| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
اندر احوالات میرزا باقر سپورچی رضی ا...عنه
آن یگانه دوران ، آن سپهدار عرصهء هر کجا ، آن داننده همه علوم و فنون ، آن زیبای ، عشق مک کوئین ، آن مدعی کارهای ناتمام میرزا باقر سپورچی رضی ا... عنه بود که در عصر منوریل می زیسته و مریدانش از میرزا حبیب پرسپولیس الدوله تا امیر علی خان گوشت التجاره فدایی و جانثارش بودند.
روزی باقر را گفتند تو را برای چه کاری آفریدند؟ فرمود: هیچکار!! مریدان با حیرت پرسیدند؟ پس از چه روی است که تو هم سرداری ، هم خلبانی هم شهرداری؟! شیخ شانه هایش را بالا انداخت و فرمود: اینها از باب دانستن علمی است که هر کس بدان دست یابد بر همهء عالم مسلط گردد. مریدان مشتاقانه پرسیدندیا شیخ این چه حکمتی است؟ باقر در حالی که باغ راه خویش را می پیمود فرمود علم جاه و لابی!
سالها می گذشت و بر شکوه و شکوت شیخ افزون می گشت روزی بوقچی ای از شیخ پرسید ماذا التعریف السیاست؟! شیخ پریشان شد و بانگ برآورد که حالم از سیاست به هم می خورد. شبانگاه ننه بلیقس از باقر پرسید این پریشانی از چه باب است؟ شیخ سر بر بالین ننه بلقیس گذاشت و دردهای نهانی واگفت: ننه بلیقیس تو که غریبه نیستی مرا حکمت سیاست هیچ نباشد از این روی صبحی نباشد که بوفچی ها مرا بدون مشاوران و ملازمان بیابند و سئوال پیچ نمایند. با خود اندیشدم هر که از باب سیاست پرسشی نمود او را به دیوار سفت بکوبم تا باشد درس عبرتی شود برای دیگران مریدان روزی بر گرد شیخ فراهم شده و از او کرامتی خواستند تا ایمانشان استوار گردد . شیخ وردی خواند تا پلی بر تقاطع آزادی ـ بهبودی ظاهر گردد. چند ماهی گذشت و پلی پدیدار نگشت مریدان سرگشته از شیخ کرامتی دیگر خواستند باقر که از علوم یلدیه و الترافیکیه بهره ای نداشت بفرمود پیاده روها را سنگفرش کنند. چو فصل باران فرا رسید آب شهر را فراگرفت و ظاهر سازی شیخ معلوم گشت بفرمود پلهای ساخته شده را خراب سازند و دوباره بنیان نهند. شیخ که آبروی خود را بر باد رفته می دید مشاوران و ملازمان را برگرد مجلسی جمع کرد و راه حلی طلبید. هرکدام نظری دادند و شوری برپاشد. ننه بلقیس که روزگاری بر شیخ برتری داشته و به تجارت دخان مشغول بود بر بالای مجلس حاضر شد و همگان را به خود معطوف ساخت و بفرمود: هر مشکلی را چاره ای باشد و برای فریب مریدان هم راههایی بواسطه اجنه شیطانی نازل گردیده است شما به همین وجیزه صهیونی ما ، تابناک ، نظری بیاندازید که توسط برادر گوشت التجاره نوساز اداره می شود ببینید چگونه خود را هنرمند و رقیبان را بی علم و دانش نموده ایم . مگر نه خود شما بهتر از ما می دانید اگر ما هنری داشتیم در نبرد تیریه (سوم تیر) به کار می بردیم اینچنین شد که بوقچی های پروپاگاندایست از سراسر گیتی ( سفید کنندگان روی یاران هیتلر و استالین و موسلینی) گرد آمدند و وجیزه های فردا ، همشهری ، تهران امروز ، حزب الله، شبکه ۵ ، درشهر ،خبرگزاری مهر و... را منتشر ساختند. بطوریکه شب را در نظر خلق روز و ماست را سیاه جلوه دادند و کسی را توان اعتراض و فریاد نبود. عمر شیخ ادامه می یافت و کاتب خسته از تایپ بی خیال ادامه کار شیخ شد. خداوند همه کاتبان را بیامرزد |+| نوشته شده توسط وحید شاکری در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 10:18 |
|
درباره وبلاگ
مست از عطش بریخت زکف،مشت آب و گفت:
ما بی پیاله عکس رخ یار دیده ایم منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آرشيو موضوعی
گفتگو با دکتر شهریار زرشناساوباما می آید در جستجوی شیخوخیت از دست رفته معمای پالیزدار/چه کسی پروژه همدان را کلید زد هروله میان آرمان و واقعیت نامه اي براي آقاي طلايي اندر احوالات میرزا باقر سپورچی رضی ا...عنه پيوندها
ریاست جمهوریمرکز اسناد انقلاب اسلامی رجانیوز فارس نیوز شبكه ايران مسعود ده نمکی زير چشمي مصطفی زرقونی درد بحر ربذه جان فدا محمد تورنگ رضا جعفری شاعر حاجی بیم موج حامد طالبی کامران نجف زاده احمدی نژاد عبدالجبار کاکایی فردا تابناک وحید خاوِی بلاگفا حسین پناهی احمد کارگر میثم رشیدی صدرا قاضی رفیق شفیق پسر سرشار هنر جنگ زندانی سکوت حسن روزی طلب جوانفکر دادگاه رسمی خدایی در این نزدیکی سکوت عین زوال است کنایه جنیوس سياه مشق دارالمجانين پاسداران رنجبران مصائب احمدي نژاد گیومه مشق شب شوخ و شنگ ساحل تقی دژاکام حکومت مجتهدان قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |