انتخابات رياست جمهوري زمان بيشتري لازم است، اما روندهاي سياسي از هم اكنون آرايش سياسي اين انتخابات را روشن نموده است.

پايان مطلب/

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 17:28 | 
خداحافظي اسرائيل با اتحاد پيراموني

نگاهي به روابط كشورهاي غيرعرب منطقه، قبل و پس از نبرد غزه 

آنچه كه اين روزها در نبرد غزه جريان دارد، علاوه بر ابعاد نظامي و جغرافيايي خود داراي جنبه‌هاي استراتژيك و ژئوپلتيكي است كه آثار آن بر شكل‌گيري و بازسازي منطقه متأثر مي‌باشد.

در همين ارتباط روابط اسرائيل با كشورهاي غيرعرب منطقه كه شامل ايران، عراق، كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز مي‌گردد، از اين تحولات مستثني نبوده است. اين روابط كه تحت نظريه اتحاد پيرامون ديويد بن گورين بنيان يافته، اساس خود را بر اتحاد كشورهاي غيرعرب منطقه در برابر اعراب شكل داده بود. دكترين اتحاد پيراموني به اسرائيل پيشنهاد مي‌كرد براي شكستن محاصره اعراب بايد با كشورهاي غيرعرب منطقه رابطه برقرار كند. اين چنين بود كه تركيه در سال 1949 به عنوان اولين كشور منطقه مراودات سياسي و اقتصادي خود را با اسرائيل آغاز نمود. و يك سال بعد از آن ايران نمايندگي سياسي خود را در اورشليم تاسيس كرد.

انتقال يهوديان عراق و ديگر كشورها از طريق ايران و تأمين نفت و انرژي كمترين بهره‌اي بود كه اسرائيل از رابطه با ايران پهلوي عايدش مي‌شد.

رژيم اسرائيل همكاري‌هاي گسترده‌اي را با رژيم پهلوي در زمينه شناسايي مبارزان مسلمان در ايران انجام مي‌داد و در ساختارهاي امنيتي، نظامي و تسليحاتي ايران از نفوذ بالايي برخوردار بود. ميزان تجارت ايران با اسرائيل در سال‌هاي 56-54، 250 ميليون دلار برآورد مي‌شود كه بخشي از آن ناشي از واردات 80 هزار بشكه‌اي نفت از ايران بود.

درباره تركيه نيز بايد گفت كه وجود دشمنان و رقباي مشترك مانند ايران، عراق و كشورهاي عربي، برقراري حكومت لائيك در هر دو كشور، نزديكي به آمريكا و اروپا در طول چند دهه موجب برقراري اتحاد استراتژيك بين دو كشور شده است. تركيه و اسرائيل در سال 1997م قرارداد تجارت آزاد امضاء كرده‌اند، به طوري كه بدون احتساب فروش تسليحات حدود يك ميليارد دلار روابط اقتصادي و تجاري بين دو كشور برقرار است.

ساليانه هزاران توريست بين تركيه و اسرائيل جابه‌جا مي‌شود و پروژه خط لوله صلح بين تركيه و اسرائيل، پروژه نيل - غزه، نقب – اردن، پروژه رودخانه لتياني - اردن، همكاري دو كشور در زمينه دفاعي، آموزش، انتقال فناوري و همكاري‌هاي مشترك در زمينه آب از زمينه‌هاي همكاري بين اين دو كشور محسوب مي‌شود كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود.

- يادداشت تفاهم 12 ماده‌اي در سال 1993م كه در تل آويو امضاء شد.

- همكاري بين سيت و موساد در قرارداد 1994م براي همكاري در زمينه قاچاق مواد مخدر و تروريست.

- قرارداد 1996 م. همكاري در زمينه آموزش نظامي، استفاده از بنادر، پايگاه‌هاي كشور، تعميرات جت و فانتوم توسط اسرائيل، فروش تانكهاي مركاواي 3 به تركيه، فروش موشك‌هاي Popeye اسرائيل به تركيه و موشك‌هاي Arrow

اسرائيل در ميان بازيگران جديد صحنه آسياي مركزي يكي از كشورهاي فعال به ويژه در عرصه اقتصاد محسوب مي‌شود. اسرائيل خيلي سريع‌تر از همتايان خود عمل كرده و فعالانه در جست‌وجوي دوستان جديد در منطقه بوده است.

هدف استراتژيست‌هاي اسرائيل در تعقيب استراتژي اتحاد پيراموني و نگاه به ماوراء افق چيزي جز شكستن حلقه كشورهاي مخالف نبوده است. معاون رئيس ستاد دانش اسرائيل در ژوئن 1996 با اذعان به تهديد ايران و ديگر كشورهاي منطقه گفت: اسرائيل بايد توانايي‌هاي ماوراي افق خود را براي مقابله با اين تهديدات به كار گيرد.

گسترش روابط اقتصادي با كشورهاي آسياي مركزي به ويژه در بخش كشاورزي، آبياري، مديريت آب و كشت پنبه كه سود سرشاري براي كشورهاي آسياي مركزي در بردارد، سرلوحه روابط اسرائيل با آسياي مركزي و قفقاز قرار داشت كه از مجراي آن روابط سياسي و ديپلماتيك خود را ارتقاء و عمق استراتژيك خود را افزايش داده است.

ايران، دوستي كه به دشمني كم‌نظير تبديل شد!

با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران اولين شكاف در اتحاد پيراموني شكل گرفت و در نتيجه آن شريك راهبري به دشمن راهبردي مبدل گرديد. ارتباط انقلابيون به قدرت رسيده ايران با رهبران مبارز فلسطيني و لبناني چالش‌هاي گسترده‌اي را در برابر اسرائيلي‌ها گشوده بود. فلسطيني‌ها كه تا آن روزگار تحت تأثير مفاهيم ايدئولوژيكي مانند ناسيوناليسم عربي و شعارهاي چپ اردوگاه كمونيسم جهاني به مبارزه مي‌پرداختند، به الگويي موفق از مبارزه اسلامي روبه‌رو بودند كه راه‌هاي جديدي را در مقابل آنها گشوده بود. روند آرام فاصله‌گيري از انديشه‌هاي چپ در بين فلسطين راه خود را مي‌پيمود كه با فروپاشي نظام شوروي و شكست تاريخي آن، زمينه غالب‌شدن گفتمان انقلاب اسلامي در بين مبارزان فلسطيني فراهم گرديد.

با پيوستن فتح به روند سازش و پشت كردن عرفات به آرمان بازگشت به سرزمين فلسطين، گروه‌هاي جديدي پديد آمدند كه تأثيرات عميق‌تري از انديشه‌هاي انقلاب اسلامي ايران داشتند. شكل‌گيري و موفقيت‌هاي پي در پي حزب‌ا... لبنان در عرصه مقاومت خصوصا در نبرد جنگ 33 روزه لبنان و روي كارآمدن رئيس جمهوري انقلابي در ايران كه صهيونيسم جهاني را به چالش كشيده بود، طبيعتا در به قدرت رسيدن همفكراني در فلسطين مؤثر بوده است. پيروزي حماس در انتخابات شورا و مجلس و انتخاب اسماعيل هنيه به نخست وزيري رويدادي بود كه آينده خاورميانه را براي اسرائيلي‌ها مبهم و دگرگون ساخته است. 

آيا تركيه به دوستي با اسرائيل ادامه مي‌دهد؟

از سوي ديگر در تركيه با روي كارآمدن اسلامگرايان ضمن حفظ روابط با اسرائيل سعي كرده آرام آرام ديدگاه مستقل خود را در مسايل بين‌المللي بيان نمايد. ارتباطات تركيه به عنوان يك كشور مسلمان با جهان عرب و ايران همواره مورد مخالفت رژيم صهيونيستي و محافل وابسته به آن در داخل تركيه بوده است.

اما جنايات روزانه اسرائيل در غزه ديوار احترام‌هاي ديپلماتيك تركيه و اسرائيل را متزلزل نموده است. رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در سخنان بي‌سابقه‌اي گفت: ليوني و باراك نام خود را به‌عنوان يك لكه سياه در تاريخ انسانيت ثبت كرده‌اند. وي با ظالم ناميدن اسرائيل گفت: ما هيچگاه در جبهه ظالمان قرار نخواهيم گرفت.

در آنكارا، استانبول و اكثر شهرهاي كوچك و بزرگ تركيه هر روزه تظاهرات و اعتراضات مردمي در سطح وسيعي انجام مي‌گيرد.

احزاب مخالف دولت اعم از لائيك، ملي‌گرا و اقليت نيز ضمن حمله لفظي شديد به اسرائيل خواستار قطع رابطه دولت اردوغان با اسرائيل شدند.

در حالي كه معمولا شخصيت‌هاي دولتي در تركيه به صورت مستقيم براي كمك و ياري اعلام حساب نمي‌كنند، اردوغان چند حساب بانكي را براي كمك به مردم فلسطين اعلام كرد كه در نوع خود جالب است.

درباره واكنش‌ها و بازخوردهاي جنگ غزه در تركيه نبايد دو نكته و حادثه را از نظر دور داشت. اولين نكته مسئله عمق روابط تركيه و اسرائيل و نقش سرمايه‌هاي صهيونيست‌ها و جريانات فراماسونري در اقتصاد تركيه است كه با توجه به تعدد قراردادها و قدمت روابط سبب گرديده كه اردوغان اسلامگرا در برابر خواست افكار عمومي كه خواهان قطع روابط سياسي با اسرائيل هستند، مقاومت كرده و بگويد «ما يك بقالي را اداره نمي‌كنيم. ما جمهوري تركيه را اداره مي‌كنيم.»

