<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ققنوس</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/</link>
<description>مرغ عشق ققنوس است که در آتش میزید نه آنکه رنگین کمان میپوشد ودر بوستانهای عافیت شکر میخوردشهید آوینی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Nov 2009 10:39:51 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آینده جنبش سبز</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 10:39:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براي وزير فرهنگ و ارشاد دولت دهم</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;شما را نمي‌شناسم و نمي دانم به چه اسبابي در آينده نه چندان دور سكاندار كشتي به گل نشسته فرهنگ اين مرز وبوم خواهيد شد اما با آن جناب سخناني دارم كه خواندنش به ز نشنيدنش است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;اول براي شما بگويم كه كار فرهنگي در مملكت ما به قاعده دستيابي به انرژي هسته اي و سلولهاي بنيادي و چه بسا افزونتر سخت و پيچيده و دشوار است . بنابراين اگر خود را براي مقابله با روشنفكرمابان غربزيست و تحجر مسلكان خود بزرگ بين آماده نكرده ايد از همين ابتدا وقت خود و امت را به فنا نداده و قيد وزارت را بزنيد اما اگر پذيرفته ايد كه به جنگ تحجر ، تجدد و مافياي اشرافي خيمه زده بر فرهنگ كشور برويد بدانيد كه هنرمند امروز وراي كاشيكاران مساجد اصفهان و شاعرانگي سهراب سپهري خود را شاغل هنر و يك تكنسين ميبيند كه هنر را براي پولش به رخ مردم مي‌كشد . پس هر كه او را عزيز شمارد و درهم و دينار بيشتري بخشد وي را بنده خود ساخته بنابراين تعجب نكن كه در دعواي عدالتخواهان و زراندوزان جملگي به خدمت زرسالاران درآمدند. اينها را از اين باب گفتم كه بداني با اين جماعت بايد با زبان خودشان سخن بگويي .و تو بايد هنرمند باشي كه از تلاش اين جماعت، خرقه اي زيبا براي فرهنگ و هنر ايران بدوزي و گرنه اينها را چه به تعهد اجتماعي...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;دوم آنكه در اين ديار گرچه به ظاهر آنچه از پول نفت نصيب فرهنگ مي‌شود بسيار اندك است اما همين اندكها هم در اثر تعدد و تكثر نهادهاي متولي فرهنگ هدم و هضم مي‌شود. اين را از باب حضور جنابعالي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي‌گويم .بدان  تا زماني كه نهادهاي موازي غير پاسخگوي، بي عمل، كارنشناس كه عمده بودجه خود را خرج خرده فرمايشات مديران غير فرهنگي مي‌كنند وجود دارند .اين گوي يخي زماني به دست شما و البت ملت تشنه برسد كه قطره اي بيش نمانده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، مركز رسيدگي با امور مساجد ، دفتر تبليغات حوزه علميه قم ؛ سازمان تبليغات اسلامي ، سازمان قران كريم ، كانونهاي فرهنگي هنري مساجد، بنياد حفظ و آثار ارزشهاي دفاع مقدس ، سازمان حفظ ارزشهاي دفاع مقدس،مركز اسناد انقلاب اسلامي ، موسسه بررسي هاي تاريخي ، بنياد انديشه اسلامي، موسسه روايت فتح  و هزاران هزار ديگر.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;بايد پا پيش گذاشت و فعاليتهاي اين نهادها را دسته بندي و تفكيك كرده و با حذف نهادهاي غير ضرور كار را به اهلش واگذار نمود وگرنه با اين ستادهاي چاق  انباشته از رانت خواران فرهنگي كاري از پيش نخواهد رفت و چه بسا كه بعضي كارهاي خوب ديگري را خنثي و بي اثر هم نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;سوم آنكه يكي از مصايب كوششهاي فرهنگي در ايران نداشتن نگاه يكسان به عرصه فرهنگ وهنر و نا معلوم بودن حدود مباح آن نزد شخصيتهاي اثر گذار ديني و اجتماعي است . عواقب زيانبار و خطرناك اين مسئله چنان است كه مديران فرهنگي را به بي عملي رسانده و مرتجع ساخته  كه بهتر است هيچ كاري صورت نگيرد تا صدايي هم بلند نشود.گرچه از منظر ديني نگاه ولي امر در مسايل اجتماعي بر ديگران ارجحيت داشته و صائب است اما نميتوان جلوي دهان كارشناسان ديني را بست و از آنها خواست درباره مسايل فرهنگي سخني نگويند اما بايد تدبيري را جستجو كرد تا كمترين مرافحه پديدار گشته و اصككات در اين حوزه به حداقل برسد. براي نمونه مسئله ورود خانواده ها براي تماشاي بازيهاي مهم وملي فوتبال كه با اجازه شرعي رهبري صادر شد اما به علت توجيه نبودن مراجع و علما به آسيب ديدن بي جهت دولت منجر گرديد. براي اين امر به نظر ميرسد كه فرآيند تصميم سازي ، مشاركت علما و فضلا و توجيه موثرين مذهبي ، اجتماعي  و فرهنگي  بايد به روشي پسنديده  به شوراي عالي انقلاب فرهنگي سپرده شود. .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;اما پس از بيان اين نكات كلي و عمومي با توجه به نواقصي كه در دولت نهم مشاهده شد توجه شما را به چند نكته درباره جزييات عرصه فرهنگ جلب ميكنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;الف) موسيقي را تعطيل كردند تا امپراطوري رپ بنا شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نمي دانم چه كسي به مسئولان ارشاد گفته بود كه اگر مي‌خواهيد همه بپذيرند شما آدمهاي متشرع و متديني هستيد بايد چراغ موسيقي را خاموش كنيد اما اين را ميدانم كه دوستان با اين بلاهت نظرشان كاري كردهاند كه از كودكان هشت _ نه ساله تا آدمهاي چهل _ پنجاه ساله اين مملكت شبانه روز به فحاشي ها و متلك پراكني جماعتي بي آبرو گوش فرا دهند كه آنها را به حضيض نفسانيت فرا ميخوانند .و در اين ميان ارشاد متهم و مجرم شماره يك است . چه دوستان بخواهند چه نخواهند نتيجه عملكرد آنها اين شده كه ساسي مانكن جايگزين دكتر محمد اصفهاني و عليرضا عصار و دهها خواننده وزين وهنرمند عرصه موسيقي ايران شده است و به جاي شعرهاي قيصر امين پور اين تكست هاي رپ خوانهاي زير زميني است كه دهان به دهان جوانان مي چرخد.و بايد بر اين سياست و حماقت گريست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;ب) جاي خالي سينماي عدالتخواه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;BR&gt;از هر يك از وزراي دولت نهم درباره عملكرد حوزه مطبوعشان بپرسيد بلافاصله به شما از خدمات عمرانييشان خواهند گفت . كانه همه وزارتخانه ها وظيفه اي جز ساختن بناها و عمارات نداشته اند .ظاهرا حضرات فراموش كرده اند كه ساخت بناهاي دولتي را قانونا بايد وزارت مسكن و شهرسازي برعهده گيرد حالا اين وسط چه ميشود كه وزارت ارشاد با تاسيس شركت سينما شهراقدام به بازسازي سينماها  مي‌نمايد، بماند.(فارغ از نفس سياسيت بازسازي كه امري نيكو و پسنديده بود) اما منتقدان عملكرد سينمايي ارشاد را به محتوا و تعداد فيلمهاي ارزشمند دوره چهار ساله ميسنجدند نه ساخت و سازها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;سينما به عنوان مادر و تجميع همه هنرهاي مدرن از تاثيرگزارترين رسانه هاي اجتماعي محسوب ميشود . سير تكويني سينماي ايران پس از انقلاب اسلامي مراحل مختلفي را برخود ديده است و اكنون به شرايط و سبكي رسيده است كه من از آن به ابتذال سفيد تعبير ميكنم. ابتذال سفيد يعني توليد فيلمهايي كه ابتذال عيان و فاحشي ندارند اما آنقدر سطح و محتوايش پايين آمده كه نميتوان آنها را آثار فاخر ناميد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;همه اين شرايط در حالي است كه توليد فيلم در ايران بدون كمكهاي دولتي تقريبا غيرممكن است و تمامي فيلمهاي توليدي اين سالها باحمايت مستقيم وزارت ارشاد اسلامي توليد شده است. حال بايد پرسيد چرا در ايام زعامت دوستان بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حتي يك اثر فاخر با ابعاد ملي و جهاني ساخته نشده و چرا با آنكه عدالتخواهي به عنوان گفتمان و مطالبه مردم و دولت مطرح بوده است اثري در خور شان اين موضوع توليد  نشده است . آيا حتي يك كارگردان هم حاضر به ساخت چنين سورژه هايي نبوده است.!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;ج) مردان كوچك براي كارهاي بزرگ_ بوغ هاي مفلوك مطبوعات دولتي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;عرصه مطبوعات براي كساني كه از بطن آن رشد كرده و اكنون به وزارت رسيده بودند آشناتر و شناخته شده تراز ديگر عرصه ها  بود. جايي كه دشمن با شناخت زواياي آشكار و پنهان آن سالها ضربات سنگيني را به نظام و گفتمان انقلاب اسلامي وارد كرده و مجموعه نيروهاي انقلاب را دچار فقر انساني نموده بود. بر دوش داشتن رسالتهاي جهاني از يكسو و تقابل با ماشين جنگ رواني دشمن در داخل وظيفه اي شناخته شده براي مسوولان امر بود. اما سپردن امور به كساني كه يك هفته نامه كم تيراژ را اداره كرده بودند و حداكثر صلاحيتشان اداره يك سرويس خبري در جرايد و خبرگزاريها بود ماشين خبري دولت را مستهلك و كم اثر نمود.بوغ مفلوكي كه نه تنها نشان دهنده عمق فكري و انديشه ناب اسلامي قادر به اداره جهان نبود بلكه حتي توانايي دفاع  از دستاوردها و عملكرد دولت و پاسخگويي به شبهات هر روزه دشمن را نيز نداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;آيا كشوري كه ميخواهد در جهان موثر باشد نبايد هزار خبرنگار حرفه اي بين المللي آشنا به زبانهاي گوناگون را تربيت كند.آيا يك گفتمان (عدالتخواهي) نيازمند يك هفته نامه تئوريك و در سطح نخبگان نيست و دهها آياي بي پاسخ ديگر..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;مسئله اي به نام توزيع &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;شما اگر بهترين محصولات را هم توليد كنيد اما نتوانيد به مخاطبانتان برسانيد تلاشهايتان برباد رفته است.نگاهي به تيراژ كتاب و محصولات وكالاهاي فرهنگي در كشور خود گواهي براين مدعاست كه نظام توزيع محصولات فرهنگي ما از ضعيفترين حلقه هاي توزيع در كشور محسوب ميشود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;علت پديد آمدن چنين وضعيتي دلايل گوناگوني دارد اما عمده ترين آن عدم چرخش اقتصادي در يك بنگاه  است به تعبيري هزينه اجاره يك فروشگاه  و ديگر مخارج جانبي آن بسيار فراتر از درآمدي است كه از فروش كتاب و مطبوعات بدست مي‌آيد بنابراين طبيعي بود كه با رشد هزينه ها ازميزان كتابفروشيهاي كشور كاسته شود خصوصا در شهرهاي كوچك كه از محروميتهاي مضاعفي هم رنج مي‌برند. كيوسكهاي مطبوعات در شهرهاي بزرگ هم كم وبيش از وضعيتي مشابه برخوردارند كه با فروش سيگار و تنقلات هزينه هاي خود را جبران مي‌كنند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 21:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تخریب‌های سازمان یافته علیه دولت، یادآور اتاق‌های جنگ روانی منافقین </title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;شبکه ایران _ وحید شاکری:گفتگو با دکتر شهریار زرشناس دومین مصاحبه از سلسله گفتگوهای چالشی پیرامون روند مصرف گرایی در ایران است که در آن تلاش می‌شود زوایای پنهان این پدیده و آثار اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آن بررسی شود.&lt;BR&gt;دکتر زرشناس نویسنده کتاب حقیقت و ماهیت دموکراسی که به تازگی کتاب جستارهایی در ادبیات داستانی معاصر از وی منتشر شده است در این گفتگو ضمن تحلیل تاریخی از وضعیت مصرف در ایران به نقد عملکرد رسانه و دانشگاه به عنوان دو عنصر تاثیرگذار اجتماعی می‌پردازد.&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2006/06/1418_orig.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مقوله مصرف‌گرایی از چه دوره‌ای مطرح بوده و چگونه در جامعه ایران رسوخ پیدا می‌کند؟&lt;/B&gt;&lt;BR&gt; مسئله‌ای به نام ضرورت مصرف غیر اصیل، مصرفی که در واقع مصرف کاذب می‌شود آن را نامید، در پی انقلاب صنعتی و شکل‌گیری اقتصاد سرمایه داری در غرب بوجود آمده است.در اقتصادهای ماقبل مدرن مانند اقتصاد فئودالی دوران قرون وسطی غرب،  اقتصاد برده‌داری دوران یونان و روم باستان یا اقتصاد سنتی خود ما، ‌مصرف به این شکل وجود ندارد. یعنی مصرف توام بااسراف، مصرف بی‌رویه و کاذب ما نداریم. اساسا ساختار اقتصادی‌های سنتی و اقتصاد مافبل مدرن به گونه‌ای هستند که چون انسان نسبتش به طبیعیت نسبت تجاوز‌گرانه و تصرف‌گرایانه نبوده  و خود را جزیی ارگانیک از طبیعت می‌بیند،  هدف اقتصاد کسب سود نیست. در واقع انسان جدید انسانی هستش که سود محور است در دوره‌های گذشته صورت‌های نوعی تمدن‌های ماقبل مدرن حتی در خود غرب، نظامها و تمدن‌ها استثماری بودند اما سود محور به این معنا نبوده‌اند این سود محوری لازمه‌اش این است که شما در مخاطبانتان، مردم و کسانی که به عنوان مصرف‌کننده مطرح هستند مصرف مداوم ایجاد کنید و گرنه کالاها فروخته نمی‌شوند تولیدات فروخته نمی‌شوند و سود به دست نمی‌آید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنابر این یک پروسه ایجاد می‌شود که در کنار تولید انبوه اقتصادی ما باید نیازهای انبوه هم در جامعه ایجاد کنیم. طبیعی است که دیگر این نیازها، نیازهای سالم و اصیلی نیستند، نیازهای کاذبی‌اند. نیازهای سالم انسان محدوداند،‌نیازهایی هستند برای بقاء و نیازهای حداقلی‌ای هستند که به صورت طبیعی قابل رفع‌اند. اما شما وقتی نیاز دارید که یک اقتصاد بزرگی را در حد اقتصاد سرمایه‌داری صنعتی که سبقه جهانی هم دارد بگردانید،شما اگر این اقتصاد را بر مبنای صرف فروش و مصرف بنا کنید، مجبورید که صورت جدیدی به مقوله مصرف بدهید و اینجا یک چیزی بوجود می‌آید بنام مصرف کاذب، مصرف بی‌رویه یا مصرف مسرفانه.  این جزء ذات اقتصاد سرمایه‌داری محسوب می‌شود و در خود غرب حدود قرن 19 به خوبی مشاهده می‌شود و در قرن بیستم به شکل عجیبی گسترش پیدا می‌کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; در کشور ما هم می‌توان از یک شبه سرمایه‌داری نام برد تا یک سرمایه‌داری صنعتی مدل غربی . ما چون در واقع غربزده شبه مدرن هستیم نه غربی مدرن. به هر حال به میزانی که این شبه سرمایه‌داری در ما شکل می‌گیرد. همین مسئله مصرف کاذب پدید ‌آمده و به عنوان یک نیاز طرح می‌شود و موج مصرف‌گرایی خصوصا از دهه 50 قبل از انقلاب خیلی شدت پیدا می‌کند. یعنی فرهنگ مصرف،‌ فرهنگ تبلیغات گسترش می‌یابد. چون مصرف وقتی می‌آید با خودش مساله تبلیغات را هم  می‌آورد. یعنی تبلیغات که به زور به مخاطب نیاز تزریق می‌کند. نیاز کاذب ایجاد می‌کند. این نیازها هر روز، هر هفته و هر ماه باید تولید و باز تولید بشوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; - &lt;B&gt;بعضی از نظریه پردازان انقلاب هم یکی از دلایل وقوع انقلاب را همین روند مصرف گرایی ناشی از نوسازی شتابان و اختلالاتی که در ساختار اجتماعی ایران بوجود ‌آورد، می‌دانند.  &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دقیقا.در جامعه ما خصوصا دهه چهل بعد از آن جریان موسوم به انقلاب سفید، ساختار یا فرماسیون غربزدگی شبه مدرن کاملا بر جامعه مسلط می‌شود. اولین کار این فرماسیون ی نابودی کامل ساختار اقتصاد سنتی کشور است. اگر شما به سال‌های 47 به بعد نگاه کنید، حتی در آمارهای رسمی هم منعکس است. روستاهای ما دارد خالی می‌شود. و یک موج بزرگ مهاجرت از روستابه شهر شکل می‌گیرد. این ناشی از چه چیزی است؟ علتش چیزی نیست جز نابودی اقتصاد ساده معیشتی مردم ما که در روستا برقرار بوده است. به تدریج از میزان روستانشینی کاسته و بر میزان شهر‌نشینی افزوده شده است.شهرنشینی هم یک شهرنشینی بیماری است. یعنی درواقع یک طیف گسترده ای از مردم فقیر از روستا آمده‌ای، پدید می‌آیند که به دلیل نابودی اقتصاد کشاورزی ناشی از انقلاب سفید از روستا رانده‌شده‌اند. اما شهر هم توانایی جذب آنها را ندارد چرا که یک اقتصاد صنعتی پررنگی بنا نشده تا بتواند آنها را جذب کند. بنابراین جذب بخشهای غیر مولد اقتصادی یعنی کارهای کاذب و خدماتی می‌شوند. چرا این کار را می‌کنند؟ به این دلیل که مردم ما در ساختار اقتصاد سنتی یک معیشت خودکفایی دارند و خیلی مصرف‌زده و مصرف‌گرا نیستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بنابراین جامعه با آن ساختار نمی‌تواند بازار کالاهای غربی باشد. چون ما اقتصاد صنعتی که نداشتیم. خودمان که تولید نمی‌کردیم. کالاها غالبا وارداتی بود. 80-90 درصد کالاهای مصرفی جامعه ما وارداتی بود .بنابراین ما بازار مصرف نمی‌توانستیم درست کنیم مگر آنکه دو حادثه رخ می‌داد. یکی اینکه ساختار اقتصاد سنتی ما درهم شکسته می‌شد که با انقلاب سفید شاه محقق شد و دوم اینکه موج فرهنگ مصرف‌گرایی ترویج می‌شد، که این فرهنگ را هم ترویج می‌کردند که در دهه 50  شاهد اوج گرفتن آن هستیم. &lt;BR&gt;وقتی که انقلاب رخ می‌دهد، خب انقلاب یک اعتراض گسترده‌ای است به جریان غرب‌زدگی شبه مدرن در ایران و یک طغیانی است علیه این فرماسیون غرب‌زدگی شبه مدرن. در حوزه سیاست انقلاب موفق می‌شود کهً تجسم اراده سیاسی این غربزدگی شبه مدرن که رژیم پهلوی بود را در هم بشکند. در حوزه اقتصاد تا یک مقطعی روند این اقتصاد سرمایه‌داری شبه مدرن را دچار اختلال می‌کند. یعنی با فرار سرمایه‌دارهای بزرگ با مصادره‌هایی که صورت می‌گیرد یک مقدار ضرباتی به این ساختار اقتصاد سرمایه‌داری شبه مدرن می‌زند. چون این ساختار بر روی دربار و خاندان پهلوی بنا شده بود حتی آن بخش خصوصی هم که به ظاهر وجود داشت آنها هم قائم به دربار بودند.&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;ایا انقلاب توانست دگرگونی خاصی در این ساختارها بوجود آورد؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال این ساختار ضربه می‌خورد و می‌بینیم همزمان با شکل‌گیری امواج انقلاب و فرهنگ انقلاب خب فرهنگ مصرفگرایی هم رو به عقب‌نشینی می‌گذارد. منتهی به میزانی که متأسفانه علی‌الخصوص از دوران دولت توسعه، دولتی که گفتمان خود را توسعه قرار می‌دهد به میزانی که علی‌الخصوص پس از جنگ، به سمت این می‌آییم که دوران پس از جنگ که یک بازساز‌ی‌ای صورت بگیرد و برای اولین بار مدل اقتصادی روشنی انتخاب بشود. برای جامعه ایران چون در دوران جنگ مدل اقتصادی و برنامه و این چیزها وجود نداشت عمدتاً دفع‌الوقتی، لحظه‌ای و اینها اداره می‌شد جامعه .به هر حال در دوران بعد از جنگ متأسفانه مدل اقتصادی نولیبرالی انتخاب می‌شود توسط مسئولین کشور ما توسط عمدتاً برنامه‌ریزان اقتصادی ما و جریانی که به نام کارشناسان اقتصاد ما بودند آنها متأسفانه مدل اقتصاد لیبرالی را انتخاب می‌کنند خب دقیقاً فضا هم  فضایی بود که جریان نئولیبرالیسم در مقیاس جهانی هم یک تهاجم گسترده‌ای را علیه جریان مقابل خودش که جریان سوسیالیستی و یا حتی سوسیال دموکراتیک بود آغاز کرده بود. در عرصه بین‌المللی همزمان بود تقریباً با تضعیف و فروپاشی شوروی و عقب‌نشینی جریان‌های رادیکال اجتماعی و انقلابی در سطح جهانی و جلو آمدن و حالت تهاجم گرفتن جریان ضدانقلاب لیبرالی در دنیا. در کشور ما هم متأسفانه این موج به کشور ما آمد و برنامه‌ریزان اقتصادی ما متأثر و ملهم شدند. جریانی که اتفاق افتاد این بود که اینها آمدند برنامه‌ریزی اقتصادی ما را براساس مدل نئولیبرالی طراحی کردند. یعنی اقتصاد ما را سعی کردند به این سمت بکشانند. خب از لوازم، اقتضائات و نیازهای چنین مدل و رویکردی این است که شما باید فرهنگ مصرفی را ترویج کنید یعنی مصرفگرایی باید ترویج شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;پس دولت خودش به ترویج مصرفگرایی پرداخت!&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;اساساً جز این نمی‌توانست باشد. اگر نمی‌رفتیم دنبال مدل‌های نئولیبرالی و نمی‌خواستیم سودمحوری را در اقتصاد جایگزین کنیم. اگر به سمت یک اقتصاد معنوی و یک اقتصاد مبتنی بر راه رشد معنوی حرکت می‌کردیم، نیازی نبود، مصرف اسراف‌گونه را اینگونه ترویج و توجیه کنیم. ما رفتیم به سمت اقتصادی که بازسازی سرمایه‌داری ایران به گونه‌ای دیگر است؛ که حالا دیگر دربار نبود، اقتصاد خصوصی قائم به دربار اینجوری هم نبود و یک شکل جدیدی داشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ـ &lt;B&gt;یک شبکه رانت‌خواری که قائم  به دولت است&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بله. این سرمایه‌داری جدید هسته مرکزی‌اش قائم به دولت و بخش دولتی است. بخشی از افراد متنفذ و ذی‌نفوذی هستند که از انواع رانت‌های اطلاعاتی، اقتصادی و .. استفاده می‌کنند. همانطور که مقام معظم رهبری فرموده بودند به دلیل آگاهی و شناختی که از قوانین دارند راه گریز از قوانین را هم بلدند. یک جریان سرمایه‌داری مبتنی بر ساختار بوروکراسی دولتی شکل می‌گیرد و این جریان برای اینکه خودش زنده بماند و بتواند رشد و بسط پیدا کرده و نفوذش بیشتر بشود، نیازمند این است که فرهنگ مصرف را در جامعه ترویج کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر منطق سرمایه را در نظر بگیرند، منطق سرمایه دنبال سود می‌رود. در جامعه‌ای مثل جامعه ایران، کارهای تولیدی مخصوصاً کارهای تولیدی زیربنایی، تولید کالاهای سرمایه‌ای و امثال اینها سود ندارد. یعنی جوهر اقتصادهای ایران و کشورهای شبه مدرن تا حدودی اینطوری است. در این کشورها  سود در بخش دلالی و تجارت و اینجور کارها است. البته در خود غرب هم دارد همین جوری می‌شود. اما غرب یک بنیه قوی متکی به انقلاب صنعتی دارد که باعث می‌شود کارهای صنعتی در آنجا سودآور باشد. اما در کشورهایی مثل ایران که در جهان به نام جهان سوم می‌دانند واز  یک میراث بیمار از اقتصاد شبه مدرن غربزده شبه سرمایه‌داری برخوردارند؛ اگر در این کشورها مبنا را سود قرار بدهیم، سرمایه خود به خود به سمت دلالی و تجارت می‌رود .&lt;BR&gt;بنابراین اگر منطق سرمایه را به کار ببرید نمی‌توانید تولید را احیا کنید. مگر آنکه دولت خودش دخالت کند یا اینکه به گونه‌ای عمل کند که منطق منطق سود نباشد. یعنی شما منطق را منطق نیازهای جامعه، مصلحت جامعه، رشد جامعه و عدالت قرار بدهید.&lt;BR&gt;اگر منطق را عدالت قرار بدهید، می‌توانید  سرمایه را خود به خود کنترل و هدایت کرده و به سمت مثلاً تعمیق بیشتر صنعتی کشور ببرید. اینها به نفع جامعه بوده ، زمینه‌های تحقق عدالت را فراهم کرده و  باعث رشد کشور می‌شود.&lt;BR&gt; اما وقتی شما مبنا را سود قرار می‌دهید و دست آدم‌ها را برای سودجویی بازمی‌گذارید و فکر می‌کنید منطق سود مشکلات شما را حل می‌کند وضع شما همین‌طور است. تورم 49 درصدی دوران دولت توسعه به چه چیزی برمی‌گردد؟ به همین مسئله برمی‌گردد وقتی شما منطق عدالت را می‌گذارید کنار و منطق سود را جایگزینش می‌کنید خب همین وضعیت می‌شود که سرمایه برای سودجویی بیشتر هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد. وقتی شما نظارت دولتی برای صیانت از حقوق مردم مخصوصاً گروه‌های محروم و فرودستان را کنار می‌گذارید ، که متأسفانه این کار هم در دولت توسعه و هم در دولت اصلاحات صورت گرفت. &lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ـ به نظر می‌رسد که هم به صورت تئوریک و هم در عمل اینهابا نظارت مخالف بودند مانند حذف سازمان تعزیرات حکومتی که بنا به توصیه قانون چهارم توسعه تعطیل شد&lt;/B&gt;!&lt;BR&gt;وقتی چنین چیزی را پیش می‌گیرید این یعنی نئولیبرالیسم، یعنی دولت کوچکی که هیچ نوع نظارت و  هدایتی  به نفع محرومین وارد ندارد. در خود غرب هم این جواب نداد. همین بحران‌ها ببینید در اروپا و فرانسه. فرانسه چرا در ظرف 5 سال اخیر متشنج است چرا این‌قدر پر از اصطکاکات اجتماعی است. فرانسه بعد از 1968 بعد از جنبش دانشجویی دیگر یک چنین وضعی نداشت فرانسه با دهه 70 را شما نگاه کنید اصلاً فرانسه پرتنشی به لحاظ اجتماعی نبود حتی فرانسه دهه 80 نبود چرا الان اینجوری است. به دلیل در پیش گرفتن سیاست‌های نئولیبرال است دولت سارکوزی شدیداً سعی کرده به دوران قبل بازگردد به میزانی که  اینها سعی کرده‌اند به سمت سیاست‌های نئولیبرال بروند، موج اعتراضات اجتماعی شروع می‌شود. چون حمایت‌ها را کم می‌کنند، چون مردم را در مقابل گرگ سرمایه‌داری تنها می‌گذارند. یعنی گرگی به نام سرمایه‌دار که جز سود چیز دیگری نمی‌خواهد و حاضر است که میلیون‌ها آدم زیرپایش له بشوند تا او به سود خودش برسد. خب اینها مردم را در مقابل این گرگ تنها می‌گذارند، مردم هم اعتراض می‌‌کنند. همین سیاست متأسفانه در ساختار اقتصادی ما پیش گرفته شد. یعنی در مقطع 72 ـ 68 ما چهار اسبه به سمت مدل نئولیبرالی رفتیم و 72 مجبور شدیم تعدیل کنیم. به دلیل فشارهای اجتماعی و به خاطر ترس از وقایعی که می‌توانست قابل پیش بینی نباشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;ـ شورش‌های اجتماعی و وقایعی مانند حوادث اسلامشهرو مشهد وغیره که در سالهای میانی دولت توسعه اتفاق افتاد&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;دقیقاً. چون وقتی شما نئولیبرالیسم را پیش می‌گیرید دو اتفاق حتماً رخ می‌دهد. یکی شدت گرفتن اصطکاکات اجتماعی یا به تعبیر شما شورش‌های اجتماعی. دومی، گسترش و تعمیق فقر در جامعه، فقر و بی‌عدالتی، فقر و فاصله طبقاتی.آن وقت جامعه به سمت بی‌ثباتی می‌رود. خب این در جامعه ما متأسفانه رخ داد یعنی مدل اقتصادی که دولت توسعه در پیش گرفت و بعد دولت اصلاحات ادامه داد همین بود.&lt;BR&gt;منتهی نئولیبرالیسمی که گاه و بیگاه در اثر شرایط خاص جامعه اینها مجبور بودند یک رعایت‌ها و عقب‌نشینی‌هایی را انجام بدهند. آن هم از نگرانی که بابت بی‌ثباتی سیاسی داشتند نه این که تفکر آقایان عوض شده باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;دولت نهم چه تاثیری در تغییر این روند داشته است؟&lt;BR&gt;&lt;/B&gt; تنها زمانی که ما می‌بینیم بینش مدیران و کارگزاران دولتی عدالت را بر سود ترجیح داده  و یک  یک مقدار مدل نئولیبرالیسم را تعدیل کند و به سمت منافع اقشار فردوست، منافع جامعه و مصالح جامعه روند و جلوی رانت خواری گسترده طیف مدیران بوروکرات را بگیرند، در دولت نهم است. &lt;BR&gt;دولت نهم شعار محوری‌اش عدالت بود تا حدی هم این کار را کرد .اگر می‌خواهیم منصفانه نگاه کنیم قوه‌قضائیه و مجلس همپای دولت نیامدند، مخصوصاً به قوه‌قضائیه انتقادات جدی وارد است. زحماتی که دولت برای تغییر سیاستگذاریها به سمت عدالت محوری کشیده خیلی بیش از دو قوه دیگر بود؛ قوای دیگر آن را همراهی نکردند و یک دلیلی که نتوانست دولت بیش از این پیشروی کند، همین است.&lt;BR&gt;اما با وجود این بالاخره دولت توانست، دست طیف گسترده‌ای از رانت‌خواران و مدیران فاسد را کوتاه کند. هم اینها هم هستند که امروز علیه دولت دارند طغیان و اعتراض می‌کنند. این فضاسازی گسترده‌ که واقعاً نمی‌تواند بدون سازماندهی باشد را علیه دولت سازمان داده اند. روش‌هایی که اینها در برخورد با دولت نهم و شخص آقای احمدی‌نژاد دارند، انسان را به یاد اتاق‌های جنگ روانی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در اوایل انقلاب می‌اندازد که چگونه علیه بزرگان انقلاب به تخریب گسترده می‌پرداختند.&lt;BR&gt;همه کسانی که در 16 ساله گذشته دست‌اندرکاران امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور بودند و همه کسانی که گام به گام به نفع این منافع اقتصاد نئولیبرال حرکت کرده‌اند، امروز مدعی آفاتی می‌شوند که سیاست‌های بحران‌زای خودشان در کشور ایجاد کرده است. هر روز یقه دولت را می‌گیرند و می‌خواهند دولت پاسخگوی عوارضی باشد که این عوارض 16 ساله که در اثر سیاست‌های خودشان ایجاد شده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;آقای دکتر ما امروز با یک جامعه‌ای مواجه‌ایم که از همان غرب مصرف زده، رفاه زده بیشتر مصرف می‌کند و از یک احساس نیاز کاذب هم رنج می برد. برای اصلاح این روند در فرآیند فرهنگی و اجتماعی‌مان باید از کجا آغاز کنیم؟&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به نظر می‌رسد صرف اصلاح الگوی مصرف کافی نیست، کار اقتصادی هم باید بکنیم، یعنی ما باید مدل اقتصادی‌مان را اساساً عوض بکنیم. کار فرهنگی و اجتماعی روی مصرف کار خیلی مهمی است، حتی شما اگر به اقتصادهای سرمایه‌دار قرن نوزدهم نگاه بکنید؛اقتصادهای صنعتی سرمایه‌داری آن دوره هم درواقع برپایه یک نوع سیاست‌های توأم با امساک و مخالفت با مصرف‌گرایی رشد کرده‌اند. برای دستیابی به جهش و رشد علمی و تکنیکی نیاز است که جامعه به مقدار زیادی انباشت سرمایه بکند. لازمه تحقق این امر اصلاح الگوی مصرف‌ جامعه و حرکت به سمت یک نوع الگوی مصرف ساده و طبیعی است. &lt;BR&gt;اما این کافی نیست و به تنهایی کفایت نمی‌کند. در کنار این مسئله ما باید الگوهای اقتصادی‌مان را هم عوض کنیم. تولید، توزیع و مصرف با هم مرتبط‌اند و  یک جریان زنجیره‌ای‌ را شکل می‌دهند.  ما نمی‌توانیم در تولید یا در الگوهای تولید اقتصادی‌مان به سمت اقتصادهای نئولیبرال رفته، اما در مصرف‌مان پیگیر عدالت و مصرف توأم با مصالح جامعه باشیم. نمی‌شود یعنی خودبه خود تناقض ایجاد می‌شود. ساختار به گونه‌ای دچار اختلال می‌شود که دیگر حرکت نمی‌کند. مثل این می‌ماند که ما ماشین را در دو جهت مخالف هم حرکت بدهیم، نمی‌شود. بنابراین غیر از مسئله اصلاح الگوی مصرف که خیلی کار مهمی است و ما باید بر آن تکیه کنیم و نیاز ضروری جامعه ما برای ایجاد تحول اجتماعی و تکنیکی هست. اما جدا از آن ما باید به اصلاح ساختار اقتصادی هم توجه کنیم. یعنی مدل تولید جامعه هم باید از همان منطق عدالت‌گرایی که ما دنبالش هستیم و دولت مطرح می‌کند پیروی کرده و جایگزین منطق سود محور شود. ما باید برویم به سمتی که مدل تئوریک اقتصاد اسلامی را طراحی کنیم. 30 سال از انقلاب گذشته و ما هنوز مدل اقتصادی روشنی  در مورد اقتصاد اسلامی که رئوس کلی‌اش حداقل طراحی شده باشد، نداریم.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;B&gt;آقای دکتر ما شاهدیم که دولت بارها نامه‌هایی را خطاب به اندیشمندان و اساتید حوزه و دانشگاه برای تئوری پردازی مدل‌های بومی در حوزه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی ارائه کرده است. همچنین در سال جدید هم بعد از آن که مقام معظم رهبری امسال را سال اصلاح الگوی مصرف معرفی کردند، رئیس‌جمهور با حضور در دانشگاه اعلام کرد که دانشگاه باید پرچمدار اصلاح الگوی مصرف باشد؟ چه اتفاقی باید در حوزه تولید فکر ما بیفتد تا ما بتوانیم این وضعیت را اصلاح کنیم؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;ساختار دانشگاهی ما نه فقط در رشته اقتصاد در عمده رشته‌های علوم انسانی ما متأسفانه اسیر مشهورات مدرنیستی هستیم. یعنی نگاه حاکم بر دانشگاه چه نگاهی که در کتابهای درسی تبلور پیدا می‌کند چه نگاهی که تجسم‌اش در آرای اساتید است و چه نگاهی که سازمان نظام آموزشی را طراحی کرده است. همه این نگاه ها متأسفانه نگاه مرعوب و نگاه مبتنی بر مشهورات مدرنیستی است. این نگاه به تولید علم بومی اعتقاد ندارد یا در بنیه و توان خودش نمی‌بیند یا اینکه هیچ گامی در این زمینه برنداشته است. بدون تغییر دادن این ساختارها نمی‌شود کاری کرد. واقعاً باید کتابهای درسی را درست کنیم. کتابهای درسی باید با نگاه جدید نوشته بشود. چیزی که ما الآن در دانشگاه تدریس می‌کنیم عین همان حرف‌هایی است که در کشورهای غربی ترویج می‌شود. داریم یک اقتصاد مدرن بورژوایی سرمایه سالار را به دانشجویمان تدریس می‌کنیم. طبیعی است که این دانشجو وقتی بیرون می‌آید، حرف اقتصاد عدالت محور را گوش نمی‌دهد. فکر می‌کند حرف کارشناسانه همان حرف‌هایی است که آن کارشناسان غرب محور تکنوکرات می‌گویند. در بقیه علوم هم وضعیت همین گونه است. به همین جهت به دانشگاه‌ها نمی‌شود امیدی بست، دانشگاه جایی است که خودش باید متحول شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;پس چه کسانی وظیفه تولید فکر بومی را باید برعهده بگیرند؟&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; ما باید یک نخبگان خاصی از دانشگاه‌ها را که خوشبختانه این نخبگان الآن کم هم نیستند. نخبگان منتقد تفکر مدرن، نخبگانی که در دانشگاه‌ها هستند ولی به وضعیت موجود منتقداند. به طور مثال دکتر داوری، رحیم‌پور ازغدی، فیاضی، کچوئیان، رجبی و خیلی‌های دیگر که نمی‌خواهم از همه آنها نام ببرم . این طیف  نگاه خلاقانه، فعال و از منظر تفکر اسلامی نسبت به غرب برخوردارند. نگاهی مبتنی بر خودآگاهی انتقادی به غرب مدرن. یک غرب‌شناسی آگاهانه از منظر اندیشه اسلامی. حتی از ظرفیت‌هایی که در حوزه هستند مانند آیت‌الله مصباح یزدی و بسیاری دیگر از فضلای حوزه می‌شود استفاده کرد. ما باید یک جایی اینها را سازمان بدهیم و بعد بین اینها تقسیم کار و وظیفه تعیین شود.  ظرف دو _ سه سال اینها برنامه‌ریزی و تولید علم کنند برای بخش‌های مختلف اجتماع، در اقتصاد، در روانشناسی، در جامعه‌شناسی، در سیاست حداقل در هر زمینه‌ای 5 _ 10 کتاب جدید طراحی کنند. پس ما باید از کجا شروع بکنیم. باید از جمع کردن همین فضلا و اندیشمندان و اساتید دانشگاهی و حوزوی شروع کنیم و برای آنها تعیین وظیفه کنیم و وادار کنیم اینها نظام را متحول کنند. بخصوص نظام دانشگاهی ما باید ابتدای این برنامه اصلاحی باشد. واقعیت این است که دانشگاه‌های ما محل تولید فکر نیست، جز معدودی از اساتید، بقیه همه دارند،مشهورات غربی را باز تولید می‌کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;رسانه ها چه نقشی در اصلاح روند مصرف‌گرایی کشور دارند؟&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;رسانه‌ها مخصوصاً رسانه ملی خیلی نقش مهمی در این‌باره دارند. اساساً یکی از دلایلی که در سالهای اخیر متأسفانه خصوصاً در سالهای اصلاحات و توسعه فرهنگ مصرف مسرفانه، مصرف غیرسالم و غیراصیل ترویج شده، عملکرد رسانه است. رسانه ملی به این دلیل که توجیه شده بوده که کار درستی دارد انجام می‌دهد یا می‌خواسته با سیاست‌های رسمی دولت‌های وقت حرکت بکند در راستای سیاست مصرف‌گرایی عمل کرده است.&lt;BR&gt;&lt;B&gt;به نظر شما فقدان پشتوانه تئوریک در این امر دخیل نبوده ؟&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;بله. این مسئله اساساً علت اصلی می‌باشد. در واقع اینها متوجه قضیه نیستند، متوجه خطر این قضیه نیستند. رسانه‌ای که باید مدافع اصلی نظام باشد، نمی‌فهمدکه اگر به سمت فرهنگ مصرفی برود؛ این ترویج فرهنگ مصرفی بستر ساز رشد سرمایه‌داری می‌شود. و این روند به نفع طبقه سکولار جامعه تمام می‌شود. گسترش نفوذ فرهنگ سکولار در جامعه، خودش نفوذ سیاسی سکولارها را می‌آورد و موجودیت جمهوری اسلامی را با مشکل مواجه می‌کند.&lt;BR&gt;واقعاً اگر بینش صحیحی در رسانه ملی حاکم بود، هیچ وقت این کارها را نمی‌کرد. اما جدا از آن این توجیهاتی که می‌آورند مثل اینکه ما پولمان را باید خودمان دربیاوریم به نظر می‌رسد مسئولان صدا و سیما اسیر جو و مشهورات زمانه نیز شده اند به طوری که دیگر قادر به تغییر شرایط و تحول در حوزه رسانه نمی‌باشند. من فکر می‌کنم از پیش نیازهای تحقق منویات مقام معظم رهبری بی‌تردید یک کار گسترده فرهنگی است که در این کار گسترده فرهنگی رسانه ملی نقش اول را دارد، حرف اول را می‌زند. اگر همچنان به سمت برنامه هایی برویم که یک نوع نگاه سکولاریستی را در جامعه ترویج می‌کند و مصرف مسرفانه توسط قهرمانان ما اشاعه پیدا کند. این نقطه مقابل آن چیزی که رهبری می‌گوید و  یک خطر بزرگ است.&lt;BR&gt;رسانه‌های مکتوب در مرحله بعد قرار می‌گیرند. در کل دیدگاه فرهنگی کشور، ما باید کاری کنیم که این نگاهی که فرهنگ باید سودآور باشد یا فرهنگ باید بازده اقتصادی داشته باشد ازبین برود. این نگاه خطرناک است. فرهنگ جایی است که باید در آن پول خرج کرد نه جایی که باید پول تولید کند. فرهنگ در کوتاه‌مدت بازدهی ندارد. شما باید دو، سه مجله تئوریک و یکی دوتا روزنامه بزرگ جدی راه بیندازید، فکر کنید، کتاب چاپ کنید و اینطوری فکر نکنید که این کتاب که سه هزار عدد تیراژ دارد، همین الآن فروش می‌رود یا نه. اینجور ‌باید اندیشید که این کتاب نسلی را می‌پروراند که 20سال بعد این نسل ظاهر می‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;نگاهتان به آینده چگونه است؟ فکر می‌کنید جامعه در چه سمتی در حال حرکت است؟&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;من فکر می‌کنم این روندی که در 4سال گذشته با تغییر دولت پیش آمد، روند خیلی خوبی بود. یعنی روندی بود که  احیای فرهنگ انقلابی، ارزشهای انقلاب و احیای نیروهای انقلاب صورت گرفت. اما من نگرانم. نگران این هستم که این موج گسترده تهاجم فرهنگی، روانی، تبلیغاتی که ما را در وسط معرکه یک جنگ تمام عیار قرار داده است با عدم هوشیاری مسئولین مواجه شود. اگر  نیروهای خودی را به خوبی بر علیه آن سازماندهی نکنند و تنگ‌نظری‌ها، عدم هوشمندی‌ها، اختلافات مقطعی و قبیله‌ای - گروهی بین نیروهای انقلاب و خودی حاکم شود برای من اوضاع نگران کننده می‌شود. الآن به حمدالله وضعیت بدی نیست، استحکام نظام و انقلاب خیلی خوب است. ولی ما باید نگاه بکنیم به 25-30 سال آینده. اگر ساختارها را اصلاح نکنیم اوضاع نگران کننده می‌شود. باید اینها را از لحاظ زیربنایی متحول کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2009 20:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات ریاست جمهوری را به صحنه رقابت تئوری‌پردازی ایرانی تبدیل کنیم</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مصرف گرایی از کالا تا اندیشه در گفتگو با دکتر ابراهیم فیاض&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اوباما می‌آید در سطح جهان حرف می‌زند. کلان حرف می‌زند. نمی‌آید درباره گشت پلیس حرف بزند. این خیلی سطحش پائین است. واقعاً یک رئیس‌جمهور می‌خواهد گشت نیروی انتظامی را تعطیل کند. این که خیلی شانتاژ عقب افتاده‌ای است. اگر خارجی‌ها این را نگاه کنند خنده‌شان می‌گیرد&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;شبکه ایران _ وحید شاکری: گفتگو با دکتر ابراهیم فیاض، جامعه شناس و استاد دانشگاه امام صادق(ع) که به تازگی کتاب ایران آینده به سوی الگوی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران از وی منتشر شده است به عنوان یکی از نظریه پردازان خلاق اجتماعی همواره جالب و شنیدنی است .&lt;BR&gt; گفتگوی زیر حاصل یک نشست طولانی پیرامون علل مصرف گرایی در ایران است. گر چه ابتدای بحث ما از علل رشد مصرف گرایی در دو دهه اخیر آغاز می‌شود اما برای بررسی آن تا ورود مدرنیته به ایران و برپایی رنسانس در اروپا پیش می رویم&lt;B&gt; .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به نظر شما در پیشینه تاریخی‌ نظام اجتماعی ایران ما با این شکل و شیوه از مصرف‌گرایی مواجه بوده‌ایم ؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای بررسی هر پدیده اجتماعی درک الگوی باستانی‌اش اجتناب ناپذیر است. مصرف‌گرایی هم به عنوان یک کنش رفتاری و شاخص، مسبوق به معرفتی است که ریشه در  باستان‌شناسی ما دارد.این مصرف‌گرایی از یک عقلانیتی برخوردار است که به آن مشروعیت میبخشد. یعنی کسی که مصرف می‌کند نمی‌گوید که بی‌شعورم یا بی‌عقلم. اما یک نوع عقلانیتی در پس رفتار وی وجود دارد که باعث این رفتار می‌شود. شناخت این عقلانیت جز بررسی ریشه‌های تاریخی آن راه دیگری ندارد. باید برویم آن عقلانیت که آن را به وجود آورده مطالعه کنیم. به همین دلیل من سه سال قبل در یادداشتی که مجله پگاه حوزه آن را منتشر کرد، به عقلانیت مصرفی اشاره کردم. در آن یادداشت گفته بودم که ما یک عقلانیت داریم که به ما می‌گوید مصرف کن و آن را توجیه می‌کند و چارچوب‌های عقلانی برای آن درست کرده است.&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 328px; HEIGHT: 174px&quot; height=150 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8607/Images/jpg/A0343/A0343469.jpg&quot; width=328 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اگر می‌خواهیم این را باستان‌شناسی کنیم باید برگردیم به تاریخ گذشته‌مان و اشرافیتی که در ایران بوده است؛ اشرافیتی که همزمان با رنسانس در دوره صفویه شکل می‌گیرد.این اشرافیت دارای تفاوت ماهوی با اشرافیت قبل از صفویه است.در این دوره از منظر فرهنگی، فکری و معرفتی خودکفایی خود را از دست داده و با یک اشرافیت غربگرا مواجه می‌شویم که دیگر چیز مهمی تولید نمی‌کند. نمونه‌اش خود پادشاه صفویه است. شاه عباس، یعنی اشرافیت مصرف‌گرایی که الگو خود را در غرب می‌بیند. برادران شرلی می‌شوند برادران شاه عباس. از اینجا هست که انگلیسی ‌ها  نفوذ می‌کنند و طی این دوران‌ها تا امروز مشکلات زیادی را برای ما به وجود ‌آورده‌ و نمی‌گذارند هیچ ساختار صحیحی در ایران شکل بگیرد. مصرف گراترین و غربزده‌ترین شخص در این دوران، &lt;B&gt;شاه سلطان حسین صفوی&lt;/B&gt; است.این شاه سلطان حسین در تاریخ به خاطر همین غربزدگی، اشرافیت و مصرف‌گرایی‌اش ننگ است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما شاهدیم که در اثر همین رفتارها جامعه دچار فروپاشی شد تا جایی که یک آدم بی سروپایی مانند محمود افغان توانست عربده کشان تا اصفهان بیاید و هیچکس هم جلودارش نبود.این امپراتوری در حالی به همین سادگی  فروریخت که حتی خود شاه هم باورش نمی‌شد که این امپراتوری اینقدر از هم فروپاشیده باشد.&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 306px; HEIGHT: 182px&quot; height=398 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://mehr-irani.persiangig.ir/Tarikh/Dara(09).jpg&quot; width=640 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متاسفانه نگاه ما به دوره صفویه و اصولا کل تاریخ متاثر از نگاه مستشرقین می‌باشد که هنوز هم آن را  ادامه می‌دهیم. آنها صفویه را مانند یک کالای زیبای لوکس مانند آنچه گورکانیان در هند بودند معرفی  کرده‌اند. مثل فیلمهای سینمایی که در مورد هند می‌سازند همه اهل عیش و نوش و خوشگذرانی و شب‌های طلایی و این را می‌خواهند به نسل ما نشان بدهند. &lt;B&gt;جاده ابریشم جاده نوکری ما برای شرق و غرب بود.&lt;/B&gt; ؛ نه جاده تولیدی ما .جاده مصرفی ماست اینکه غرب می‌گوید جاده ابریشم همین است. خود شاه عباس بهترین تجارتی که انجام می‌داد چی بود ابریشم گیلان که در تاریخ بیان شد. پس کشور ما بر مصرفی‌گرایی بنا شده بود از زمانی که مدرنیسم آمد از رنسانس به این طرف که برادران شرلی آمدند ما شدیم واسطه نوکری جاده ابریشم. تولید را چه کسی می‌کرد شرق و از این رد می‌شد و ما ترانزیت می‌گرفتیم. همین کاری که امروز دبی انجام می‌دهد که من در یک مصاحبه گفتم که تمدن دبی یک تمدن ویترینی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آیا این روند در دوره های پس از آن مانند زندیه ، افشار و فاجار ادامه پیدا می‌کند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بله  این روند مصرف گرایی ادامه پیدا می‌کند، اما چون دولتهای  پس از صفویه درگیر جنگ بودند خیلی ثبات پیدا نکردند. جناب نادرشاه و کریم خان زند و آغا محمد خان قاجار چون زیاد درگیر جنگ بودند، ساختار نتوانست خیلی بروز کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;به عبارتی اینها جهانگیر بودند تا جهاندار؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بله. از دوره‌ای که ثبات پیدا می‌کنیم یعنی فتحعلی شاه، یکباره غرب‌گرایی در ایران به شدت خودش را نشان داده و مصرف‌گرایی شدت می‌یابد. ایجاد کاخها، حرمسراها و نگارستان‌ها اینها در تاریخ هست که خیلی وحشتناک هم هست. کاخ شاه داریم و کاخ‌های اطرافیان که الآن ما به عنوان آثار باستانی نگه داشته‌ایم. اولین کسانی که سوغات غرب را می‌آورند و مشروطه را به وجود می‌آورند خود اشراف هستند. اگر متفکری هم بوده از طبقه اعیان و اشراف بوده است نه بیشتر. اشراف هستندکه غرب را وارد ایران می‌کنند همین شاهزاده ها و آقازاده‌ها یکباره غربگرایی را در ایران به راه می‌اندازند. آنچه را هم که می‌آورند چون دارای عمق و اندیشه نبودند یک ظاهری از غرب است معماری درست می کنند، میدان درست می‌کنند خانه‌هایشان را می‌سازند. دکوراسیون غربی درست می‌کنند. اگر اینها را به تصویر بکشند فیلم‌های طنزی می‌شود که تاکنون اینقدر مردم را نخندانده است. یک غرب‌شناسی کاریکاتور وار.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ما به مشروطه که می‌رسیم دیگر کاملاً غرب زده می‌شویم . مشروطه چیزی نیست جز بازتولید انگلیسی ایران. حتی اگر آخوندی هم در اینها هست ، آخوندی اشرافی _ انگلیسی مانند محمدعلی یزدی پدر سیدضیاءطباطبایی است که فرزندش خط انگلستان را در ایران و خاورمیانه  تا اسرائیل پیگیری می‌کرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراین در این دوره یک ساختار سیاسی وابسته داریم که اقتصاد سیاسی در آن شکل می‌گیرد. داخل آن می‌شود اقتصاد مصرفی. الگوی مصرف را هم از غرب می‌گیرد . یعنی تو اگر می‌خواهی مدرن و  به روز باشی، باید مصرف کنی. آن هم کالای غربی. من مصرف می‌کنم پس هستم. این مصرف از کالاها و مصنوعاتی مانند پوشاک شروع می‌شود و تا فکر و اندیشه پیشروی می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; نقش نفت و اقتصاد نفتی از این دوره  به بعد چه تأثیری در روند مصرف‌گرایی در کشور داشت؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از دوره ناصرالدین شاه اکتشاف نفت در ا یران آغاز می‌شود. با نفتی شدن اقتصاد کشور  بر روند مصرفی‌ گرایی افزوده می‌شود. نفت را می‌برند و  پولش به ایران بازگشته و مصرف می‌شود. چه کسی نفت را استخراج و تولید می‌کند، خود غربی‌ها. یعنی تولید نفت هم دست ما نیست. پولش را فقط به ما می‌دهند تا ما خرج بکنیم. از عهد ناصرالدین شاه به این طرف یک دولت کاملا مصرفی در ایران درست می‌شود  که همه سردمدارانش غربزده‌اند. شاهزاده ها و چهار تا روشنفکر که من آنها را روشنفکر نمی‌دانم .چون معتقدم ما در ایران روشنفکر نداریم. روشنفکر در غرب کسی است که یک مکتب درست می‌کند و از این دریچه وارد نقد اجتماعی می‌شود. . بله روشنفکر ما شیخ انصاری است که یک تحول عظیم در اصول فقهی و فقه به وجود می‌آورد و یک راه جدید باز می‌کند. بعدها  هم که کسانی چون میرزا حسن آشتیانی و دیگران که می‌خواهند یک تحول اساسی در ساختار سیاسی ایجاد کنند ؛ همین اشرافیت، همین شاهزاده‌ها، سفارت انگلیس و آدم‌های خودفروخته که نمایندگی فکری و منبر غرب را در دست دارند وارد می‌شوند و مشروطه را به وجود می‌آورند تا آن نهضت اصیل و اصلی فقهی و فلسفه سیاسی ما را از بین ببرند و آخرش هم می‌شود رضاشاه.&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 227px; HEIGHT: 241px&quot; height=391 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iichs.org/docimages/P_rezashahtabid_11.jpg&quot; width=365 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تحلیل شما از دوره نوسازی محمد رضا پهلوی و تاثیر آن بر مصرف گرایی چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر چی به نام مدرنیسم نوسازی و پیشرفت مطرح بوده یعنی بازسازی فرهنگ مصرف‌گرایی در ایران .برای همین است که ما هر چه جلوتر آمدیم  مصرف‌گرایی تشدید ‌شد. در پی انقلاب شاه و مردم همه مردم مصرفی شدند. روستایی‌ها دیگر گندم تولید نکردند. روستا به محفلی برای فحشا و خوشگذرانی تبدیل می‌شود. به همین علت است که امام وقتی می خواهد با اصلاحات ارضی مخالفت ‌کند به شاه می‌گوید تو می‌خواهی فرهنگ استعماری و غیرتولیدی و مصرفی را تا عمق روستاها ببری. یعنی اگر بازسازی و نوسازی توسط شما صورت می‌گیرد  نه برای اینکه تولید افزایش پیدا کند  بلکه می‌خواهی مصرف را  بالا ببری. از این دوره است که روستایی ما هم غربگرا می‌شود. تمام افتخار هویدا این بود که ما به مردم پیکان دادیم. و با شعار هر ایرانی یک پیکان این آقا، ترافیک تهران از همان زمان شاه نقل محافل و روزنامه‌ها می‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;انقلاب اسلامی چه تأثیری را در روند مصرف‌گرایی کشور داشت؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بلافاصله بعد از انقلاب مردم به تولید روی آوردند. مردم حتی رفتند در کنار روستاییان به درو پرداختند. اما مسئولان ما غربگرا بودند. غربگرای شرق‌گرا، ذهن همه آقایان از روحانی تا دکتر و مهندس را سوسیالیسم پر کرده بود. غیر از  روحانیت سنتی قم و تهران که فقیه بودند هر بحثی که مطرح می‌شود، اسلام نیست، سوسیالیسم است.مدعیان هرکس را صرف پولداری اذیت می‌کردند. تمام همت دولت این بود که سرمایه‌دارهای سنتی بازار را له کند.&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 283px; HEIGHT: 178px&quot; height=328 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://doroud.files.wordpress.com/2009/03/khatami-moosavi.jpg&quot; width=359 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;در صورتی که نهاد بازار همراه و حامی انقلاب بود!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بله . شما برای بررسی وضعیت آن دوران از آقای میرمحمد صادقی و عسگر اولادی بپرسید. همین آقای  میر محمدصادقی بود که آن سال 13میلیون‌تومان داد  تا با اجاره هواپیما  امام به ایران بیاید؛ برای فعالیتهای اقتصادی اش تحت بیشترین فشارها قرار گرفت .کسانی که چرخ انقلاب را با پولهایشان می چرخاندند،حالا گرفتار این آقایان شده بودند. غربگرای شرق‌گرا یعنی یک غربگرایی که در بطنش سوسیالیسم است ولی عملاً غربگرایی است. یک دفعه می‌آیند یک سوسیالیسم دهشتناک را به نام سوسیالیسم اسلامی اجرا می‌کنند و تا همین اواخر هم می‌گفتند ما سوسیال دمکرات هستیم . اینها یک سری آدم بی‌سواد بودند که اگر از آنها بپرسید سوسیالیسم چیست و مبدأ آن در کجاست؟ در گذشته و حال چه می‌گفته؟هیچ جوابی ندارند.پس انقلاب هم متأسفانه همینطوری مصادره شد و باز تولید، تولید انجام  نشد. مردم بدبخت این وسط سرگردان  ماندند و جریانات سیاسی تا پایان جنگ به منازعات و  زد و خوردهای سیاسی و ایدئولوژیک مشغول شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; پس از جنگ با پیدایی شکست‌ سیاست‌های شرق گرایانه آقایان و از بین رفتن ساختارهای تولید و بازار از یک سو و فروپاشی شوروی از سوی دیگر . نرخ بازار برگشت و آقایان یکباره لیبرال شدند ، همان آقایان سوپرسوسیالیست که با همه درگیر می شدند و تمام حرفشان مالکیت دولتی و مالکیت عمومی بود ، یکباره طرفدار مالکیت خصوصی و مکانیزم بازار آزاد شدند. یعنی باز هم مصرف فکری جدید . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک نوع عقلانیت مصرفی در دولت پس از جنگ به وجود آمد که فقط مصرف و مصرف را پیگیری می کرد .مصرف فکری هم دوباره در دانشگاهها آغاز شد. با این روش بازار سنتی ما را شکستند چون اینها تنها توانستند واردات را بگیرند. بروید ببینید آن سالها چه چیزی وارد شده است، مواد لوکس و مصرفی از لوازم آرایش گرفته تا تنقلات. تمام کالاهای مصرفی وارد کردند. اگر کارخانه‌ای هم بنا شد، در راستای همین مصرف‌گرایی بود. تولید کالاهایی مانند پفک، چیپس و فرش ماشینی به یکباره افزایش یافت.&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 338px; HEIGHT: 292px&quot; height=292 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.persianv.com/khabar/6701_789.jpg&quot; width=492 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ما بعد از جنگ شاهد شکل‌گیری یک طبقه نئوبورژوازی هستیم به نظر شما این جریان الآن در چه وضعیتی است چه تعامل با دولت و کلان سرمایه‌داران دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خوب اینها همین کار را می خواستند بکنند. بازار سنتی را می خواستند تعطیل کنند تا بازار جمهوری به وجود می آید. اینها می خواستند بازار سنتی را نابود کنند. همان ساختار بازار سنتی که تمام انقلاب را گرداند. معنایش این بود که ما باید به سرمایه‌داری جهانی وابسته شویم. نماینده‌اش چه کسی باشند همین آقایان که رد پایشان را در قرارداد ترک‌سل، خرید ایرباس‌های از کارافتاده، هواپیمای سوپرلوکس پادشاه برونئی می‌بینید. قشر نئوجدید رانت‌خوار و ویژه‌خوار. کشور را با یک سیتم عقب‌مانده‌تر به دوره شاهنشاهی برگردادند، ،‌همان جور که شاه هواپیمای سلطنتی می‌خرید اینها برای خودشان خریدند. ته دوم خرداد بازگشت به فرهنگ شاهنشاهی بود. مخصوصاً فرهنگ مصرفی‌اش. برای همین شاهنشاهی‌ها خیلی‌هایشان برگشتند وضعیت جوری شد که خیلی از دوم خردادی‌های مسلمان از اینها فاصله گرفتند. چون دیدند دوباره دارد سیستم شاهنشاهی به وجود می‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولش شوراها بود که مردم اصلاً شرکت نکردند. همین اینها آمدند گفتند همه بیایند شرکت کنند شاهنشاهی‌ها آمدند، مارکسیستها آمدند گفتند شورای شهر همه باید بیایند. هیچ‌کس نیامد سر صندوق رأی، مردم نیامدند. مردم پهلوی دیده‌اند، قاجار دیده‌اند نمی خواهند قاجار را باز تولید کنند. بگوید من نوکر انگلیسم، من نوکر فرانسه و روسیه‌ام. این ساختار آخرش همین است که تا اینها شکست خوردند، رفتند اروپا و امریکا . برگشتند به خواستگاهشان. در مشروطه هم همین اتفاق افتاد؛ فتحعلی آخوندزاده، تقی‌زاده، کاظم زاده ایرانشهر ، جمالزاده همه در غرب مردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;به دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد می رسیم که یک بازگشتی هست به سال‌های 60 و 61 .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نه بازگشت نیست.&lt;/P&gt;&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;یک بازتولید&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 289px; HEIGHT: 231px&quot; height=337 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.rooyekhat.com/images/sd5je2v6oqdzupwmk7.jpg&quot; width=567 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نه من هر دوی اینها را قبول ندارم. به نظر من احمدی‌نژاد بازگشت کرد به همان ایرانیت خودمان&lt;B&gt;. او سعی کرد ایرانیت را در تمام عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگ باز تولید کند&lt;/B&gt;. البته یک مشکلی هنوز وجود دارد که ما نتوانسته‌ایم در تئوری‌ هم این بازتولید را انجام دهیم و هر کاری که صورت گرفته در عرصه عمل بوده است. در عمل ایشان با حضور در  تمام استان‌ها نشان داد که &lt;B&gt;دولت در مرکز نمی‌نشیند، پایتخت شاهنشاهی نیست، مصرف‌گرا نیست، اشراف نیست، دولت مردمی در کنار مردم روستا و شهر تلاش می‌سکند&lt;/B&gt;. احمدی‌نژاد یک تنه رفته میدان، لخت آن وسط تنها و کسی نیست که با نظریه‌پردازی او را کمک کند و جریان‌های فکری علیه آن دارند کار می‌کنند متهمش کردند به پوپولیسم. &lt;B&gt;خوب اگر پوپولیسم مردم‌گرایی است، انقلاب اسلامی هم پوپولیستی است. چون امام هم همه‌اش گفت شما مردم در صحنه باشید&lt;/B&gt;، شما مردم تعیین کننده اید. واقعاً ما اگر این سیستم ولایت فقیه را نداشتیم دوباره جامعه ما برمی‌گشت به استبداد غربگرای دوره بنی‌صدر و دوره بازسازی پس از جنگ هم دوباره تکرار می‌شد. یک استبداد شاهنشاهی، غرب‌گرا که فقط مصرف‌گرایی را در کشور ترویج می‌کرد. برای همین است که شما می‌بینید با آن مخالفت می‌شود و یک عده‌ای می‌خواهند ولایت فقیه را محدود کنند&lt;B&gt;. شورای افتا به نظر من برای محدودیت ولایت فقیه است،&lt;/B&gt; با بودن مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت ما دیگر نیازی به شورای افتا نداریم. تمام ساختار دقیق و کامل است، اما در جای دیگری دارد کوبیده می‌شود. اگر آقایی می‌گوید حکم حکومتی را قبول ندارم به یک معنا اینها ولایت فقیه را قبول ندارند ؛ چون امام در تمام عمرش کار را با همین حکم حکومتی راه انداخت. تشخیص مصلحت برای این ایجاد شد که منافع مردم حفظ بشود. مصلحت مردم در نظر گرفته شود حالا اینها می‌خواهند اشرافیت را بیاورند و &lt;B&gt;با محدود کردن حکم حکومتی ولایت فقیه دوباره مردم را فقیر کنند&lt;/B&gt;. دوباره می‌خواهند مردم را برگردانند به همان بدبختی که در زمان شاه داشتند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آفای دکتر ما شاهدیم که پس از نامگذاری امسال به اصلاح الگوی مصرف ، رییس جمهور با حضور در دانشگاه از دانشگاهیان می‌خواهد پرچمدار این حرکت باشند به نظر شما نقش دانشگاه در روند مصرف گرایی کشور چیست؟&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما مشکلمان تولید است. این است که مغزمان تولیدی نیست، احساساتمان تولیدی نیست، روان مان تولیدی نیست. اصلاً ما آدم‌های تولید نیستیم. یک آدم‌های به شدت مصرفی که دائم در حال مصرف هستیم. من آنم که رستم بود پهلوان. من آنم که مارکس گفت. من آنم که هگل گفت. من آنم که کانت گفت و افتخارات ما در دانشگاه این است که طرف می‌گوید من نماینده کانت هستم. مثل این که شرکت‌ها می‌نویسند ما نماینده انحصاری فلان کمپانی هستیم. اینها هم همین گونه هستند. الآن دانشگاه‌ها دقیقاً همان نمایندگی فکری غرب در ایران هستند و شما نمی‌دانید بچه‌ها در این دانشگاه‌ها چگونه از بین می‌روند و نابود می‌شوند ما از اولش اشتباه مسیر را انتخاب کرده‌ایم و الآن خود آموزش عالی بیشترین مصرف‌گرایی علمی و فکری را در کشور دارد ترویج می‌دهد.این که دانشگاه شما هشتاد سال، صد سال سابقه دارد ولی هنوز تولید علم نمی‌تواند بکند. حالا تولید هم که می‌گویند خیلی خنده‌آور است. علم شبه مصرفی یعنی ASI می‌شود نه این که تولید علم برای جامعه. با شاخص‌هایی که تعیین می‌کند برای استاد. نمی‌گوید این استاد نقشش در جامعه ایرانی چیست. مثلاً من الآن هر مقاله‌ای درباره مسائل روز در مطبوعات داشتم همه برای ارتقای ارزشی ندارد. فقط مقاله پژوهشی، کتاب و ISI موثر است.کتاب را 5 نمره می‌دهند، ISI را هشت نمره، می‌دهند. ISI هشت نمره است. خوب دانشگاه که مغز و نخبه و قتی مصرف‌گرا بشود این مصرف‌گرایی در تمام تار و پود جامعه تنیده ‌شده و پایین می‌آید. بعد آن موقع استاد موبایل زده می‌شود. می‌توانید تحقیق هم بکنید این اساتید که ISI نویس هستند ماشین‌هایشان را نگاه کنید و زندگی‌هایشان را نگاه کنید. خانه‌هایشان را نگاه کنید به شدت مصرف گرا هستند. در زندگی‌هایشان نمی‌شود این آدم تولیدی باشد بعد در زندگی‌اش مصرف گرا باشد.&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 356px; HEIGHT: 222px&quot; height=262 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://againstwind.files.wordpress.com/2007/07/1559817481189.jpg&quot; width=472 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توی ذهنش مصرف‌گرا نباشد، تولیدی باشد، اما در عملش مصرف‌گرا باشد. آدم تولیدی در ذهنش هم تولیدی است. پس اگر یک جایی مثل یزد این همه فقیه تولید می‌کند این قدر عالم تولید کرده به خاطر اینکه هم در کالایش تولیدی است و کم مصرف است هم درعملش تولیدی و کم‌مصرف است. هر جایی که تولید هست، مصرف کم می‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ما مرتب ترجمه می‌کنیم. آنقدر  پشت سر هم ترجمه می‌کنیم که وقتی برای فکر کردن نداریم . فکر  تعطیل است. حتی فکر نمی‌کنند نه فقط دانشگاه به قول شهید مطهری مجتهدهای ما هم مقلد شده اند&lt;/B&gt;. حتی آنها هم دارند مصرف می‌کنند. یعنی مصرف زدگی در تمام تار و پود جامعه می‌آید. هم در ذهن می‌آید هم در جسم هم در لباس می‌آید هم در دکوراسیون خانه می‌آید. مصرف‌گرایی یک عقلانیت و معرفت‌شناسی پشت سرش دارد که نه تنها در دانشگاه حتی در حوزه علمیه هم نفوذ دارد. یعنی ما یک آخوند مصرفی تولید می‌کنیم که در مقابل آخوند مبتکر می‌ایستد. که امام اینها را متحجر می‌دانستند که با اسلام امریکایی هماهنگ عمل کرده و اسلام ناب را از بین می‌برند . نمونه‌اش آقای مطهری بود که توی چه مخمصه‌هایی افتاد. آخر هم توسط هم اینها ترور شدند. همین سوسیالیسم اسلامی که نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارز تا فرقان را دربرمی‌گرفت و تحلیل سوسیالیستی از اسلام داشتند باعث کشته شدن آقای مطهری شدند. جالب اینجاست که شهید مطهری را هم اینها می‌کوبیدند هم آخوندهای متحجر. آقای مطهری ضربه خور دو طرف بود. اصلاً کدام مسجد می‌گذاشتند شهید مطهری سخنرانی کند. به غیر از الجواد و هدایت که پایگاه مرحوم طالقانی بود.چرا؟ چون این آدم تولیدی است. آقای مطهری مانند متحجرین سنت را مصرف نمی‌کرد. هم در دانشگاه تولید می‌کرد هم در حوزه. اگر حمید عنایت را به عنوان یک شاخص در ایران قبولش کنیم چقدر به مطهری نزدیک بود. آقای حسابی که سرآمد فیزیک بود به ایشان چقدر نزدیک بود. محمدتقی جعفری که یک آدم تولیدی است آنقدر دوباره نزدیک. اینها همه با هم هستند. پس تولیدی‌ها هم با هم جمع‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;رسانه چه تأثیری در روند مصرف‌گرایی در حیطه‌های مختلف دارد و ما باید برای توقف این روند از کجا آغاز کنیم؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ببینید کل رسانه یعنی ارتباطات. یعنی مدیا و واسطه ارتباطات . موقعی ارتباطاتی در کشور رخ می‌دهد که آن ارتباطات تابع دانش باشد. این طوری بگویم دانش کشور، برای اینکه بتواند پویا باشد احتیاج به فرهنگ دارد تا در جامعه و دانشگاه‌ها عمومی بشود. فرهنگ، ارتباطات می‌خواهد. ارتباطات هم رسانه‌ها را به وجود می‌آورد. پس رسانه بدون سیر قبلی‌اش که دانش، فرهنگ و ارتباطات می‌باشد،کور است. به نظر می‌رسد در جامعه ما به علت قطع شدن ارتباط رسانه با مراحل پیشین ، دچار کوری رسانه ای شده‌ایم . هم مطبوعات ما کور است هم رادیو و تلویزیون ما کور است. نتیجه آن هم جز  ادا و تخریب و مصرف‌گرایی چیزی نیست. متاسفانه رسانه‌های مکتوب ما سرشون توی اینترنت هست و اصلاً بلد نیستند تولید کنند. ما در نشستی با سردبیر روزنامه السفیر لبنان بودیم؛ یکی از مشاورین برجسته مطبوعاتی این آقایان دوم خردادی هم در جلسه بود . او گفت ما در ایران 25 روزنامه سیاسی داریم. سردبیر السفیر به وی گفت شما 25 اعلامیه سیاسی و حزبی دارید. گفت نه آقا 25 روزنامه داریم. گفت نه اینها اعلامیه سیاسی است، اعلامیه سیاسی احزابتون را آوردید و روزنامه کردید. پر است از منازعات و فحاشی های بی حاصل.حالا هم این روزنامه‌ها بازتولید اینترنت شده‌اند. پس مطبوعات کاملا مصرفی هستند. چون نخواستنده‌اند دانش و فرهنگ را ببینند. حتی نمی‌روند دانشگاه‌ها را بازتولید کند. این همه آدم در دانشگاه‌ها، حرف‌های نو دارند. بچه‌ها به روز  تز فوق‌لیسانس دفاع می‌کنند. تز دکتری دفاع می‌کنند. بسیاری از این تزها ناب و درجه یک هستند. یک خبرنگار اگر بنشیند در دفاعیه این بچه‌ها می‌تواند صفحه اندیشه‌های روزنامه‌ها را پر کند. استادهای متخصصی داریم که به روز دانش تولید می‌کنند اما هیچکس سراغ آنها نمی‌رود. یک وقت هم که می‌روند سراغ اساتید دانشگاه‌ها می‌روند سراغ آدم‌های سیاسی خودشان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; رسانه‌های دیداری و شنیداری ما هم که تابعی از رسانه‌های مکتوب هستند به این وضعیت بغرنج دچار می‌شوند. صدا و سیمای ما تولید ندارد. صدا و سیمای ما ویرانگرانه مصرفگرایی را ترویج می‌کند. به عنوان نمونه همین مرد هزار و دو هزار چهره را ببینید . چرا  نقش‌های هنجاری جامعه ما تخریب می‌شوند. دکتر، خلبان و پلیس و اقشاری را می‌بینند که بهترین نقش‌های اجتماع ما را بر عهده دارند. آیا باید با  اینها اینطوری رفتار کنیم و احترام بگذاریم. آیا در جامعه پزشک خوب نداریم. چرا  نقش های  تولیدی جامعه‌مان را ذبح می‌کنیم.  برره برای چی است جز برای توهین کردن به روستا، اگر برره غیر از همان صمدآقای قبل از انقلاب است که روستایی‌ها را مسخره می‌کرد به ما بگویید. برنامه‌های تولیدی صدا و سیما چیست. همانی که از خارج وارد می‌کند. پزشک دهکده، دکتر مایک می‌شود الگو برای زنان جامعه ما. آن موقع که اوشین در ایران  بازسازی شد، خانم سوزوکی همکلاسی من در دانشگاه تهران بود. می‌گفت اوشین فحش به ماست. یعنی تمدن شما با فحشا شکل گرفت. با خودفروشی زنان‌تان و آن موقع ما اوشین را چنان قشنگ تولیدش کردیم که زن ما جای حضرت زهرا (س)اوشین گذاشت. حالا هم داریم همانطور الگوهای جدید می‌آوریم. پس صدا و سیما جز مصرف‌گرایی کاری نمی‌کند. مرحله درجه اولش مصرف می‌شود. مرحله درجه دومش این می‌شود که در ایران اصلاً آدم نیست. چون &lt;B&gt;مرد دو هزار چهره این را به شما می‌گوید که درکشور آدم درست و حسابی نیست. همه اصناف کشور ابله‌اند. اکثر سریال‌های صدا و سیما دارد ویرانگری می‌کند یک شخصیت سالم در ایران نگذاشته. نه یک مادر سالم نه یک پدر سالم نه یک فرزند سالم&lt;/B&gt;.در حالیکه جامعه ما اینگونه نیست و هزاران الگوی مثبت که قابلیت بازسازی نمایشی هستند در کشور وجود دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آقای دکتر نسبت اقتصاد و فرهنگ عمومی چیست؟ آیا سیاست اقتصادی فرهنگ عمومی را شکل می‌دهد یا فرهنگ عمومی هست که سیاست‌های اقتصادی را شکل می‌دهد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اقتصاد بر روی ثروت می‌گردد و فرهنگ عمومی هم روی دانش می‌گردد بدون ثروت فرهنگ عمومی تعطیل است. ما فقر را باعث کفر می‌دانیم یعنی اقتصاد باعث دین است یا بی‌دینی. دین در رفاه به وجود می‌آید. اخلاقیات در رفاه به وجود می‌آید. کادیکون الفقر کفرا پس معرفت‌شناسی ما یک چنین سیستمی هست. بارها در دعا داریم که خدایا ما را از فقر نجات بده. چقدر دعا ما داریم برای اینکه فقیر نشویم. پس این کاری که احمدی‌نژاد دارد می‌کند درست است که روستاها را رسیدگی می‌کند اگر می‌خواهید بحران‌های خود ساخته از بین برود بحران‌های سیاسی و فرهنگی‌تان باید اقتصاد را بر منطق اسلامی درست کنید. فقه اسلامی کلام اسلامی و اخلاق اسلامی این را به ما می‌گوید. شما اگر سیاست‌های اقتصاد را درست کنید، فرهنگ عمومی هم خود به خود درست خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;بعضی‌ها معتقدند اصلاح الگوی مصرف پیش نیاز و مقدمه برپایی عدالت است نظر شما چیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;درست است. چون عدالت قبل از اینکه یک مفهوم اقتصادی باشد، مفهومی ارزشی، اخلاقی و فردی است. ما اول عدالت فردی را داریم بعد عدالت اجتماعی. یعنی اسلام همه را با هم دیده است هم عدالت اجتماعی را دیده و هم عدالت درونی و فردی یعنی تقوا را دیده است. موقعی که تقوا باشد اسراف نیست اما موقعی که تقوا نباشد اسراف هست. اسلام اول می‌گوید کولوا بخورید و اشربوا بنوشید بعدی می‌گوید ولاتسرفوا. پس معنای ما زهد نیست اسلام با فقر و توزیع فقر سوسیالیستی موافق نیست. این تهمتی است که لیبرال‌ها به احمدی‌نژاد می‌زنند و این غلط است چون احمدی‌نژاد ثروت را در جامعه پخش می‌کند. دائم می‌گویند پول‌ها کجا رفته؟ خوب در جامعه توزیع شده  توی جیبش که نگذاشته است. هزینه آبادی روستا و شهر شده است. خوب این پخش ثروت که کار عدالت را می‌کند. روستاها و شهرها را دارد آباد می‌کند. اگر شما غیر از این می‌خواهید بکنید به مردم بگویید. اگر می‌خواهید دوباره مردم را مثل دوره نوسازی و بازسازی ‌ له کرد ه و مستضعف کنید، صادفانه و روشن حرف بگویید. می‌گویند سیب‌زمینی ندهید در خیابان که آن کشاورز و آن مستضعف هر دو بیچاره شوند. این کارها که توزیع فقر نیست، توزیع ثروت است. کاری که امام علی (ع) هم می‌کرد با استدلال این آقایان توزیع فقر است. این که شب و نصف شب بلند می‌شد و خودش می‌رفت نان پخش می‌کرد. اینها ناراحتی‌شان این است که اشراف چیزی گیریشان نیامده. از سهمیه‌های اضافی برخوردار نشده‌اند. آن طلحه و زبیر و بنی‌امیه که با مولا دشمن شدند هم همین انگیزه ها را داشتند.  هم اینها بودند که روزگاری می‌گفتند علی سوسیالیست خداپرست بود. حالا چه اتفاقی افتاده که  آقایان کار امام علی (ع) را توزیع فقر می‌نامند. چون احمدی‌نژاد دارد همان کار را بازتولید می‌کند، با آن مخالفت می‌کنند یا تابع آنچه در لیبرالیسم کلاسیک  انگلیسی آمده است، شده‌اند که می‌گفت پول ندهید تا گرسنگی بکشند و کار کنند و ثروت ما سرمایه‌دار بیشتر شود. همان کسانی که قانون فقر را زمانی در اروپا تصویب کردند که  نگران امنیت سرمایه‌داران بودند.کسانی که الان هم در اوج بحران اقتصادی جهان پول به سرمایه‌دارها و بانک‌ها می‌دهند. اما به مردم که گوشه خیابان خوابیده اند و دارند در یخ و سرما می‌میرند، هیچ چیزی نمی دهند. اینها توزیع فقر که می‌گویند منظورشان همین است. از پایگاه سرمایه‌دارهای نوکیسه دوره خودشان. امثال همین آقای شهرام جزایری که دیدید چگونه مسئولان این مملکت را آلوده کرده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آقای دکتر پیش‌بینی شما از جامعه چیست؟ به نظر شما جامعه به چه سمتی حرکت می‌کند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جامعه در  مرحله ای است که باید تصمیم بگیرد. به نظر من هنوز ایرانی‌ها دارند تحمل می‌کنند. ایرانی‌ها خیلی آدم‌های متفکری هستند. بالاخره باید یکی از دو راه را انتخاب کنند. یکی سرمایه‌داری جهانی، نوکری و عقلانیت مصرفی یا ایرانیت و عقلانیت تولیدی با یک ساختار قوی. ما نباید بترسیم،س من در کلیت به جامعه آینده امیدوارم. این نسل دارد می‌آید. آدم‌هایش را دارد انتخاب می‌کند. می‌فهمد هر کس چه کاره است. در دانشگاه در مدارس دارم می‌بینم. فقط اینها دارند ترمز می‌شوند. مشکل ما با این ترمزهاست.&lt;/P&gt;&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;کلام آخر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما یکی از کارهای بزرگی که در انتخابات آینده باید بکنیم این است که انتخابات ریاست جمهوری را به صحنه رقابت تئوری‌پردازی ایرانی تبدیل کنیم. اگر می‌خواهیم کار اساسی انجام دهیم باید یک دعوای گفتمانی درست کنیم . نه اینکه یکی بیاید بگوید من گشت ارشاد را جمع می‌کنم. این خیلی سطحش پائین است. واقعاً یک رئیس‌جمهور می‌خواهد گشت نیروی انتظامی را تعطیل کند. این که خیلی شانتاژ  عقب افتاده‌ای است. اگر خارجی‌ها این را نگاه کنند خنده‌شان می‌گیرد. اوباما می‌آید در سطح جهان حرف می‌زند. کلان حرف می‌زند. نمی‌آید درباره گشت پلیس حرف بزند. ما باید کاری کنیم که آینده رهاورد تئوری‌های بومی شود که هر کس هم سر کار می‌آید یک بستر تئوریک گفتمانی وجود داشته باشد . انجام این امر هم بر عهده  مطبوعات است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پایان مطلب/&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Apr 2009 11:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شباهتها و تفاوتهاي ميرحسين موسوي و باراك اوباما</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مقايسه ميرحسين موسوي و باراك حسين اوباما شايد در نگاه اول كمي عجيب و غير قابل قياس به نطر برسد. اما همانطور كه پيش از اين در يادداشت اوباما مي آيد بر آن تاكيد كرده ،مي‌توان با نگاه دقيق به روندهاي سياسي، مشهابهت‌هايي را يافت كه دررسيدن به آنچه در آينده روي خواهد داد ما را ياري مي‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ظهور ميرحسين موسوي در سپهر سياسي ايران پس از دو دهه سكوت نيز از قواعد كلي سياست جدا نبوده و در همين چارچوب قابل بررسي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روندي كه منجر به پيدايي دولت دمكرات اوباما در ايالات متحده گرديد بي شك متاثر از شكست اين كشور در صحنه ديپلماسي عمومي بود . نبرد  تمدني  و ايدئولوژيكي كه در آن جرج دبليو بوش و محمود احمدي نژاد به نمايندگي از دو اردوگاه اومانيسم و خدا خواهي هماوردي سخت و سنگين را در برابر ديدگان ملتهاي هشيار برگزار نمودند. عرصه اي كه تركشهاي آن  اتاقهاي شيشه اي و حبابهاي نازك  افكار عمومي جهان و خصوصا امريكا را تركاند و با رسانه هاي ياغي بر سيطره طولاني مدت صهيونيسم بين الملل خط پايان كشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اين رو اغراق آميز نخواهد بود كه پيروزي اوباما در صحنه سياسي آمريكا را از اين منظر، محصول پيروزي گفتمان انقلاب اسلامي به سرداري محمود احمدي نژاد در عرصه ديپلماسي عمومي دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كناره گيري سيد محمد خاتمي رييس جمهور اسبق ايران از صحنه رقابتهاي انتخاباتي و ورود غير منتظره نخست وزير دوران جنگ به اين هماورد نيز ازهمين قاعده پيروي مي‌كند. بدين ترتيب كه با شكست گفتمان آزاديخواهي و دمكراسي  مبتني بر مباني ليبراليسم و مسلط شدن انديشه عدالتخواهي و پيشرفت بر پايه اسلام حداكثري  ديگر فضا و مجالي براي حاملان اين گفتمان در عرصه سياست باقي نمي‌ماند به همين علت بود كه  تحليگران نسبت به حضور دوباره خاتمي در اين عرصه ترديد داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بنابراين همانطور كه ظهور اوباما در ايالات متحده محصول پيروزي گفتمان انقلاب اسلامي در جهان بود حضور ميرحسين موسوي و كناره گيري خاتمي نشانه اي از موفقيت اين گفتمان در سپهر سياسي كشور مي‌باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اين رو همانطور كه اوباما و جرج بوش شاخه هاي يك درخت به حساب مي آيند مير حسين موسوي و سيد محمد خاتمي نيز محصول مشترك يك انديشه اند كه از آن به اسلام حداقلي ياد مي‌شود . هر چند سخنان و گفتارهاي اوباما و موسوي متفاوت از جرج بوش و سيد محمد خاتمي به نظر ميرسد اما خاستگاه و مباني آن از يك چشمه سيراب خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنده نيز مانند بسياري از مردم جهان از افول سياسي بوش و خاتمي خرسندم &lt;FONT size=3&gt;اما هرگز دچار ساده لوحي نخواهم شد كه ميرحسين را به عنوان علمدار عدالتخواهي و اوباما را به مثابه پرچم صلح طلبي بپذيرم&lt;/FONT&gt;.چه آنكه اگر تفاوتي ميان اوباما و بوش بود در هنگامه جنايات 22روزه صهيونيستها در غزه بر همگان روشن مي‌شد و اگر تفاوتي ميان خاتمي و ميرحسين وجود داشت در سالهاي غربت عدالت و قرباني شدن انديشه هاي امام و اسلام ناب هويدا مي‌گرديد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تفاوت جناب مير با اوباما حكايتي ديگر دارد. اوباما گرچه از دل همان انديشه جرج دبليو بوش برخاسته است. اما با مديريتي هوشمند بر سيل اعتراض جهاني به سياستهاي ايالات متحده قدرت و شوكت يافته است و از اين منظر شباهت بسيار به رقابت سال 76 در ايران دارد كه در آن سيد محمد خاتمي با نشستن بر امواج معترض نسبت به سياستهاي هاشمي رفسنجاني جبهه اي ديگر بر پايه همان مباني را بنا نهاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما ميرحسين موسوي مظهري از كهنگي است كه بدلي معيوب از محمد خاتمي و محمود احمدي نژاد به حساب مي آيد. هر چند حس نوستالوژيك دوران صفهاي طويل و زندگي كوپني در بخشهايي ازاذهان جامعه هنوز تبلور دارد. اما نخست وزير دوران جنگ  نه حرف و سخني جديد براي جامعه دارد؛ نه موجي از اعتراض و جنبشهاي مردمي وجود دارد كه او بتواند بر آن سوار شود. درباره آرايش سياسي انتخابات رياست جمهوري و ادامه گل يا پوچ حضرات سخنها باقي است كه خدمتان عرض خواهم كرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 21:46:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرونده سال هشتاد و هفت</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;ساز ناكوك سمفوني عدالت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;پيدايي و آثار پرونده پاليزدار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;روزهاي پرالتهاب اقتصادي از راه رسيده است و دشمن از هر روزنه اي براي ضربه زدن به امنيت اقتصادي كشور  استفاده مي‌كند . تحريمها پي در پي و فشارهاي بين المللي  از يك سو و دست اندازهاي دنباله هاي داخلي آنان در تنش هاي اقتصادي از سوي ديگر افكار عمومي را تحت تاثير قرار داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;محمود احمدي نژاد كه در نبرد ديپلماسي هسته اي حريف را به انفعال و سردرگمي كشانده است براي سامان بخشيدن به مشكلات داخلي كشور پا به ميدان جديدي گزارده كه افقهاي نويني را در برابر كشور مي‌گشايد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;او كه براي اولين بار در جمع ميليونها ايراني حاضر در جشن بيست و نهمين سالگرد انقلاب اسلامي از اصلاح ساختارهاي اقتصادي كشور سخن گفته است اين بار در حضور مردم قم، دومين سفر استاني اش به اين ديار را با افشاي كارشكني مفسدان اقتصادي در راه برپايي عدالت آغاز مي‌كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;عده‌اي با همراهي دشمن و با فتنه سازي و كار شكني مي خواستند دولت برخاسته از راي شما را به زمين بزنند . آنان خيال ميكردند دشمن از سويي قطعنامه صادر مي‌كند و شريان ارزي كشور را ميبندد و آنها نيز در داخل فشار وارد و يك تورم 70 تا 80 درصدي را ايجاد مي‌كنند. تورم 70 درصدي مورد نظر آنها به فضل الهي و با ايستادگي خادمان شما به 18 درصد تنزل پيداكرد و به فضل الهي امسال دستهاي فساد وابسته به بيگانگان از اقتصاد ملي قطع خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;رييس جمهور در اين اجتماع مردمي،‌ به عوامل مخدوش كننده عدالت مانند سيستم صدور مجوزها ، گمركات ،‌ماليات ، ثبت اسناد و بانكها  مي‌پردازد و ضمن ارايه مثالي مي‌گويد: آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز است و زياد مصاحبه مي‌كند و ادعاهاي خيلي گنده مي‌كند و تحليل‌هاي عجيب و غريب، اين آقا را صدا زده ( آدم به ظاهر سالمي كه گفته مي‌خواهد بدون قاچاق و تقلب و رشوه سيگار وارد كند) و گفته تو اگر مي‌خواهي سيگار وارد كني بايد پنج ميليارد دلار بدهي به فلان آقا. گفته است براي چي بايد بدهم؟ گفته مگر نمي‌خواهي سيگار وارد كني؟ گفته بله مي‌خواهم وارد كنم و عوارض قانوني را مي‌پردازم و سيگار مورد قبول بهداشت را وارد مي‌كنم. گفته است نخير نمي‌شود تا تو اين پول را ندهي امكان ندارد بتواني سيگار وارد كني.مشخصات اين فرد را گفتم  ببينيد صدا فردا از كجا در مي آيد همان جاست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;فرداي آن روز فريادها و نعره هاي مفسدان اقتصادي از هر كوي و بام برخاست و رسانه هاي وايسته آنان با ترفند هاي گوناگون  سعي در مخدوش جلوه دادن سخنان رياست جمهوري  نمودند. آنان اينك نه فقط از افشاي نام خود در هراس بودند بلكه نگران انديشه‌اي بودند كه در پي اصلاح ساختارهايي بود كه در آن فساد رشد مي‌كرد. القاي مخالفت رهبر انقلاب از شفاف شدن مفاسد اقتصادي اولين راهبرد تيم رسانه اي آنان بود. آنان با ارايه تفسيري مغشوش از  سخنان ايشان در ديدار با دانشجويان شيرازي چنين عنوان مي‌كردند كه دولت نبايد مصداقها و اشخاصي كه مرتكب مفاسد اقتصادي شده اند را معرفي نمايد. اين در حالي بود كه رهبر انقلاب اصولا اين سخن را براي گريز دانشجويان از افتادن در تله هاي شبه قانوني مفسدان اقتصادي بيان نموده بودند نه خطاب به دولتمردان كه وظيفه صيانت از حقوق توده هاي ملت را بر عهده داشتند. پاسخ اين شبهات را رهبري در سالگرد شهادت شهيد بهشتي اينچنين مي‌دهد : اگرچه تاريخ نامه و مطالبه از سران سه قوه براي مقابله با مفاسد اقتصادي مربوط به هفت سال پيش است اما اين مطالبه هميشه تاريخ روز دارد و مسئولان قواي سه گانه بايد اين مساله را جدي بگيرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;مفاسد اقتصادي علاوه بر اينكه مانع از سرمايه گذاري سالم اقتصادي در جامعه مي شود، زمينه ساز رواج مفاسد فرهنگي و اخلاقي نيز خواهد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;با آماده شدن افكار عمومي براي آغاز اصلاحات بنيادين اداري و اقتصادي در ايران محافل و كانونهاي فساد براي لوث كردن عدالتخواهي و كاهش اميد توده هاي مردم به تغييرات ريشه اي، نيازمند ساختن يك بدل مشوش از عدالتخواهي بودند تا در موقع لزوم از آن استفاده نمايند. آنان كه يك بار به طرز ناشيانه اي گفتگوي انجام نشده رييس جمهور از تلويزيون را با سرمقاله هاي سفارشي و زنجيره اي به هتك كشيده بودند اين بار در آستانه اعلام برنامه هاي دولت در طرح تحول اقتصادي عمليات چند جانبه سياسي _ رواني خود را آغاز نمودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;پرونده عباس پاليزدار كه بي شك يكي از پر چالش ترين پرونده هاي سياسي سال 87 به شمار مي‌رود را  مي‌بايست در اين چارچوب تحليل و ارزيابي نمود. بررسي اين پرونده كه داراي زواياي تاريك و ابعاد مختلفي است  نيازمند تفكيك بخشهاي مختلف آن مي باشد. &lt;BR&gt;پاليزدار كيست؟&lt;BR&gt;اولين سئوالي كه افكار عمومي و كنشگران سياسي در اين پرونده با آن مواجه مي‌شوند، كيستي عباس پاليزدار و وابستگيها و ريشه هاي سياسي و اجتماعي وي است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;شخصيت ناشناخته اي كه به واسطه چند سخنراني جنجالي به چهره اي افشاگر مبدل گرديد و هر كس بواسطه ديدگاه و منافع شخصي و گروهي خود به واكاوي فعاليتهاي وي پرداخت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;وي در آخرين مصاحبه قبل از دستگيري پيرامون مسئوليتها و ارتباط خود با مجلس به خبرنگاران اينچنين مي‌گويد: وقتی ‏برای سخنرانی در دانشگاه همدان دعوت شدم خودم را دبیر کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائیه ‏مستقر در سازمان بازرسی کشور معرفی کردم، اما پس از پخش شدن نظریاتم آنهائی که مرا می شناختند و ‏سازمان هائی که با آنها همکاری کرده بودم شروع به تکذیب من کردند. شنیدم که مرکز پژوهش های مجلس ‏اطلاعیه داده و هر گونه ارتباط با من را تکذیب کرده است. سوال من این است که کی گفتم عضو مرکز پژوهش ‏های مجلس هستم که آنها این اطلاعیه را صادر کرده اند؟ “‏&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt; وی افزود: “من که نگفته بودم با مرکز پژوهش ها همکاری کرده ام. ولی حالا که آنها تکذیب ‏می کنند اعلام می کنم که بیش از یک سال و نیم با این مرکز کار کرده و حقوق دریافت کرده ام و احکامش را ‏دارم. ضمن اینکه علت جدا شدن من از مرکز پژوهش های مجلس این بود که آقای توکلی اصرار داشت که من ‏طرح ایشان در مورد گلدکوئیست را تایید کنم و من گفتم ملیجک شما نیستم که هر چه گفتید تایید کنم.”‏ پالیزار در این مصاحبه همچنین در واکنش به تکذیب ارتباط با وی از سوی هیئت تحقیق و تفحص، گفت: “امروز ‏حتی همکاری من با کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را هم تکذیب می کنند. این در حالی است که من حکم و ‏تقدیرنامه ای را که به من دادند، دارم و می توانم به رسانه ها ارسال کنم. از طرف آقای دکتر دهقان و خانم آجرلو ‏به سمت دبیر کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائیه مستقر در سازمان بازرسی کشور منصوب شدم. ‏حکم انتصاب خودم را دارم و حتی یک سال و نیم حقوق گرفته ام که فیش های آن را دارم. ضمن اینکه پس از ‏پایان ماموریتم تقدیرنامه ای به من دادند که آن را هم دارم.”&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما خانم فاطمه آجرلو نماينده كرج روايتي ديگر از اين ماجرا دارد: بله من آقاي پاليزدار را دعوت كردم، اما به عنوان يك كارشناس و تعجب مي‌كنم اين بحث در رسانه ها ، مطرح شده  چون دليلي ندارد به خاطر دعوت از يك كارشناس بخواهم تا آخر عمر پاسخگوي اعمال او باشم. وي افزود: پاليزدار در هيات نه سمتي داشت و نه جايگاهي و اساسا اعضاي هيات حتما بايد نماينده باشند و همكاران اداري هيات هم حتما بايد كارمند مجلس باشند. بنابراين پاليزدار نه عضو هيات تحقيق و تفحص از قوه قضاييه بوده نه كارمند اداري هيات، بلكه تنها يك كارشناس معمولي بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;راديو فردا رسانه سازمان جاسوسي آمريكا و ساير رسانه هاي بيگانه عباس پالیزدار را حامی  محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران معرفي مي‌كنند كه با افشاي مفاسد اقتصادي مسئولان بلند پايه ايران تلاش داشته وي را در كوتاه كردن دست آنان  ازامکانات دولتی  همراهي كند. با گسترش اين شايعه و تلقين عضويت وي در ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد توسط برخي رسانه ها مسعود زريبافان از نزديكان رييس جمهور كه رياست ستاد انتخابات احمدي نژاد را برعهده داشته و از پايه گداران ائتلاف آبادگران محسوب مي‌شود به خبرنگاران اينچنين مي‌گويد: فردي به نام پاليزدار هيچ نسبتي با دولت نهم ندارد وعضويتي در ستادهاي انتخاباتي دكتر احمدي نژاد و رايحه خوش نداشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;وي افزود: به نظر ميرسد اين فرد يا داراي بينشي ضعيف بوده، يا ساده لوحي كرده و يا اينكه از سوي مخالفين ، براي تخريب وجه دولت ودامن زدن به اختلاف بين مسئولان اين سخنان را عنوان كرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;زريبافان در ادامه با بازي خورده دانستن پاليزدار گفت: سخنان واعمال وي به هيچ عنوان مورد تاييد دولت و حاميان رييس جمهور نيست و قطعا ما اينگونه اقدامات تخريبي را تاييد نميكنيم و نبايد چنين اقداماتي را به حساب حاميان دولت گذاشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما  اين شايعه از كجا ناشي مي‌شود؟ براي پاسخ به اين سئوال بايد به انتخابات شوراي شهر سوم برگرديم .در آن دوران به علت اين تصور كه هر ليستي خود را حامي رييس جمهور معرفي كند، در انتخابات پيروز خواهد شد؛ همه مدعي بودند، ليست شان حامي محمود احمدي‌نژاد است. بنابراين چند فهرست انتخاباتي موازي جريان موسوم به رايحه خوش خدمت  كه از اعضاي ستادهاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد در انتخاب نهم رياست جمهوري تشكيل شده بود، وارد رقابتهاي انتخاباتي شد.. فهرست ‌هاي عجيب و غريب و آدم‌هاي ناهمگون. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;به طور مثال ليستي كه خود را دفتر مركزي حمايت مردمي از رئيس جمهور اعلام مي كرد توسط يك كلاهبردار حرفه‌اي به نام يارلو حمايت مي‌شد كه اكنون پرونده آن در وزارت اطلاعات و قوه قضاييه در حال رسيدگي است. در اين اوضاع و احوال بود كه ليستي نيز به نام ياران احمدي‌نژاد منتشر و عباس پاليزدار در آن فهرست قرار گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;درباره سوابق سياسي پاليزدار برخي منابع هم از حضور وي  در ستاد انتخاباتي يكي از كانديداهاي كنار كشيده از انتخابات رياست جمهوري نهم حكايت مي‌كنند.اما آنچه مشخص و واضح است عدم عضويت وي در هيچكدام از احزاب و جريانات سياسي رسمي و فعال كشور مي‌باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;با اوج گرفتن تب افشاگريهاي پاليزدار و واكنشها به اظهارات وي در دانشگاه همدان خبرگزاريهاي رسمي و سايتهاي خبري از تخلفات مالي وي سخن گفتند. در اين باره خبرگزاري فارس طي گزارشي برخي از اين تخلفات را منتشر نمود. پاليزدار در تاريخ 19/7/71 شركتي را تحت عنوان &quot;شركت لبنياتي ورامين &quot; با مسئوليت محدود به شماره &quot;333 &quot; و با سرمايه اوليه به مبلغ 10 ميليون ريال در اداره ثبت املاك شهرستان مذكور ثبت كرد كه اين شركت در حال حاضر به عنوان شركت سهامي خاص فعاليت مي كند و سرمايه آن به 7 ميليارد ريال افزايش يافته است. &lt;BR&gt;بر اساس مستندات موجود، رياست هيات مديره و مدير عاملي شركت لبنياتي ورامين بر عهده پاليزدار است و نامبرده به همراه (علي . ك) نائب رئيس هيات مديره شركت، جهت احداث كارخانه و خريد ماشين آلات مورد نياز از سال 74 تا مهر 83 بيش از 5/33 ميليارد ريال از يكي از شعب بانك ملت در تهران تسهيلات دريافت كرده است. &lt;BR&gt;گزارش هاي معتبر حاكي از آن است كه ناتواني مديران شركت لبنياتي ورامين در راهبري صحيح طرح تاسيس اين شركت در زمينه تهيه و توزيع شير و ساير فرآورده هاي لبني موجب بلاتكليفي در راه اندازي اين كارخانه و ايجاد 63 ميليارد ريال مطالبات معوق به دليل عدم پرداخت اقساط تسهيلات دريافتي پس از 12 سال و قبول وثايق غير موثر بانك ملت و از رده خارج شدن تدريجي ماشين آلات خريداري شده، گرديده است. &lt;BR&gt;اين در حالي است كه با وجود پذيرش مكرر استمهال بدهي ها توسط هيات مديره بانك پرداخت كننده تسهيلات، نه تنها شركت لبنياتي ورامين اقساط آن را بازپرداخت نكرده، بلكه ميزان كل بدهي معوق تا خرداد 1386 از مرز 63 ميليارد ريال گذشته و هنوز نيز مديران شركت مذكور، نسبت به وصول مطالبات اهتمام نكرده‌اند كه اين موضوع از سوي نهادهاي نظارتي به اطلاع وزير سابق امور اقتصادي و دارايي رسيده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;همچنين بر اساس توشيح طهماسب مظاهري وزير وقت امور اقتصادي و دارايي ذيل نامه مدير عامل بانك تجارت در تاريخ 27/6/82 به منظور اخذ دستور لازم در خصوص تشكيل شركتي تحت عنوان &quot;خانه صنعت كاران ايران &quot; كه در رابطه با اعطاي تسهيلات براي ايجاد طرح ها و يا تامين سرمايه در گردش واحدهاي توليدي و استمهال مطالبات و يا تخفيف در خسارات افرادي را به بانك معرفي مي كنند، چنين نوشته است: &quot;آقاي پاليزدار و يكي ديگر از مسئولان خانه صنعت كاران با اينجانب هم ملاقاتي داشته اند كه از آنها خواستم موضع خود را مشخص كنند كه آيا خانه شبيه يك محفل علمي و صنعتي يا به صورت يك مشتري براي اجراي طرح هاي توليدي يا به صورت يك حق العمل كار و دلال و واسطه كار مي كند كه پاسخ مشخصي نداشتند اما در مجموع تصويري كه ارائه مي كنند، سومين حالت بود و با بهره برداري از آشنايي ها و لباس(...) آقاي پاليزدار نسبت به اخذ وجه از شركت هايي كه مشكل دارند، به صورت واسطه گري يا دلال كار مي كنند &quot;. &lt;BR&gt;بر اساس مستندات نهادهاي نظارتي از مجموعه مسائلي كه پيرامون تاسيس شركت لبنياتي ورامين مطرح شده، استنباط مي شود مديران شركت مذكور هر گاه به نوعي دچار كمبود مالي شده اند، بدون آنكه واقعا قصد تسويه بدهي خود با بانك را داشته باشند، با اتكا به ساير مسئولان سازمان ها سعي در رفع مشكلات خود به هر طريقي داشته اند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما در اين ميان برخي از پايگاههاي خبري نزديك به رييس مركز پژوهشهاي مجلس (دكتر احمد توکلی) اعلام نمودند  که “این پالیزدار، آن پالیزدار نیست” و ‏فردی که به افشاگری علیه سران نظام پرداخته، تنها به خاطر تشابه اسمی با فردی که سازمان بازرسی کل کشور ‏پیگیر تخلفات اقتصادی وی بوده، از سوی رسانه‌ها به فساد اقتصادی متهم شده است.‏&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt; به نوشته این سایت‌ها، فردی که پرونده‌اش به اتهام اختلاس ۶ میلیارد تومانی در برخی نهادهای نظارتی در حالی ‏پیگیری است، با کسی که دیروز به اتهام اخلال در امنیت ملی بازداشت شده، متفاوت است و تنها یک تشابه اسمی ‏بین آنها وجود دارد.‏&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;در همین حال  سعید ابوطالب، نماینده مجلس هفتم و عضو هیئت تحقیق و تفحص از قوه ‏قضاییه، در گفتگو با خبرنگاران گفت: “ما نیز با سخنان پالیزدار موافق نبوده‌ایم، اما عباس پالیزداری که ما می‌شناسیم به نظر نمی‌آید ‏که تخلفات و مفاسد اقتصادی داشته باشد.”‏&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt; برخي نزديكان پاليزدار در گفتگو با خبرنگاران داستان بدهي مالي كارخانه لبنيات سازي وي را اينچنين  تعريف مي كنند: دكتر خانه و زندگي اش را فروخت تا يك تكه زميني را در شريف آباد پاكدشت بخرد. بعدا براي احداث كارخانه و خريد تجهيزات از خارج مجبور شد از بانك ملت وام ارزي ( يورو )بگيرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;كارخانه اي كه پاليزدار احداث كرد مجهز به بهترين تكنولوژيهاي روز بود كه مانع از توليد محصول آلوده مي شد و هم اكنون بيش از 30 ميليارد تومان ارزش دارد. بدهي دكتر به بانك به علت افزايش سه برابري قيمت يورو و پرداخت نشدن و بلاتكليفي جريمه دير كرد حاصل شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين موضوع يك قضيه عمومي براي همه صنايع است كه وام ارزي از بانك ها گرفته اند .الان هم هيات دولت تصميم گرفته نه تنها ديركرد و اضافه شدن وام اين عده را ببخشد بلكه با دادن وام جديد كمك كند تا اين صنايع سرپا بمانند. اگر همه بدهي و جريمه ديركرد و مبلغ اضافه شده به خاطر افزايش قيمت يورو را محاسبه كنند ، بدهي دكتر به بانك 3/6 ميليارد تومان است كه ارزش يك پنجم كارخانه اوست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حاليكه برخي تلاش نموده پاليزدار را فردي ارزشي و معتقد به مباني نظام جمهوري اسلامي و جانباز جنگ تحميلي معرفي نمايند مصاحبه هاي پي در پي وي با رسانه هاي بيگانه از جمله بي بي سي ،‌ راديو فردا و صداي آمريكا همچنين تلاش بيگانگان براي برپايي تجمعي ضد انقلابي در تهران به حمايت از وي  نشان از حكايتي ديگر دارد. اگر بخواهيم بپذيريم كه وي با يا بي واسطه توسط بيگانگان براي اجراي اين پروژه بكار گرفته نشده است پس ناگزير بايد وي را در چارچوب آن بخش از سخنان زريبافان كه پاليزدار را فردي ساده لوح معرفي كرده بود تحليل نماييم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پرونده اي براي روحانيت&lt;BR&gt;با روي كار آمدن دولت نهم كه شعارهاي اصيل اسلامي متبلور شده در انديشه هاي امام راحل و انقلاب اسلامي را سرلوحه امور خود قرا داده بود. رابطه فروپاشيده دستگاه اجرايي و روحانيت انقلابي به پيوندي محبت آميز و برادرانه مبدل گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;براي كساني كه منافع خود را در اثر اين پيوند از دست رفته و يا آسيب ديده مي‌پنداشتند، ايجاد اختلاف و شكاف بين دولت و روحانيت محور ترفندها قرار گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;آنان مي‌دانستند تا زماني كه روحانيت انقلابي براي اجراي آرمانهاي اصيل اسلامي توسط دولت در مقابل دشمنان داخلي و بيروني سينه سپر مي‌كند و روحانيت سنتي با حكميت شيخوخانه مانع تندروي كوتوله هاي سياسي مي‌شود، مجالي براي پروژه عبور از احمدي نژاد نيست. به همين دليل همواره تلاش نموده با بازيهاي رسانه اي و جنگ رواني بين دولت و روحانيت فاصله ايجاد نمايند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آيت الله سيد احمد خاتمي درباره اين پرونده مي‌گويد:پرونده اتهام عليه مسئولان ادامه پروژه اي است كه درباره شهيد بهشتي اجرا شد. اين پرونده معمولي نيست، يك كار تشكيلاتي است و آن چه انتظار مي رود اين است كه دستگاه قضايي برود به سراغ سرنخها و مفتريان را مجازات كند تا ديگران بدانند كه افترا هزينه سنگيني دارد.&lt;BR&gt;عضو مجلس خبرگان رهبري در خطبه هاي نمازجمعه تهران با اشاره به عبرت هاي تيرماه 1360 به ترور شخصيت پيش از ترور اشخاص اشاره كرد و گفت: همانطور كه امام خميني(ره) درباره شهيد بهشتي فرمودند از مظلوميت ايشان بيشتر متاثرم. عده اي وي را انحصارطلب، قدرت طلب، سرمايه دار و داراي خانه اشرافي مي خواندند؛ در حالي كه ايشان يك ريال بابت مسئوليت هايش حقوق نگرفت و تنها از آموزش و پرورش حقوق بازنشستگي مي گرفت.&lt;BR&gt;وي در همين زمينه هشدار داد: عده اي كنار هم مي نشينند و هم قسم مي شوند كه افشاگري كنند. اگر راست باشد كه هيچ اما دروغ هايي را درباره چهره هاي بهشتي گونه مي گويند؛ مرجعي كه عمري در مسير حق گام برداشته و حامي انقلاب است مورد هجمه قرار مي گيرد. شخصيتي كه 10 سال رئيس قوه قضائيه بوده و يك ريال حقوق نگرفته هتك حرمت مي شود.&lt;BR&gt;شريعتمداري: شان آقايان نيست!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;حسين شريعتمداري تحليگر و مدير مسئول روزنامه كيهان با اشاره به نيت خيرخواهانه بسياري از فعاليتهاي اقتصادي برخي روحانيون مي‌نويسد: درباره استفاده برخي شخصيت هاي برجسته روحاني از مراكز اقتصادي نظير معدن سنگ و يا كارخانه لاستيك سازي و... كه با هدف تأمين هزينه فعاليت هاي خيرخواهانه آقايان صورت مي پذيرفته- و مي پذيرد- نيز بايد گفت اينگونه اقدامات شايسته آقايان نيست چرا كه؛&lt;BR&gt;اولاً؛ مي تواند در مواردي نظير به اصطلاح افشاگري اخير، انبوهي از اتهامات ناروا را متوجه آنان كند و از آنجا كه موارد مشابهي با هدف سوءاستفاده نيز ديده شده است، زمينه پذيرش احتمالي اين اتهامات در افكار عمومي وجود دارد.&lt;BR&gt;ثانياً؛ در يك نظام تثبيت شده، تأمين هزينه اينگونه اقدامات نظير سرپرستي كودكان معلول برعهده نظام است و موارد آن در قانون اساسي و ساختار نظام نيز پيش بيني شده است بنابراين چه نيازي به ورود آقايان در اين دست از فعاليت هاي اقتصادي وجود دارد؟! و همانگونه كه رهبر معظم انقلاب- مطابق شنيده هاي موثق- تأكيد دارند و از واگذاري مراكز اقتصادي در موارد مشابه جلوگيري فرموده اند، چرا نبايد اينگونه امور از مجاري قانوني و كانال هاي پيش بيني شده در ساختار نظام دنبال شود؟! كار اصلي آقايان روحاني كه «معدن داري» و «كارخانه داري» نيست!&lt;BR&gt;ثالثاً؛ از آنجا كه آقايان روحاني وظيفه تعريف شده ديگري غير از اداره مراكز اقتصادي دارند، به طور طبيعي اداره اين مراكز را به افراد ديگري واگذار مي كنند. افرادي كه معلوم نيست، صلاحيت معنوي و پاكدستي اقتصادي لازم را داشته باشند و نتيجه آن كه سوءاستفاده احتمالي اين افراد به حساب شخصيت هاي برجسته روحاني نوشته مي شود. چرا؟!...&lt;BR&gt;اين ترديد درباره برخي از نزديكان و فرزندان آقايان نيز وجود دارد. زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه فرزند فلان شخصيت روحاني مانند پدر خويش پاكدامن، پاكدست و با تقوي باشد و يا نزديكان سببي و نسبي آنها چنين باشند! و در مواردي ديده شده كه اينگونه نبوده و نيستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;  خليفه كشي نكنيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;اسدالله بادامچيان نماينده تهران اما اين سخنان را جنگ رواني دشمنان انقلاب مي داند و مي گويد: اينكه كسي در جايي نفوذ كرده باشد، بعيد نيست در همه جاي دنيا هم نفوذي است اما اين حرف هايي كه زده اند بايد اثبات كنند و اگر اثبات نكنند مجازات قانوني خواهد داشت. وي با طرح اين سوال كه آيا ما بايد اين مسائل را بزرگ كنيم يا محدود كنيم، مي گويد: خواهش من از روزنامه ها اين است كه وارد اين بازي غيرصحيح نشوند. بادامچيان مي افزايد: اگر روزنامه ها اين را بزرگ كنند، خودشان آسيب مي بينند چرا كه كسي كه خليفه كشي را باب كند فردا به سراغ ديگران هم خواهد رفت. ما بايد جلوي خليفه كشي را بگيريم و نگذاريم اين كارها در كشور شكل بگيرد كه يك آدمي بيايد و هر چه دلش مي خواهد بگويد. آزادي بيان در كشور وجود دارد اما آزادي تهمت و افترا كه در كشور نداريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;به سوي سرنوشت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;محاكمه عباس پاليزدار كه در 21خرداد 87به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، تشويش اذهان عمومي و ايجاد تهمت و افتراء بازداشت شده است به زودي آغاز خواهد شد و به گفته قاضي پرونده وي مي‌تواند با قرار300ميليوني تا زمان تشكيل دادگاه آزاد شود. اما سرنوشت  پرونده پاليزدار چگونه خواهد بود؟ آيا اين پرونده به سرنوشت ساير پرونده هاي مشابه مانند پرونده موسوم به نوارسازان دچار خواهد شد و يا افكار عمومي شاهد روشن شدن نقاط كور اين ماجرا مي شود. اين موضوعي است كه افكار عمومي در گذر زمان قضاوت خواهد كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Feb 2009 03:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ترديدهاي خاتمي و تكرار راه طي شده!!</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;شبكه ايران_ وحيد شاكري:سيد محمد خاتمي روز گذشته پس از ماهها كش و قوس با حضور در پايگاه حزبي خود، مجمع روحانيون مبارز، براي حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوري ابراز آمادگي نمود.&lt;BR&gt;وي كه پس از پايان دوران رياست جمهوري‌‌‌اش با ترك صحنه سياسي كشور گفته بود، عرصه ديپلماسي عمومي را به حضور در كرسي هاي قدرت ترجيح مي‌دهد،‌ ‌در ميان ترديدهاي فراوان خود و بسياري از حاميانش، كانديداتوري خود را اعلام نمود.&lt;BR&gt;سيد محمد خاتمي و حاميانش در حالي پاي در ميدان انتخابات مي‌گذارند كه با چالشهاي گسترده و متنوعي دست به گريبان هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چالش اول&lt;/STRONG&gt; حضور مهدي كروبي و حزب متبوعش و قاطعيت آنها بر حضور در صحنه تا آخرين گام است.مهدي كروبي كه علت شكست خود در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري را عدم همراهي احزاب اصلاح‌طلب از وي مي‌داند، با تشكيل حزب اعتماد ملي راه خود را از آنها جدا نموده و معتقد است كه كنار كشيدن از انتخابات به نفع كانديدايي ديگر توهين به طرفداران و مغاير رفتار حزبي است.&lt;BR&gt;در چارچوب همين ديدگاه است كه مي‌توان حملات متقابل لفظي اعضاي حزب اعتماد ملي و حاميان خاتمي را تحليل نمود. مانند آنچه در حمله محسن آرمين به كروبي رخ داد و وي كروبي را نمونه دست دوم از ميرحسين موسوي دانست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چالش دوم&lt;/STRONG&gt; معماي ميرحسين موسوي است. نخست وزير دوران دفاع مقدس با سكوت طولاني مدت خود در برابر تغييرات گفتماني سالهاي سازندگي و اصلاحات بر ابهام در انديشه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي‌اش افزوده است. وي با عدم ورود به  بازي گل يا پوچ يا من يا ميرحسين، خاتمي  نشانه هايي از اسقلال رفتارهاي سياسي خود نشان داده است.نامه گلايه آميز ميرحسين موسوي پس از اعلام كانديداتوري خاتمي در راستاي همين چالش قابل بررسي است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چالش سوم&lt;/STRONG&gt; اما نگراني از شكست تاريخي اصلاح طلبان است. زمزمه‌اي كه اينك به فرياد برخي از اصلاح‌طلبان تبديل شده است. گرچه حضور خاتمي در انتخابات مي‌تواند برخي از اعضاي بدنه اجتماعي اصلاح طلبان را از انزوا و نااميدي خارج نمايد؛ اما در صورت شكست وي در برابر اصولگرايان، بنابه گفته بهزاد نبوي، آنها تا ابد به سرنوشت گروهكهايي مانند نهضت آزادي و جبهه ملي مرتد دچار خواهند شد.&lt;BR&gt;چالش چهارم عدم حمايت طيف عظيمي از نيروهاي مومن ومتعهد به آرمانهاي انقلاب اسلامي است. خاتمي و حاميانش به خوبي مي دانند برخلاف تحليل رسانه هاي بيگانه، طيف وسيعي از مردم به سبب سيادت، پوشيدن لباس پيامبر، القاء نزديكي با ميرحسين موسوي و پوسترهاي درود بر سه سيد فاطمي- خميني، خامنه اي و خاتمي  در دوم خرداد76 به وي راي داده‌اند و با هشت سال حريم شكني از مقدسات ديني و عبور از آرمانهاي انقلاب اسلامي و منافع ملي بسيار بعيد به نظر ميرسد كه آنها باز هم به وي راي دهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چالش پنجم&lt;/STRONG&gt; مسئله تيم همكاران خاتمي در صورت امكان پيروزي است. سيد محمد خاتمي زماني به قدرت دست يافت كه اجماعي از طيف هاي گوناگون احزاب كشور، از كارگزاران تا مجمع روحانيون مبارز از وي حمايت كرده و او را در اداره كشور همراهي نموده بودند. اما هم اكنون نه تنها طيف هاي وسيعي از جريانات اصلاح طلب از رقيبان وي در انتخابات حمايت مي‌كنند، بلكه با اعتراض و حمله به وي مانع فعاليتهاي وي مي‌شوند. مصاحبه هاي محمد هاشمي و كرباسچي و عمادالدين باقي، حضور محمد قوچاني در تيم رسانه اي كروبي و نشست هاي پنهان و آشكار افرادي همچون عباس عبدي ، رهامي ، جميله كديور با حزب اعتماد ملي را مي‌توان در اين چهارچوب ارزيابي نمود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چالش ششم&lt;/STRONG&gt;  بي شك تفاوت ماهيت مبارزه انتخاباتي در دو مقطع خرداد76 و خرداد88 مي‌باشد. سيد محمد خاتمي در كارزار انتخابات 76 با حريفي مواجه بود كه مردم آنرا نماد و ادامه دولت سازندگي دانسته ومسبب بسياري از مشكلات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ميپنداشتند. شكاف عميقي كه مردم  ميان خود و سياستهاي ليبرالي كارگزاران آن احساس مينمودند باعث گسست جامعه از كساني بود كه ميخواستند به ادامه راه گذشتگان ادامه دهند. اما در انتخابات 88 اين خاتمي است كه با گفتماني مكرر و مكدر با حمايت كانونهاي قدرت در دولت سازندگي به ميدان احمدي نژاد تنها و توده هاي طرفدارش مي‌رود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چالش هفتم&lt;/STRONG&gt; تقابل نهادهاي نظام جمهوري اسلامي با وي و همراهانش است. به سبب رفتارهاي خارج از قانون وي و بسياري از همراهانش در دوران اصلاحات، نهادهاي قانوني نظام ديگر تسامح گذشته را با وي نخواهد داشت. مجلس اصولگرا هشتم اصولا تفاوت ماهوي با مجلس پنجم دارد به طوريكه حتي رييس جمهور و دولت برخاسته از گفتمان خود را نيز از نقد صريح و تند بي نصيب نگذاشته است پس چگونه ميتوان عبور كابينه خاتمي را از دانال مجلس بي خطر دانست.&lt;BR&gt; حال بايد پرسيد علي رغم اين چالشها و ترديدهايي كه خاتمي و حاميانش از آن مطلع بوده و براي آنها قابل تحليل است، دلايل ورود او در اين ميدان چيست. تحليگران براي اين كنش دلايلي را مطرح كرده اند كه در موارد زير قابل دسته بندي است:&lt;BR&gt;اول:خاتمي معتقد است كه علي رغم همه مشكلات مي‌تواند در انتخابات پيروز شود و كشتي به گل نشسته اصلاح طلبان را به حركت درآورد.&lt;BR&gt;دوم: خاتمي با علم به شكست خود در برابر اصولگرايان براي آنكه عدم حضور وي منجر به حذف كامل اصلاح طلبان همراه وي در صحنه سياسي كشور نشود خود را قرباني حاميانش  مي‌كند. كنشگران سياسي  مي‌دانند كه شكست با آراي هرچند محدود بهتر از ترك صحنه خواهد بود.&lt;BR&gt;سوم: حضور خاتمي در چهارچوب آسيب نديدن گزينه اصلي طرفداران طرح دولت وحدت ملي است. بطوريكه با نقد رسانه ها و افكار عمومي از دوران اصلاحات كانديداي نهايي از گزند مصون بماند.&lt;BR&gt;با آنكه تا شفافيت فضاي انتخابات رياست جمهوري زمان بيشتري لازم است، اما روندهاي سياسي از هم اكنون آرايش سياسي اين انتخابات را روشن نموده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پايان مطلب/&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 13:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظي اسرائيل با اتحاد پيراموني</title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;B&gt;نگاهي به روابط كشورهاي غيرعرب منطقه، قبل و پس از نبرد غزه&lt;/B&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آنچه كه اين روزها در نبرد غزه جريان دارد، علاوه بر ابعاد نظامي و جغرافيايي خود داراي جنبه‌هاي استراتژيك و ژئوپلتيكي است كه آثار آن بر شكل‌گيري و بازسازي منطقه متأثر مي‌باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در همين ارتباط روابط اسرائيل با كشورهاي غيرعرب منطقه كه شامل ايران، عراق، كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز مي‌گردد، از اين تحولات مستثني نبوده است. اين روابط كه تحت نظريه اتحاد پيرامون ديويد بن گورين بنيان يافته، اساس خود را بر اتحاد كشورهاي غيرعرب منطقه در برابر اعراب شكل داده بود. دكترين اتحاد پيراموني به اسرائيل پيشنهاد مي‌كرد براي شكستن محاصره اعراب بايد با كشورهاي غيرعرب منطقه رابطه برقرار كند. اين چنين بود كه تركيه در سال 1949 به عنوان اولين كشور منطقه مراودات سياسي و اقتصادي خود را با اسرائيل آغاز نمود. و يك سال بعد از آن ايران نمايندگي سياسي خود را در اورشليم تاسيس كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;انتقال يهوديان عراق و ديگر كشورها از طريق ايران و تأمين نفت و انرژي كمترين بهره‌اي بود كه اسرائيل از رابطه با ايران پهلوي عايدش مي‌شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;رژيم اسرائيل همكاري‌هاي گسترده‌اي را با رژيم پهلوي در زمينه شناسايي مبارزان مسلمان در ايران انجام مي‌داد و در ساختارهاي امنيتي، نظامي و تسليحاتي ايران از نفوذ بالايي برخوردار بود. ميزان تجارت ايران با اسرائيل در سال‌هاي 56-54، 250 ميليون دلار برآورد مي‌شود كه بخشي از آن ناشي از واردات 80 هزار بشكه‌اي نفت از ايران بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;درباره تركيه نيز بايد گفت كه وجود دشمنان و رقباي مشترك مانند ايران، عراق و كشورهاي عربي، برقراري حكومت لائيك در هر دو كشور، نزديكي به آمريكا و اروپا در طول چند دهه موجب برقراري اتحاد استراتژيك بين دو كشور شده است. تركيه و اسرائيل در سال 1997م قرارداد تجارت آزاد امضاء كرده‌اند، به طوري كه بدون احتساب فروش تسليحات حدود يك ميليارد دلار روابط اقتصادي و تجاري بين دو كشور برقرار است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;ساليانه هزاران توريست بين تركيه و اسرائيل جابه‌جا مي‌شود و پروژه خط لوله صلح بين تركيه و اسرائيل، پروژه نيل - غزه، نقب – اردن، پروژه رودخانه لتياني - اردن، همكاري دو كشور در زمينه دفاعي، آموزش، انتقال فناوري و همكاري‌هاي مشترك در زمينه آب از زمينه‌هاي همكاري بين اين دو كشور محسوب مي‌شود كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;- يادداشت تفاهم 12 ماده‌اي در سال 1993م كه در تل آويو امضاء شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;- همكاري بين سيت و موساد در قرارداد 1994م براي همكاري در زمينه قاچاق مواد مخدر و تروريست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;- قرارداد 1996 م. همكاري در زمينه آموزش نظامي، استفاده از بنادر، پايگاه‌هاي كشور، تعميرات جت و فانتوم توسط اسرائيل، فروش تانكهاي مركاواي 3 به تركيه، فروش موشك‌هاي Popeye اسرائيل به تركيه و موشك‌هاي Arrow&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اسرائيل در ميان بازيگران جديد صحنه آسياي مركزي يكي از كشورهاي فعال به ويژه در عرصه اقتصاد محسوب مي‌شود. اسرائيل خيلي سريع‌تر از همتايان خود عمل كرده و فعالانه در جست‌وجوي دوستان جديد در منطقه بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;هدف استراتژيست‌هاي اسرائيل در تعقيب استراتژي اتحاد پيراموني و نگاه به ماوراء افق چيزي جز شكستن حلقه كشورهاي مخالف نبوده است. معاون رئيس ستاد دانش اسرائيل در ژوئن 1996 با اذعان به تهديد ايران و ديگر كشورهاي منطقه گفت: اسرائيل بايد توانايي‌هاي ماوراي افق خود را براي مقابله با اين تهديدات به كار گيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;گسترش روابط اقتصادي با كشورهاي آسياي مركزي به ويژه در بخش كشاورزي، آبياري، مديريت آب و كشت پنبه كه سود سرشاري براي كشورهاي آسياي مركزي در بردارد، سرلوحه روابط اسرائيل با آسياي مركزي و قفقاز قرار داشت كه از مجراي آن روابط سياسي و ديپلماتيك خود را ارتقاء و عمق استراتژيك خود را افزايش داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;B&gt;ايران، دوستي كه به دشمني كم‌نظير تبديل شد!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران اولين شكاف در اتحاد پيراموني شكل گرفت و در نتيجه آن شريك راهبري به دشمن راهبردي مبدل گرديد. ارتباط انقلابيون به قدرت رسيده ايران با رهبران مبارز فلسطيني و لبناني چالش‌هاي گسترده‌اي را در برابر اسرائيلي‌ها گشوده بود. فلسطيني‌ها كه تا آن روزگار تحت تأثير مفاهيم ايدئولوژيكي مانند ناسيوناليسم عربي و شعارهاي چپ اردوگاه كمونيسم جهاني به مبارزه مي‌پرداختند، به الگويي موفق از مبارزه اسلامي روبه‌رو بودند كه راه‌هاي جديدي را در مقابل آنها گشوده بود. روند آرام فاصله‌گيري از انديشه‌هاي چپ در بين فلسطين راه خود را مي‌پيمود كه با فروپاشي نظام شوروي و شكست تاريخي آن، زمينه غالب‌شدن گفتمان انقلاب اسلامي در بين مبارزان فلسطيني فراهم گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;با پيوستن فتح به روند سازش و پشت كردن عرفات به آرمان بازگشت به سرزمين فلسطين، گروه‌هاي جديدي پديد آمدند كه تأثيرات عميق‌تري از انديشه‌هاي انقلاب اسلامي ايران داشتند. شكل‌گيري و موفقيت‌هاي پي در پي حزب‌ا... لبنان در عرصه مقاومت خصوصا در نبرد جنگ 33 روزه لبنان و روي كارآمدن رئيس جمهوري انقلابي در ايران كه صهيونيسم جهاني را به چالش كشيده بود، طبيعتا در به قدرت رسيدن همفكراني در فلسطين مؤثر بوده است. پيروزي حماس در انتخابات شورا و مجلس و انتخاب اسماعيل هنيه به نخست وزيري رويدادي بود كه آينده خاورميانه را براي اسرائيلي‌ها مبهم و دگرگون ساخته است. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;B&gt;آيا تركيه به دوستي با اسرائيل ادامه مي‌دهد؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;از سوي ديگر در تركيه با روي كارآمدن اسلامگرايان ضمن حفظ روابط با اسرائيل سعي كرده آرام آرام ديدگاه مستقل خود را در مسايل بين‌المللي بيان نمايد. ارتباطات تركيه به عنوان يك كشور مسلمان با جهان عرب و ايران همواره مورد مخالفت رژيم صهيونيستي و محافل وابسته به آن در داخل تركيه بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اما جنايات روزانه اسرائيل در غزه ديوار احترام‌هاي ديپلماتيك تركيه و اسرائيل را متزلزل نموده است. رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در سخنان بي‌سابقه‌اي گفت: ليوني و باراك نام خود را به‌عنوان يك لكه سياه در تاريخ انسانيت ثبت كرده‌اند. وي با ظالم ناميدن اسرائيل گفت: ما هيچگاه در جبهه ظالمان قرار نخواهيم گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در آنكارا، استانبول و اكثر شهرهاي كوچك و بزرگ تركيه هر روزه تظاهرات و اعتراضات مردمي در سطح وسيعي انجام مي‌گيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;احزاب مخالف دولت اعم از لائيك، ملي‌گرا و اقليت نيز ضمن حمله لفظي شديد به اسرائيل خواستار قطع رابطه دولت اردوغان با اسرائيل شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در حالي كه معمولا شخصيت‌هاي دولتي در تركيه به صورت مستقيم براي كمك و ياري اعلام حساب نمي‌كنند، اردوغان چند حساب بانكي را براي كمك به مردم فلسطين اعلام كرد كه در نوع خود جالب است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;درباره واكنش‌ها و بازخوردهاي جنگ غزه در تركيه نبايد دو نكته و حادثه را از نظر دور داشت. اولين نكته مسئله عمق روابط تركيه و اسرائيل و نقش سرمايه‌هاي صهيونيست‌ها و جريانات فراماسونري در اقتصاد تركيه است كه با توجه به تعدد قراردادها و قدمت روابط سبب گرديده كه اردوغان اسلامگرا در برابر خواست افكار عمومي كه خواهان قطع روابط سياسي با اسرائيل هستند، مقاومت كرده و بگويد «ما يك بقالي را اداره نمي‌كنيم. ما جمهوري تركيه را اداره مي‌كنيم.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دومين حادثه كه مي‌توان از آن به عنوان نماد نزديكي تفكرات شيعي و سني در منطقه از آن ياد كرد، اظهارات رجب طيب اردوغان در جمع علويان و اهل تشيع تركيه است. وي با اشاره به وقايع غزه آن را كربلاي امروز خواند و گفت ما امام حسين(ع) و عاشورا را عزيز مي‌دانيم. شايد اگر اين كلام از زبان يك مسئول ايراني بيان شود، مسئله مهمي تلقي نشود، اما اظهارات يك رهبر اسلامگراي اهل تسنن كه خود را رهبر آخرين امپراطوري اسلامي روي كره زمين مي‌داند، بر نزديكي روزافزون شيعه و سني در اثر نبرد غزه گواهي و دلالت مي‌دهند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;از سوي ديگر علويان تركيه كه 20 درصد جمعيت تركيه را در برمي‌گيرند و منشأ فكري آنها به تفكرات صوفي دوران ابتدايي صفويه بازمي‌گردد، همواره در صحنه سياسي تركيه به احزاب لائيك گرايش داشته‌اند و نزديكي علويان و حزب عدالت و توسعه مي‌تواند به سنگين‌تر شدن كفه ترازوي اسلامگرايان در روند سياسي پيش روي تركيه منجر شود. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;B&gt;بين اسرائيل و كشورهاي حوزه قفقاز چه مي‌گذرد؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;روابط اسرائيل با كشورهاي حوزه قفقاز بيش از هر نقطه استراتژيكي با منافع جريان سرمايه‌داري جهاني و ايالات متحد پيوند دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;ايالات متحده و هم‌پيمانانش پس از فروپاشي شوروي تلاش گسترده‌اي را براي نفوذ در منطقه آسياي مركزي و قفقاز نموده‌اند. مهار چين و پيشروي به سوي مرزهاي روسيه اهدافي است كه آمريكا براي تحقق جهان تك‌قطبي به آن نياز داشت. هدفي كه اكنون به‌واسطه سرمايه سالاران يهودي همچون جورج سورس و بنيادهاي وابسته به آن در اين كشورها پيگيري مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آنچه در ماه‌هاي گذشته در گرجستان به وقوع پيوست، عمق حضور اسرائيل در اين منطقه را هويدا نموده است. وقتي روس‌ها در پي تهاجم نيروهاي نظامي گرجستان به دو منطقه استقلال‌طلب آبخازيا و اوستياي جنوبي، وارد خاك گرجستان شدند، به انبارهاي انباشته از تسليحات اسرائيلي دست يافتند كه وسيله‌اي براي تهديد مشترك روسيه و ايران تلقي مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;پيشروي ناتو و اتحاديه اروپا به سوي شرق، تضعيف و ايجاد كمربند امنيتي به دور چين و روسيه، نفوذ و تعميق روابط اقتصادي، سياسي، امنيتي و نظامي سه خواسته مشترك اروپاي غربي، ايالات متحده و اسرائيل در منطقه است كه به‌صورت يك راهبرد مشترك پيگيري مي‌شود. در طول اين سال‌ها جريان‌هاي صهيونيستي در غالب‌هاي گوناگون سعي در تزلزل سياسي منطقه و جلوگيري از شكل‌گيري قطب‌هاي منطقه‌اي بوده‌اند. تقويت جريان‌هاي سلفي و وهابيون از يكسو و ايجاد اختلافات تصنعي بين كشورهاي منطقه از سوي ديگر به صورت همزمان انجام شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به هر صورت روابط اسرائيل با كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز نيز بي‌تأثير از نبرد غزه نبوده است. حضور هزاران نفر از مردم آذربايجان در برابر سفارت اسرائيل و تظاهرات بي‌پايان آنها سفارت اسرائيل را به تعطيلي كشانده است و به نظر مي‌رسد جنگ سفارتخانه همچنان در كشورهاي مختلف پيگيري مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;گرچه اسرائيل با بسياري از كشورهاي غيرعرب منطقه داراي روابط پيچيده و عمق‌يافته‌اي مي‌باشد، اما به نظر مي‌رسد دوران پس از جنگ غزه دوران دوري دولت‌ها و ملت‌هاي منطقه از اسرائيل باشد، جايي كه در آن دوستداران مقاومت و استقلال در برابر سازشكاران و همراهان اسرائيل به نبرد سنگين سياسي خواهند پرداخت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Jan 2009 09:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شکاف در بین حامیان عربی اسراییل </title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;سعد الله زارعی در گفتگوی اختصاصی با شبکه ایران:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt; تاثیرفوری مقاومت مردم غزه را می‌توان شکاف بین صفوف منسجم کشورهای عربی مرتبط با آمریکا دانست که موجب محدودیت اسراییل ها درعملیات علیه مردم غزه وفلسطین درمنطقه شده است. اسراییلی ها به این نتیجه رسیده اند که نمی‌توان چندان به همراهی بعضی ازدولتهای عربی منطقه تکیه کرد.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!--end of newsBox--&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به گزارش شبکه ایران، سعدالله زارعی کارشناس مسائل خاورمیانه در مصاحبه با خبرنگار شبکه ایران در پاسخ به این سوال که آیا رژیم صهیونیستی توانسته است منابع حیاتی دولت حماس رادرغزه ازبین ببرد گفت:&quot;حملات هوایی ر‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژیم صهیونیستی طی شش روز گذشته متوجه مراکز اداری واقتصادی منطقه محروم غزه بوده است واگر به حماس به عنوان یک دولت نگریسته شود، باید بگوییم که رژیم صهیونیستی ضربات سنگینی به تاسیسات اداری واقتصادی تحت حاکمیت دولت آقای هنینه واردکرده است. اسراییلیها بنابرآنچه که تا دیروزسایت رسمی وزارت خارجه این رژیم اعلام کرد 400نقطه هدف را در منطقه غزه مورد حمله هوایی قرارداده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; اما اگرچنانچه ما به حماس ومنطقه غزه بعنوان مقاومت ومنطقه مقاومت نگاه کنیم، بنابراعترافی که خود صهیونیستها کرده اند و بنا به شواهد وقراین فراوانی که وجود دارد، رژیم صهیونیستی نتوانسته علی رغم حجم وسیع بمباران ها آسیبی به امکانات وموقعیت ها و نیروهای مقاومت درمنطقه غزه وارد کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به همین دلیل هم اسراییلی ها اعلام کرده اند که نیازمند حملات زمینی بوده و درکابینه رژیم صیهونیستی اعزام   2500نیروی ذخیره جدید به مرزهای شمالی غزه را موردتصویب قرارداده وشمار نیروهای اعزام شده را به 9000 نفررسانده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG src=&quot;http://www.inn.ir/iran_media/image/2008/08/391080808_orig.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ازطرف دیگرشلیک موشک ها ازسوی حماس  درطول روزگذشته نه تنها روندی نزولی پیدانکرده بلکه هرروزشاهد افزایش موشکهای مقاومت غزه به سمت اهداف صیهونیستی درعمق 50 کیلومتری این رژیم بوده‌ایم .امروزحجم موشکها نسبت به روزهای گذشته تاظهرکه خبرها از سوی رسانه ها اعلام شد نسبت به نیم روز روزهای گذشته افزایش داشته و برمیزان برد موشکها افزوده شده است. بنابراین مجموع این خبرها یعنی ازیکسو نیازی که اسراییلی ها برای اعزام نیروی بیشتر به منطقه غزه اعلام کرده اند و همینطور افزایش شلیک موشک و برد آنها توسط مقاومت  به خوبی بیان کننده این است که اسراییل به اهداف خودنرسیده ونتوانسته مقاومت را دراین منطقه تضعیف کند.&lt;BR&gt;وی در ادامه گفت: &quot;رژیم صیهونیستی چون رسما&quot;اعلام کرده که جنگ زمینی خواهد داشت و تانکها را درپشت مرزهای منطقه بسته غزه آرایش داده، طبعا نمی‌تواند هیچ نوع اقدام زمینی نداشته باشد. امادرعین حال این نکته قابل توجه است که رژیم صیهونیستی ازحمله زمینی وحشت بسیارزیادی دارد، چرا که تجربه جنگ زمینی با حماس درسالهای  2002 تا 2005  برای اسراییلیها یک تجربه توام با شکست بوده وهمچنین تجربه رژیم صیهونیستی درعملیات زمینی جنگ 33  روزه هم بیانگرشکست این رژیم درمواجهه زمینی باچریکها بوده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به همین دلیل بایدبگوییم که جنگ زمینی اصولا برای چریک یک جنگ مطلوب به حساب می‌آید درحالیکه درعملیات هوایی چریکها به دلیل اینکه ازامکانات لازم هوایی ازقبیل هواپیما و امکانات پیشرفته برای ساقط کردن هواپیماهایی که درحدود 30هزارپایی مستقرونقاطی را مورد بمباران قرارمی‌دهند، ندارند؛  همواره منتظر آغازعملیات زمینی هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عملیات زمینی چریکها با استفاده ازتاکتیکهای چریکی خودشان که برای اسراییلیها یک تاکتیکهای ناشناخته وغیرمجرب به حساب می‌آید و‌‌ازتوان متقابل برخوردار نیست، ازیک موقعیت ویک وضعیت مطلوب برخوردار می‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حماس ازمدتها پیش منتظر آغاز جنگ زمینی بوده تا اینکه با استفاده از روشهای خاص خود نظامیان اسراییلی را به دام بیاندازد و روزانه دهها نفر از نیروها را هر چند در جان پناهای به ظاهر تسخیر ناپذیر تانک مرکاوا باشند، مورد هدف قرار داه و از بین ببرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنابر این بنظر می‌رسد اسراییلها یک عملیات محدود در زمین نه به منظور پیشروی در خاک غزه بلکه به معنی استفاده از امکانات زمینی نظیر تانکها برای یورش به مناطق مسکونی استفاده خواهند کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; این موقعیت به چریکها اجازه می‌دهد وارد هر منطقه ای که نیروهای زرهای و زمینی و اسراییل حضور دارند شده و به رویارویی مستقیم بپردازند.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;وی در پاسخ به این سوال که تاثیر تحولات غزه را در کشورهای عربی منطقه که با آمریکا و اسراییل در این جنایت همکاری پیوسته ای را داشته اند چگونه می‌بینید گفت:&quot; اقدامات اسراییل علیه منطقه بسته و محروم غزه به سرعت یک جو غلیظ عاطفی را در منطقه خاورمیانه مخصوصا در بخش عربی خاورمیانه ایجاد کرده است. چراکه حمله یک ارتش مجهزبه یک منطقه محروم که ماهها درمحاصره شدید دشمنان ازدریافت هرنوع کمک دارویی وغذایی محروم بوده احساسات تنفرانگیزی را علیه جریان مهاجم بوجود می‌آورد. &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دقیقا به همین دلیل عملیات رژیم صیهونیستی علیه حماس ومردم غزه که با همراهی وحمایت بعضی ازدولتهای عربی منطقه در برابر دیدگان ملتهای عرب انجام شد، سبب جدایی صفوف ازهم و انزوای سریع آن دسته از دولتهایی که با اسراییلها دراین ماجرا هماهنگ بودند، گردید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مصری ها وسعودی ها که دو هم پیمان اسراییل دراین عملیات بوده اند، ازسوی افکارعمومی ومردم ساکن این کشورها مورد آماج انتقاد قرارگرفته اند. این شرایط باعث گردید که مصری ها علی رغم موضع سختی که درباره عدم بازگشایی دروازه جنوبی غزه یعنی منطقه رفح داشتند، درظهر روز دوشنبه 48 ساعت پس ازآغاز عملیات اسراییل بطور محدود دروازه رفح را بگشایند و اجازه ورود کمکهای دارویی وغذایی کشورهای مختلف و انتقال مجروحان حوادث غزه را صادر نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همین چند روز مصری هایی که موضع بسیار سختی علیه حماس گرفته بودند به مجموعه مذهبی الازهر که یک مجموعه وابسته به دولت هست فشار آورده  که در روزپنجم جنگ باصدور بیانیه ای اقدامات صیهونیستها را محکوم بکند وحق دفاع مردم غزه را به رسمیت بشناسد. همینطوررژیم عربستان سعودی که کمکهای مالی وتامین عملیات اسراییل برعهده گرفته بود ناچارشدکه دراواخر روز یکشنبه به بعضی از مفتی های درباری دستوربدهد که آنها باصدوربیانیه‌هایی حملات اسراییل علیه غزه رامحکوم کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عملیات اسراییل علیه مردم غزه و مقاومت مردم و حماس سبب شکاف و انشقاق درسطح کشورهای عربی مرتبط  بااسراییل شده است. اردن از ابتدای آغاز درگیری علیه اقدام اسراییل بیانیه صادر کرد. درمجلس اردن پرچم رژیم اسراییل به آتش کشیده شد و اجازه تظاهرات سراسری به مردم داده شد تا بدینوسیله صف خود را از حامیان جنگ جدا نماید . دولت لیبی، الجزایِرو یمن مواضع خوبی رابه نفع مردم غزه گرفتند که باید به این صف دولت سودان، قطر و بعضی دولتهای دیگر منطقه را نیزاضافه کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراین تاثیرفوری مقاومت مردم غزه را می‌توان شکاف بین صفوف منسجم کشورهای عربی مرتبط با آمریکا دانست که موجب محدودیت  اسراییلها درعملیات علیه مردم غزه وفلسطین درمنطقه شده است. اسراییلیها آرام آرام به این نتیجه رسیده انذ که نمی‌توان چندان به همراهی بعضی ازدولتهای عربی منطقه تکیه کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;س: با توجه به انتخاباتی که درفلسطین اشغالی (کنست اسراییل) و انتخاباتی که درفلسطین برگزارخواهد شد، تحولات اخیرچه نقشی رامی‌تواند درشرایط سیاسی پس ازانتخابات برجای گذارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براساس تقویم سیاسی دو انتخابات دربیش است. یک انتخابات مربوط به تشکیلات خودگردان فلسطین مربوط می‌شود که زمان آن طبق تقویم روزبیستم دی ماه خواهد بود. یعنی پایان دوره مسولیت آقای محمود عباس به عنوان رییس تشکیلات خودگردان فلسطین وانتخابات دیگربرای تعیین نمایندگان جدید پارلمان اسراییل وتعیین دولت جدید این رژیم درتاریخ 21دی ماه می‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما قراین وشواهدی بیان کننده این است که انتخابات رییس تشکیلات خودگردان فلسطین در موعد مقرر برگزار نخواهد شد. اتحادیه عرب تلاش می‌کند که با استفاده از روشهای غیرقانونی دوره ریاست آقای محمودعباس رایکسال افزایش بدهد؛ درحالیکه تجدید دوره ریاست جمهوری وی درصلاحیت اتحادیه عرب نبوده ومجلس ومردم فلسطین می‌توانند دراین خصوص اظهارنظرنمایند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته پرواضح است که هم مردم فلسطین ومجلس فعلی فلسطین با انتخاب مجدد یا تمدید دوره ریاست جمهوری آقای محمودعباس یا کسانی که مرتبط باجریان سازشکارفتح هستند مخالف هستند. بنابراین به نظر نمی‌رسد که انتخابات اول برگذار شود.انتخابات دوم هم درموعد مقرر قطعا برگذارنخواهد شد، چرا که شواهد فعلی رژیم صیهونیستی شرایط برگزاری انتخابات نیست وبه همین دلیل هم مقامات فعلی تل آویو طرحی را  به پارلمان این رژیم ارایه داده‌اند که براساس آن سه ماه برگزاری انتخابات مجلس رژیم صهیونیستی به تعویق بیفتد. از این رویداد نتیجه میگیریم که مقاومت درغزه توانسته  برای اولین باریک وضع اضطراری را برای رژیم صهیونیستی بوجود آورد. بطوریکه این رژیم نتواند درتاریخ مقرر برنامه سیاسی خود را به اجرا بگذارد. البته معلوم نیست که پس ازدوره سه ماهه هم اسراییلیها بتوانند انتخابات را برگزار نمایند و به شرایطی که پیش رو خواهد بود ووضعیتی که درمجموع به وجود می‌آید، بستگی دارد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زارعی در پاسخ به این سوال که آیا نبرد آینده مقاومت با آمریکا و دنباله های اسراییلی وداخلی آن یک نبرد سرد و سنگین سیاسی  مشابه آنچه پس ازجنگ سی وسه روزه درلبنان شاهد آن بودیم، خواهد بود، گفت:&quot;شاید نتوانیم مدلسازی کنیم. یعنی آنچه راکه درلبنان اتفاق افتاده را به فلسطین تسری بدهیم. چراکه شرایط این دوکشوربرابر نیستند. درعین حال ممکن است مشابهتهایی بین شرایط لبنان وفلسطین وجودداشته باشد. من می‌خواهم بگویم آنچه درفلسطین ولبنان اهمیت اولویت دارد مسئله مقاومت است. بایداین سوال رامطرح کرد. &lt;BR&gt;آیا امکان اجرای عملیات سیاسی علیه مقاومت وجود دارد؟ پاسخ حتما آری هست. بله امکان اجرای عملیات وجوددارد. همانطورکه درلبنان اجراشد. کما اینکه علیه حماس هم این اتفاق افتاد. حماس سه سال پیش شعاردولت ائتلافی را می‌داد و ازآقای محمودعباس وجریان فتح درخواست کرده بود که دردولت ائتلافی شرکت کنند. اما آقای محمودعباس وفتح بطورکلی این درخواست را ردکردند. وحماس را وادارکردند که یک دولت در واقع مرتبط با حماس راتشکیل بدهند. بعدهم آنها درمقابل این دولت کارشکنی کردند وحتی با اسراییلها همدست شدند و درجهت تضعیف دولت مقاومت حرکت کردند. اما اگر سوال بشود که آیا امکان یک عملیات موفق علیه مقاومت وجود داردیاخیر؟ باید بگوییم به احتمال زیاد امکان اجرای عملیات موفق وجود نخواهد داشت.همانطورکه درخصوص حزب الله لبنان هم شاهد بودیم که آنها بعد از پایان جنگ 33 روزه عملیات سیاسی راه به قصد بد نام کردن حزب الله و منزوی کردن این جریان قوی لبنانی انجام دادند اما در نهایت هیچ دستاوردی نداشتند و بعد از نزدیک به دو سال از آغاز عملیات سیاسی علیه حزب الله ناچار شدند آنچه که در متن اعلامیه دوحه که در اردیبهشت ماه سال جاری آمده بود را بپذیرند که آن به رسمیت شناخته شدن قدرت حزب الله ، به رسمیت شناختن برتری حزب الله و پذیرش آنچه را که حزب الله لبنان در بیانیه های سیاسی خودش در جریان اعتصام تاریخی که در آبان سال 1385 اعلام کرده بود تن بدهد و ما امروز شاهد هستیم که حزب الله لبنان تمام اهداف خود سیاسی خودش را محقق کرده است و به عنوان یک جریان مقندر شناخته شده و فعالیت های خودش را در لبنان بدون کاستی انجام می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من معتقدم در مورد حماس هم این مسئله وجود خواهد داشت یعنی بعد از پایان جنگ فعلی علیه حماس ما شاهد گسترش قدرت، محبوبیت و مقبولیت حماس در داخل فلسطین و در منطقه عربی خواهیم بود کما اینکه رسانه های رژیم صهیونیستی هم از جمله روزنامه جرزلم پست که نزدیک ترین روزنامه اسرائیلی به دولت فعلی رژیم صهیونیستی است رسماً اعلام کرد که بعد از عملیات اسرائیل علیه غزه محبوبیت حماس و جریان های آن در منطقه که مراد آن ها ایران و سوریه بود در پایان جنگ تقویت خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراین در پایان جنگ حماس در یک وضعیت بهتر و مخالفان فلسطینی حماس در سرایط ضعیفتری قرار خواهند گرفت و خود این توفیق اجرای عملیات سیاسی علیه حماس را از بین می برد بنابراین می شود گفت که شرایط آینده شرایط تقویت کننده برای حماس است و حماس را از بسیاری از محدودیت های فعلی آزاد می کند یعنی حماس بعد از جنگ فعلی به هیچ وجه با همه آن محدودیت هایی که قبل از جنگ و در حین جنگ دست به گریبان آن بود نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوال: برخی معتقدند که آمریکایی ها و اسرائیلیها پیش از آغاز درگیری نیز می دانستند حماس با آن پشتوانه مردمی اش قابل از بین بردن نیست بلکه هدف آنها از آغاز جنگ و هزینه سرشاری که بابت آن انجام می دهند وادار کردن حماس برای ورود به معادلات سیاسی منطقه است. نظر شما چیست؟ &lt;BR&gt;حماس اساساً وارد معادله سیاسی شده بود در عرصه داخلی علیرغم مخالفت های پی در پی که با مشارکت در انتخابات شهرداری ها در سال 2002 داشت، پذیرفت که در سل 2005 در انتخابات مجلس شرکت بکند و جنبش مقاومت از حضور در مجلس و دولت هم بهره مند شود. بنابراین حماس فرایند سیاسی داخلی را توام با فرایند مقاومت آغاز کرده بود که از این جهت مشابهت هایی میان حماس و حزب الله وجود دارد و در عرصه بین المللی هم حماس رایزنی های زیادی را آغاز کرده بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با همین مصری هایی که امروز با اسرائیل علیه دولت آقای اسماعیل هنیه همپیمان شدند چندین دوره مذاکره داشت، آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس مرتب با محافل عربی رفت و آمد و مذاکره داشت و حماس حتی حاضر شد که یک قرارداد آتش بس شش ماهه با رژیم صهیونیستی امضا کند، قرار داد شش ماهه ای که از اول تابستان سال جاری آغاز شد و تا پایان پاییز ادامه داشت و البته بارها از سوی رژیم صهیونیستی نقض شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراین حماس از فرایند های سیاسی رویگردان نیست ولی اگر منظور از فرایند های سیاسی این است که حماس از شکل یک جریان مقاومت تبدیل بشود به یک جریان رسمی دولتی و بعد در معادلات منطقه ای حل و هضم بشود این به هیچ وجه در درستور کار حماس نبوده و در دستور کار حماس هم نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حماس اگر قدرت دارد، قدرتش به خاطر مقاومتش است نه به دلیل مذاکرات سیاسی ؛ قدرت حماس در مقاومت حماس خلاصه می شود کمااینکه قدرت حزب الله لبنان هم در مقاومت حزب الله لبنان خلاصه می شود و نه در اینکه چند نماینده در مجلس دارد یا چند وزیر در کابینه آقای فواد سینیوره دارد بنابراین حماس رمز قدرت خود را می داند و از این رمز فاصله نمی گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همین امروز که حماس درگیر یک جنگ ظالمانه و کاملاً نابرابر و غیر انسانی هست در زیر بمباران های پی در پی صراحتاً اعلام می کند که ما فلسطین را فقط در مناطق 1967 نمی بینیم بلکه فلسطین کل فلسطین هست اعم از سرزمین های 1948 و 1967 یعنی کل مجموعه حدود 2700 کیلومتر مربعی که امروز رژیم صهیونیستی نام اسرائیل بر روی آن گذاشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کل این را ما فلسطین می دانیم و تا آزادی وجب به وجب آن به مقاومت ادامه می دهیم؛ این چیزی است که حماس در زیر موشک ها دارد اعلام می کند بنابراین پرواضح است که وقتی از این جنگ پیروز بیرون بیاید بر این شعارها تاکید خواهد کرد نه اینکه از این شعارها فاصله بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراین تصور اینکه حماس در معادلات منطقه ای هضم می شود، یک تصور نادرستی است. البته بعید می دانم اسرائیلی ها و بعضی از کشورهای عربی این موضوع را درک نکنند چراکه جریان مقاومت در منطقه اساساً به مذاکرات و گفتگوها و ملاطفات سران دولت های عربی نشسته است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2009 15:20:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنگ غزه معادلات جدید را در جهان به ‌وجود می‌آورد </title>
<link>http://adlcity.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;دکتر ابراهیم فیاض در گفتگو با شبکه ایران؛&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt; قصه انتفاضه فلسطین که در آن خردسال و پیر، زن و مرد و کودک شیرخوار با جان دادنشان، مبارزه می‌کنند، ریشه در نهضت امام حسین(ع) دارد.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!--end of newsBox--&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;دکتر ابراهیم فیاض در گفتگوی اختصاصی با شبکه ایران گفت: تحولات غزه ساختارهای سکولاریستی و انگلوساکسونی جهان را تغییر خواهد داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی با بیان اینکه خاورمیانه قرن بیستم و پس از جنگ جهانی با نظم انگلیسی شکل گرفت، اظهار داشت: اگر امپراطوری عثمانی تجزیه نمی شد و هویت‌های نوخواسته‌ای مثل اردن، عراق وعربستان که رابطه خانوادگی و خانزادی با انگلستان و آمریکا دارند، پدید نمی آمد؛ آنها نمی توانستند اسرائیل را در کنار کشور های عربی به‌وجود بیاورند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایشان با اشاره به تاسیس اتحادیه عرب توسط انگلیسی‌ها که به منظور حفظ ساختار و تعادل بین کشورهای متکثر جدید بود، گفت: درگیری هایی که در این سالها بین اعراب و اسرائیل روی داده یک دعوای درون خانواده و ساختار بوده است که همواره بزرگان ساختاری بعد از جنگ جهانی دوم مانند آمریکا میانجی و واسطه ترک مخاصمه بوده اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;ساختارهای دینی خاورمیانه در حال دگرگونی است &lt;BR&gt;&lt;/B&gt;این جامعه شناس برجسته گفت: جنگ های غزه و لبنان که آقایی و میانجیگری آمریکا در آن تاثیری ندارد، ساختار انگلوساکسونی خاورمیانه را تغییر داده و معادلات جدید را در جهان به‌وجود می‌آورد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی پیرامون تاثیر نبرد غزه بر کشورهای عربی گفت: با برهم خوردن ساختار آمریکایی خاورمیانه حتی اگر دولت‌های عربی بمانند مشروعیتشان زیر سوال می رود، به همین دلیل دولت های عربی همه وحشت زده اند و نمی توانند روابط داخلی و بین‌المللی خودشان را تنظیم کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر میزان که آمریکا تضعیف بشود، کشورهای عربی هم تضعیف خواهند شد. این پادشاهی‌هایی که کدخدای آمریکا هستند، اگر در سیر این تحولات باقی بمانند، باز هم به علت خود آگاهی مردم و از بین رفتن ساختارها به شدت به سمت ایران خواهند آمد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیاض گفت: الان در عربستان خیلی از اهل تسنن، ایران را قبول دارند و وهابیت در حال افول است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی افزود: با فروپاشی ساختارها، تصویرهای یهودی قرن نوزدهمی خاورمیانه که توسط انگلیسی ها شکل گرفته و وهابیت در اهل سنت و بهابیت در تشیع را به وجود آورده‌اند؛ فرو خواهد پاشید.&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.inn.ir/iran_media/image/2009/01/405110109_orig.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;نظام تک قطبی انگلوساکسون‌ها رفتنی است&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیاض تصریح کرد: نزدیکی بین شیعه و سنی در جهان و تظاهرات گسترده ای که توسط مردم در جهان برقرار می‌شود، نشان دهنده پدید آمدن یک هویت جدید در ملت‌های جهان است. وی افزود: با بهم خوردن ساختارهای خاورمیانه، ساختاری به وجود خواهد آمد که نمی تواند وضعیت ناهنجار موجود را تحمل کند و نظام تک قطبی انگلوساکسونها از بین خواهد رفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;پیوستگی معادلات جهانی و تحولات خاورمیانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمریکا نظرش این است که ساختار جهانی با وجود خود، ژاندارمری خود و ساختار حقوقی خود را اجرا کند. به همین دلیل شورای امنیت امروز به شورای حکومتی آمریکا تبدیل شده است و دیگر نمی تواند از جنایات و کشتار مردم جلوگیری کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این استاد دانشگاه گفت: این سازمان‌های بین المللی که پس از جنگ جهانی دوم پدید آمده‌اند، دیگر فاقد توانایی اجرای  نرم افزارهای خود است، بنابراین کل مشروعیت آن نظام را از بین برده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی افزود: اگر امواج تحولات خاورمیانه یک جای این ساختار را دچار ریزش کند،‌ همه این ساختار دچار ریزش و دگرگونی خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;نهضت امام حسین (ع) هم یک جنگ خانوادگی بود&lt;/B&gt; &lt;BR&gt;یک خود آگاهی مردمی در مقابل ساختارهای مصلوب بعد از جنگ جهانی به محوریت آمریکا در حال شکل گیری است که ریشه در وقوع انقلاب اسلامی دارد. ما وارد دوره ای شده ایم که مردم نقش تعیین کننده ای در تحولات دارند و انقلابی درونی شروع شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; وی گفت: جنگ در غزه و پیش از آن در لبنان یک جنگ خانوادگی است، یعنی مردم نیروهای نظامی هستند نه یک عده نیروی چریکی منقطع از ملت. قصه انتفاضه فلسطین که در آن پیر ‌و ‌جوان، خانواده ها و مردم، بچه شیرخواره هم به یک معنا با جان دادنشان، دارند می‌جنگند؛ ریشه در همان نهضت امام حسین دارد. نهضت امام حسین&quot;ع&quot; برعکس کسانی که با آنها می‌جنگیدند یک جنگ خانوادگی بود.این نوع مبارزه جنگ جدیدی است که همه در آن مشارکت دارند و به همین علت شکست ناپذیر است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دکتر فیاض افزود: دشمن برای مقابله چاره ای جز خشونت بیشتر، کشتارهای جمعی و کشتن کودکان، کهنسالان و توده های مردم نخواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی در ادامه اذعان داشت: با ملتی که مادر آن پنج فرزندش شهید شده و در میدان حاضر است، دیگر نمی‌شود جنگید و اینجاست که آنها روز به روز به سوی نابودی در حال حرکتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;خروج از انفعال، درک استراتژیک از تحولات&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دولت ایران اگر این انقلاب ساختاری را بفهمد قاعدتا باید روی دو موضوع تمرکز کند. اول اینکه با استفاده از تمام ابزارهای دیپلماتیک و رسانه‌ای عدم مشروعیت نهادهای بین المللی را در فضای دیپلماسی جهانی نهادینه کند. دوم هم این است که با توجه به جنایات وحشتناکی که در حال روی دادن است و عدم کارآیی حقوق بشر سکولاریستی را پیگیری و بر نهادینه شدن حقوق مردم تاکید کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این استاد دانشگاه با بیان اینکه اتحادیه بین المجالس آسیایی پتانسیل خوبی است که می‌تواند مقدمات تغییرات را در مجمع عمومی سازمان ملل فراهم کند، گفت: مجلس شورای اسلامی وزارت امور خارجه و همه با کمک یکدیگر باید شروع کنند تا زمینه دگرگونی در ساختارهای سیاسی بین المللی فراهم آید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ایشان با انتقاد از انفعال اندیشمندان و مسئولان در موضوع حقوق بشر افزود: وقتی عنوان حقوق بشر اسلامی به کار می‌بریم یعنی انفعال و پذیرش استیلای غرب، در حالیکه ما باید مفاهیم حقوق مردم و حقوق بین الملل اسلامی را مطرح و با غربی ها به مباحثه بنشینیم. وی گفت: تا زمانی که در این حوزه به جای مطالعه به مونتاژ می‌پردازیم همانند صنعت اتومبیل سازی در حاشیه قرار خواهیم گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پایان مطلب/&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2009 14:34:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adlcity&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>adlcity</dc:creator>
<guid>http://adlcity.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