دومين حادثه كه مي‌توان از آن به عنوان نماد نزديكي تفكرات شيعي و سني در منطقه از آن ياد كرد، اظهارات رجب طيب اردوغان در جمع علويان و اهل تشيع تركيه است. وي با اشاره به وقايع غزه آن را كربلاي امروز خواند و گفت ما امام حسين(ع) و عاشورا را عزيز مي‌دانيم. شايد اگر اين كلام از زبان يك مسئول ايراني بيان شود، مسئله مهمي تلقي نشود، اما اظهارات يك رهبر اسلامگراي اهل تسنن كه خود را رهبر آخرين امپراطوري اسلامي روي كره زمين مي‌داند، بر نزديكي روزافزون شيعه و سني در اثر نبرد غزه گواهي و دلالت مي‌دهند.

از سوي ديگر علويان تركيه كه 20 درصد جمعيت تركيه را در برمي‌گيرند و منشأ فكري آنها به تفكرات صوفي دوران ابتدايي صفويه بازمي‌گردد، همواره در صحنه سياسي تركيه به احزاب لائيك گرايش داشته‌اند و نزديكي علويان و حزب عدالت و توسعه مي‌تواند به سنگين‌تر شدن كفه ترازوي اسلامگرايان در روند سياسي پيش روي تركيه منجر شود. 

بين اسرائيل و كشورهاي حوزه قفقاز چه مي‌گذرد؟

روابط اسرائيل با كشورهاي حوزه قفقاز بيش از هر نقطه استراتژيكي با منافع جريان سرمايه‌داري جهاني و ايالات متحد پيوند دارد.

ايالات متحده و هم‌پيمانانش پس از فروپاشي شوروي تلاش گسترده‌اي را براي نفوذ در منطقه آسياي مركزي و قفقاز نموده‌اند. مهار چين و پيشروي به سوي مرزهاي روسيه اهدافي است كه آمريكا براي تحقق جهان تك‌قطبي به آن نياز داشت. هدفي كه اكنون به‌واسطه سرمايه سالاران يهودي همچون جورج سورس و بنيادهاي وابسته به آن در اين كشورها پيگيري مي‌شود.

آنچه در ماه‌هاي گذشته در گرجستان به وقوع پيوست، عمق حضور اسرائيل در اين منطقه را هويدا نموده است. وقتي روس‌ها در پي تهاجم نيروهاي نظامي گرجستان به دو منطقه استقلال‌طلب آبخازيا و اوستياي جنوبي، وارد خاك گرجستان شدند، به انبارهاي انباشته از تسليحات اسرائيلي دست يافتند كه وسيله‌اي براي تهديد مشترك روسيه و ايران تلقي مي‌شود.

پيشروي ناتو و اتحاديه اروپا به سوي شرق، تضعيف و ايجاد كمربند امنيتي به دور چين و روسيه، نفوذ و تعميق روابط اقتصادي، سياسي، امنيتي و نظامي سه خواسته مشترك اروپاي غربي، ايالات متحده و اسرائيل در منطقه است كه به‌صورت يك راهبرد مشترك پيگيري مي‌شود. در طول اين سال‌ها جريان‌هاي صهيونيستي در غالب‌هاي گوناگون سعي در تزلزل سياسي منطقه و جلوگيري از شكل‌گيري قطب‌هاي منطقه‌اي بوده‌اند. تقويت جريان‌هاي سلفي و وهابيون از يكسو و ايجاد اختلافات تصنعي بين كشورهاي منطقه از سوي ديگر به صورت همزمان انجام شده است.

به هر صورت روابط اسرائيل با كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز نيز بي‌تأثير از نبرد غزه نبوده است. حضور هزاران نفر از مردم آذربايجان در برابر سفارت اسرائيل و تظاهرات بي‌پايان آنها سفارت اسرائيل را به تعطيلي كشانده است و به نظر مي‌رسد جنگ سفارتخانه همچنان در كشورهاي مختلف پيگيري مي‌شود.

گرچه اسرائيل با بسياري از كشورهاي غيرعرب منطقه داراي روابط پيچيده و عمق‌يافته‌اي مي‌باشد، اما به نظر مي‌رسد دوران پس از جنگ غزه دوران دوري دولت‌ها و ملت‌هاي منطقه از اسرائيل باشد، جايي كه در آن دوستداران مقاومت و استقلال در برابر سازشكاران و همراهان اسرائيل به نبرد سنگين سياسي خواهند پرداخت

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 12:47 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar